کد خبر: 664918
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۸:۴۲
گذري بر خاطرات رضا خدري خبرنگار جنگ و نويسنده دفاع مقدس
از دوران كودكي با خرمشهر مانوس گرديدم. بوي نم و رطوبت، هواي گرم و شرجي، ساحل زيباي كارون و اروندرود...
از دوران كودكي با خرمشهر مانوس گرديدم. بوي نم و رطوبت، هواي گرم و شرجي، ساحل زيباي كارون و اروندرود، خيابان ساحلي كوت شيخ، ناوچه‌هاي يزدي دريايي، لنج‌ها و اسكله‌هاي بندر، صداي گوش‌نواز كشتي‌هاي باري كه در ساحل بندر در كنار اسكله‌ها پهلو مي‌گرفتند، صداي بلند ناخداها و دستورات پياپي كه به جاشوها و ملونان مي‌دادند، ميدان راه‌آهن، حركت دسته‌جمعي مردم با كيف‌ها و ساك‌ها و كيسه‌هاي در دست كه ديرشان شده بود و دوان دوان به سمت واگن‌هاي قطار مي‌دويدند.
 
خرمشهر ريشه در تاريخ دارد. مناطق فلكه دوازده گمرك، بندر، فيليه، كاخ شيخ خزعلي شاه‌آباد(طالقاني فعلي)، آرش، كوي آريا، كوي نخل، كوي بهروز، بازار سيف، ديزل آباد، خيابان فردوسي، مساجد، حسينيه‌ها و مسجد جامع خرمشهر سنگر مقاومت و پايدار زمانه در طول هشت سال دفاع مقدس، نخلستان‌ها، شلمچه زيارتگاه قبور مطهر شهداي عزيز، من با خرمشهر مانوس، قلبم برايش مي‌تپد، خرمشهر قلب ايران است.
 
نام خرمشهر به خاطر مبارزات و مقاومتش در برابر تجاوز بعثي‌هاي عراق و جانفشاني مردمانش كه با چنگ و دندان خرمشهر را از اسارت آزارساختند بر برگ‌هاي زرين تاريخ مي‌درخشد.
 
جنگ كه شروع شد شغل خبرنگاري و عشق به نوشتن به ثبت وقايع و درج اخبار مرا به متن جنگ تحميلي پرتاب مي‌كند. با شروع جنگ قلم به دست و دوربين عكاسي بر روي دوش در كنار مردم خرمشهر و آبادان بودم چون نقل جنگ و پيشاني جنگ اين دو شهر بوند. من از همان روزهاي اول چه مي‌گويم از همان ساعت اول با جنگ همراه بودم و در تمام صحنه‌ها حضور داشتم چون آنجا زادگاه من است در طول هشت سال دفاع مقدس لحظه‌اي از فكر خرمشهر و آبادان غافل نبودم، به عنوان خبرنگار و عكاس و رزمنده در ستادجنگ‌هاي نامنظم و فداييان اسلام شاهد شهادت عزيزترين فرزندان اين آب و خاك بر روي سنگفرش‌ها و آسفالت داغ كوچه پس كوچه‌هاي اين شهر بودم وقتي كه خرمشهر به علت نرسيدن نيروهاي كمكي به خاطر خيانت رئيس‌جمهور وقت بني صدر جولانگاه دشمن گرديد. مردان غيور و شيرزنان اين خطه با كوكتل مولوتف و سنگ و چوب به مصاف دشمن سرتاپا غرق اسلحه رفتند. جوانان، زنان و مردان خرمشهر در جنگ تن به نتگ پشت بام به پشت با عراقي‌ها جنگيدند و تا تير به پيشاني‌شان مخورد از پاي ننشستند.
 
 
زنان شجاع خرمشهر دوشادوش مردان لحظه‌اي خرمشهر را رها نكردند زنان در چند جبهه در كنار همسران و پسران خود بودند از يك طرف رزمنده بودند از سوي ديگر امدادگر و مجروحان را مداوا مي‌كردند و مسئوليت تهيه غذا براي رزمندان داشتند. مادران شجاع خرمشهر شبانه و در زير نورشمع جگر گوشه‌هاي خود را كه بر اثر بمباران‌ها شهيد مي‌شدند به خاك مي‌سپردند. زنان خرمشهري همچون شهيده عفت‌السادات ارجعي معلم قرآن، شهيده حاجي‌شاه و صدها زن ديگر آنقدر دفاع كردند كه شهيد شدند. مژده اوبناشي در روز 24 مهر 59 كه در جنگ خياباني در خيابان 24 متري اين شهر حضور داشت از پررنگي مسجد جامع اتومبيلشان در محاصره عراقي‌ها قرار گرفت و زير آتش دشمن قرار گرفتند وي در كيف امداد‌گريش چند‌تا نارنجك داشت پس از پرتاب كردن يكي، دوتا نارنجك تير به دست‌هايش خورد و از چند ناحيه بدن به شدت مجروح گرديد و جانباز شد.
 
اين‌ها نمونه‌اي است از هزاران هزار حوادثي كه بر سر خرمشهر آمد زنان خرمشهري، مادران خرمشهري با اين اوصاف از چند فرزند خويش نيز پرستاري مي‌كردند. دلشان پر از درد و غم بود و در خلوت خود اشك خون مي‌ريختند ولي به همسران خود و فرزندانشان دلداري مي‌دادند كه روزي پيروز خواهند شد.
 
آنچه كه بر سر مردم خرمشهر رفت قصه و رمان نيست بلكه واقعيت‌هايي است كه با پوست و گوشت خودمان حس كرديم. اگر فداكاري زنان خرمشهري در كنار مردان نيرو صدام در همان دوشنبه روز اول خرمشهر را تصرف و به سمت مركز ايران حركت مي كرد. من بارها و بارها گفته‌ام و هزاران بار ديگر هم خواهم گفت اگر دفاع زنان و مردان خرمشهري در 45 روز مقاومت  بندر عراقي‌ها مي رفتند كنار زاينده، آواز لب كارون مي‌خواندند.
 
از ديگر زنان شهيده بايد يادي كنيم از شهيده بي‌بي‌معصومه طوسي‌نژاد مادر 3 شهيد كه دو پسر عزيز و دختر بزرگوارش به نام‌هاي شهيد سيد‌مسعود ارجعي- شهيد سيد‌فتح‌الله ارجعي و شهيد عفت‌السادات ارجعي به فيض شهادت نائل گرديدند.
 
در طول 19 ماه اسارت خرمشهر پايداري و مقاومت زنان خرمشهري در كنار خانواده‌هايشان عاقبت منجر به شكست دشمن و آزادسازي خرمشهر از مناره‌هاي مسجد‌جامع به گوش جهانيان رسيد و خونين‌شهر باز خرمشهر شد و پشت صدايمان كه بر ديوار كاهگلي غرور تكيه زده بودند لرزيد.
 
هرچند بعثي‌ها خرمشهر را تبديل به ويرانه كرده‌اند ولي لحظه‌اي كه در روز سوم خرداد ماه 61 پاي بر ويرانه‌هاي خرمشهر گذاشتيم بوسه بر خاك شهرمان زديم و بر خاك سرخ مملو از خون شهداي اين شهر نماز شكر برپا كرديم.


 

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۸ - ۱۴۰۲/۰۳/۰۶
0
0
0
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار