با اينكه در تقويم رسمي كشور، روز چهارم خرداد به عنوان روز مقاومت و پايداري، روز دزفول خودنمايي ميكند ولي هنوز اين روز از زير سايه حماسه آزادسازي خرمشهر در سوم خرداد ماه خارج نشده است. هنوز بسياري از مردم و به ويژه نسل جوان با آنچه در دزفول گذشته غريب هستند و نميدانند روزي در دزفول چه بر مردم گذشته است. با اينكه در چند سال اخير كارهاي خوبي در رابطه با آگاهي جامعه از نقش دزفول در دوران دفاع مقدس انجام شده و همچنين روز پنجم خرداد ماه امسال به پاس مقاومت دو شهر «صور» در لبنان و دزفول روز خواهر خواندگي اين دو شهر نامگذاري شده، ولي هنوز تا شناساندن كامل مقاومتهاي اين شهر فاصله زيادي داريم.
براي آشنايي هرچه بيشتر با آثار مكتوبي كه در خصوص دزفول و مقاومت اين شهر طي جنگ تحميلي به رشته تحرير درآمده است در ادامه نگاهي گذرا به چندين مورد از اين كتب مياندازيم. عبدالرضا سالمينژاد يكي از نويسندگان دفاع مقدس است كه از دوران نوجوانياش در راديو دزفول كار ميكرد. او آن زمان در نشريات و مجلات اين شهر هم قلم ميزد. سالمينژاد تا به حال كتابهاي زيادي را در حوزه دفاع مقدس به چاپ رسانيده كه تعدادي از آنها را مروري ميكنيم.
«الف دزفول» يكي از كتابهاي خوب در زمينه نقش اين شهر در دوران دفاع مقدس است و به قول نويسنده روي جلد كتاب درباره روايتهاي داستاني از مقاومت اسطورهاي مردم قهرمان دزفول است. سالمينژاد «الف دزفول» را در چند بخش مجزا ولي مربوط به هم نوشته است. در بخش ابتدايي كتاب كه با عنوان به جاي مقدمه آمده اطلاعاتي اجمالي از حماسههاي مردم و اطلاعات و آماري درباره وضعيت شهر و تعداد شهيدان و جانبازان را ميخوانيم. در بخش بعدي روايتهايي داستاني از مقاومتهاي مردم و اتفاقاتي كه بر آنها گذشته است را مرور ميكنيم. در ادامه نويسنده براي آشنايي با فضاي حاكم در سالهايي كه خاطرات كتاب اتفاق افتاده روزشماري از مهمترين حوادث و رويدادهاي آن روزها را آورده است. سالمينژاد با آوردن خبري از روزنامه جمهوري اسلامي كه مربوط به اولين روز جنگ است و خبر از تجاوز هواپيماهاي عراقي به خاك ايران ميدهد اين بخش را شروع كرده و به صورت گزيده تا فروردين ماه سال 61 بريدههايي از اخبار رسانهها را منتشر كرده است. در چندين صفحه پاياني هم عكسهاي خاطرهانگيزي از آن روزهاي شهر دزفول را ميبينيم.
«سربازان سبزقبا» كتاب ديگر سالمينژاد در رابطه با شهر دزفول است. اين كتاب شامل روايتهاي كوتاهي درباره اهالي شهر مثل آيتالله قاضي و ديگر شهيدان شهر است. نگارنده در مطلبي درباره شهيد رضا پورعابد با عنوان مرد هزار لبخند مينويسد: چند ساعت پيش كه خبردار شدم موشكهاي عراقي شهر دزفول را مورد اصابت قرار دادهاند و تعداد زيادي از مردم به شهادت رسيده و خانههاي فراواني تخريب شده بود كه يكي از آن خانهها مربوط به اقوام رضا بود. با تعجب پرسيدم رضا چي شده؟... خيلي عادي دستهايش را به لباسهايش زد و گفت: «هيچي. خواهرم و دو تا بچههايش شهيد شدهاند و ما آنها را دفن كرديم. اگر چه هيچ اثري از ناراحتي در چهره نداشت اما اين تنها روزي بود كه نديدم رضا بخندد...» «دژ مقاومت» نام كتاب ديگري با مضمون مقاومت دزفوليها در جنگ به قلم غلامرضا كاج است. اين كتاب شامل خاطرات موشكباران شهر مقاوم و نمونه دزفول است. اين كتاب مانند «سربازان سبزقبا» خاطرات مربوط به افراد در بخشهايي كوتاه و مجزا از هم آورده است.
همچنين دكتر محمدرضا سنگري كه از بوميان دزفول است اشعار خود درباره شهرش را با عنوان «منظومه شهر من» در كتابي 50 صفحهاي به چاپ رسانيده است.