
از صنعت توریسم و اینکه در دنیای امروز جزو ده صنعت برتر دنیاست و سهم بسزایی در تولید اشتغال و به حرکت در آوردن چرخ های اقتصاد دارد، بسیار نوشته و حرف ها زده اند. اینکه طبق آمارهاي جهاني بيش از 10 درصد سهم توليد ناخالص دنيا از آن صنعت توریسم است و کشورهای بسیاری به این نتیجه رسیده اند که یکی از بهترین عرصه های سرمایه گذاری برای رسیدن به درآمدهای قابل توجه همین پاک ترین صنعت، یعنی جذب گردشگر است. اما سوال اینجاست که ما در ایران با تمام داشته های تاریخی و طبیعی و آثاری که اکثر کشورهای دنیا آرزوی داشتن حداقل یکی از آنها را در دل دارند، چه کرده ایم و با چه برنامه ای تصمیم داریم خود را جزو کشورهای پیشرو در اين امر نگه داریم؟
***
معلوم نیست به آمارهای جهانی هم باید به مانند آمارهای خودمان نگاه کرده و باورشان کنیم، یا می شود آنها را استخراج شده از یک سری گزارش های معتبر بدانیم. به هرحال آمار و ارقام نشان می دهند که از 5 سال پیش یعنی سال 2009 صنعت توریسم در دنیا به شدت متحول شده و در همان سال، این صنعت 3/9درصد در توليد ناخالص ملي جهان سهم داشته و موفق به توليد بيش از 210 ميليون شغل يا 4/7درصد از كل بازار اشتغال جهاني شده است.جالب است در همان سال آمارهايي از ميزان ورود گردشگر به ايران هم منتشر شد كه بر اساس گزارش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، در عرض 7ماه اول سال بيش از يك ونيم ميليون توريست خود را به ايران رسانده بودند.
هر چند بعد از آن سال مسئولان امر عنوان كردند كه ميزان ورود گردشگر به ايران رو به كاهش است و هر سال درصد زيادي از انها ريزش مي كند اما همان آمارهاي سال 1388 نيز قابل قبول نبود زيرا اگر قرار باشد ورود يك ونيم ميليون توريست در عرض 7 ماه به كشور را بپذيريم، بايد ماهانه حدود 214هزار نفر و روزانه 7هزار گردشگر از مرزهاي ايران گذشته و خود را به اين آب و خاك رسانده باشند.هنوز هم براي درست نبودن اين رقم مي شود دلايلي آورد و آن هم اينكه اگر در هواپيماها فقط گردشگر حضور داشته باشد، آيا روزانه 30پرواز خارجي براي رساندن آنها به ايران صورت مي گرفته است؟
30 پرواز خارجي كه اختصاصا گردشگر به ايران وارد كنند واقعا دور از باور است. به راستي چند فرودگاه كشور كه مي توانند به پروازهاي بين المللي خدمات بدهند چنين رقمي را تاييد مي كنند؟
*دور ايران در چند روز
چقدر مظلومند شهرهاي ايران و اماكن تاريخي و طبيعي و موهبت هاي الهي موجود در آنها كه در حال له شدن در زير فشار تبليغات تورهاي خارجي مي شوند.
واقعا كدام يك از اين شهرها براي شما آشناتر است؟ شيراز و سرعين و اصفهان و رامسر و زابل و تويسركان و مشهد و قم، يا شانگهاي و گيرنه و ماگوسا و سواحل فوكت و گوش آداسي؟
تبليغات تورهاي داخلي براي كشاندن ايرانيان به خارج از كشور آنقدر زياد و فشرده شده كه ديگر نه تنها آگهي هاي رنگارنگ بسياري از روزنامه ها هزاران نفر را وسوسه مي كنند تا پول هايشان را جمع كرده و براي يكبار هم كه شده سري به تايلند و قبرس و گرجستان و آفريقاي جنوبي بزنند، بلكه وقت و نيمه وقت هم زنگ پيام كوتاه موبايل ها قيمت هاي ويژه و تورهاي دقيقه نودي را به سمع و نظر هموطنان مي رساند تا مبادا چيزي از قلم افتاده باشد.
كساني كه تا كنون چمخاله را نديده اند و شب هاي بيشه را تجربه نكرده اند و نمي دانند بهار گردنه حيران كم از بهشت ندارد و زمستان هاي مازندران رويايي ترين مناظر را مي آفريند، ريال ايران را به ارزهاي رايج دنيا تبديل كرده و آتش به سرمايه ملي مي زنند.فرانسه 5 روزه نفري 5 ميليون، دور ايتاليا 6 روزه 6 ميليون ونيم، آفريقاي جنوبي 12 روزه 2هزار دلار بعلاوه 4ميليون تومان و برزيل هم با همين تعداد روز 3هزار دلار بعلاوه 7ميليون تومان.
اعدادفوق براي يك نفر است و به عنوان مثال اگر قرار باشد يك خانواده 4 نفره 12 روز به برزيل سفركنند بايد چيزي حدود 52ميليون تومان بغير از هزينه ناهار و شام و گردش هايشان بپردازند، چون تورها چنين خدماتي نمي دهند. ضمن اينكه چند ميليون هم بايد براي سوغات ها كنار بگذارند. حال فكر مي كنيد اگر همين خانواده ايراني قرار باشد 12 روز خارج از خانه و در سفري ايرانگردي فقط شمال و شمالغرب ايران را در برنامه داشته و شهرهاي شمالي مثل محمود آباد و چالوس و رامسر و رشت و انزلي را با تمام زيبايي ها و ساحل دل انگيزش گشته و به سمت آستارا و اردبيل و سرعين با آن هوا و آب گرم ها و دامنه هاي آرامش بخش سبلان رفته و تبريز و اروميه و درياچه درمانگر اين شهر را تجربه كرده و از سمت بانه و كردستان و كرمانشاه و زنجان به سمت تهران برگردند چقدر هزينه خواهند كرد؟
سفري براي آشنايي با اقوام مختلف و چشيدن غذاهاي محلي و خريدهاي روستايي. تجربه اي كه هيچ وقت تكرارش موجب كهنه شدنش نمي شود.
*20 ميليون براي 10 سال بعد
بر اساس چشم انداز 20ساله، ايران بايد از سال 1404 سالانه پذیرای 20 میلیون گردشگر باشد که با توجه به شرایط موجود دست یافتن به این رقم نه تنها سخت كه بدون تعارف بايد بگوييم غیر ممکن است.تا چند سال پيش كه مي توانستيم در مورد همان اندك گردشگري كه وارد ايران مي شدند حرف بزنيم، آژانسهای خارجی فقط با پنج درصد از ظرفیت واقعی تورهای خود، سفر به ایران را رزرو میكردند و حالا كه اين عدد به شدت افت كرده ديگر درصدي باقي نمي ماند!
به عقيده كارشناسان يكي از مشكلات اساسي صنعت توريسم ايران اين است كه با توجه به وضع درخواست آژانسهای خارجی برای سفر به ایران، هنوز هیچ دورنمایی در حوزهی گردشگری ورودی در كشور وجود ندارد.در كشوري كه مي خواهد در عرض كمتر از 10سال 20 ميليون گردشگر را به سمت خود جذب كند بايد براي تك تك ماه هايش برنامه داشته و بداند در هر فصلي چه گروهي و از كدام نقطه دنيا راهي آن خواهند شد.
در اوايل دهه هشتاد آژانسهای خارجی معمولا با ۸۰ درصد ظرفیت واقعی تورهای خود كه بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفر بودند، سفر به ایران را رزرو میكردند؛ اما از چهار سال پيش همان آژانس ها با پنج درصد ظرفیتشان كه به همان نسبت تعداد گردشگران هم كاهش یافته است، این كار را انجام میدهند.مسئولان جامعه تخصصی تور گردانان ایران معتقدند از نظر گردشگران خارجی، امنیت مسألهی مهمی است و اكنون نيز دربارهی ایران، این مسأله را مطرح میكنند و نسبت به آن، حساسیت و نگرانی نشان میدهند كه همين امر دليلي بر آمار بالاي لغو تورهاي خارجي است.
كوتاه سخن اينكه برنامه ريزي در حوزه گردشگري فقط حرف زدن و داشتن نقاط بكر و ديدني و باستاني و باليدن به وجود آنها نيست بلكه بايد براي اين صنعت برنامه ای مدون تنظيم كرد كه در آن بازاریابی و شرکت در نمایشگاه هايي كه ايران را به دنيا عرضه مي كند در راس امور قرار دارد. در كنار اين فعاليت ها حتما بايد تاسیسات و تجهیزات داخلي را نيز مطابق با استانداردهای روز دنيا طراحي کنيم تا از طریق آن بتوان به حجم بالاي گردشگراني كه در برنامه قرار دارند خدمات داده و پاسخگوي نيازهايشان باشيم.