من در تاريخ 10/11/65 در شلمچه مجروح شدم. در لشكر 14 امام حسين(ع) گردان حضرت رسول(ص) نيروي پياده بودم. وقتي جواب پاتك دشمن را داديم و در حال تحويل خط بوديم ناگهان هواپيماهاي دشمن حمله كردند و با راكت شيميايي منطقه را آلوده و بسياري از رزمندگان را مجروح كردند. هنگام پخش گازهاي شيميايي چشم و بدنمان شروع به سوزش كرد و خون بالا ميآورديم. وضعيت سختي بر رزمندگان حاكم شده بود و چون توسط گاز شيميايي خردل آلوده شده بوديم بدنمان تاول زده بود و ميسوخت. بعضي از دوستانم شهيد شدند و من هم جانباز 70درصد شيميايي شدم.
بعد از مجروحيت عملهاي پي در پي انجام دادم. چندين عمل پيوند روي چشمهايم انجام دادم ولي در آخر يكي از چشمهايم نابينا شد و آن يكي ديد بسيار كمي دارد. وضعيت چشمهايم به گونهاي شده كه ديگر نميتوان هيچ عملي روي آن انجام داد و بسياري از مواقع درد بسيار زيادي را در چشمهايم تحمل ميكنم. دكترها جوابم كردهاند و گفتهاند الان هيچ كاري نميشود روي چشمهايت انجام داد و در آينده با پيشرفت علم پزشكي شايد راه جديدي به وجود بيايد و بتوانيم كاري انجام دهيم. همه كساني كه در منطقه توسط بمبهاي شيميايي جانباز شدند از لحاظ چشم و ريه صدمات زيادي ديدند كه هنوز هم همراهشان است. الان هم همه جا اكسيژن همراهم هست و نميتوانم بدون آن جايي بروم. به همين دليل حضور در جامعه و داشتن فعاليتهاي اجتماعي برايم سخت است و مجبورم در خانه بمانم.
بنياد شهيد نقشش را خوب ايفا ميكند ولي جانبازان شيميايي از لحاظ تأمين دارو توقع زيادي دارند. بنياد داروهاي ما را تأمين ميكند ولي گاهي جانبازان شيميايي كه نه چشم دارند و نه ميتوانند درست نفس بكشند براي تأمين برخي داروها به مشكل برميخورند و بايد آنها را آزاد بخرند. بعضي داروها گران است و هزينه آن تا 500، 600 هزار تومان هم ميشود و براي تأمين آن بايد تا آن سوي شهر برويم و با هزينه شخصيمان بخريم و بعد از شش ماه پولش را از بنياد يا بيمه بگيريم. خريد اين داروها با حقوق يك و نيم ميليون توماني ما خيلي سخت است و باعث مشكلاتي برايمان ميشود. به هرحال شرمندگي آن براي جانباز و سختياش براي خانوادهاش ميماند.
به نظرم مسئولان بايد توجه داشته باشند كه صرف تخصيص اعتباري براي رفع مشكل جانبازان كفايت نميكند. خود من به دليل وضعيت جسميام، به فرض اينكه مشكل مالي هم نداشته باشم در تأمين آنها به مشكل برميخورم. پس بايد براساس شرايط يك جانباز تمهيدات لازم براي آنها انديشيده شود. اميدوارم راهحلي براي حل مشكل تأمين دارو و مشكلات مالي جانبازان شيميايي و قطع نخاعي انديشيده شود. توجه داشته باشيد كه ما عمده درآمدمان صرف تأمين دارو ميشود، پس براساس نياز هر جانباز به راحتي ميتوان اعتبار لازم را تخصيص داد. اما در اين خصوص يك ديد كلي وجود دارد و نيازسنجي منطبق بر واقعيات زندگي يك جانباز صورت نميگيرد.