در هشت سال دفاع مقدس همه اقشار مردم از اقصي نقاط ايران اسلامي ايفاي نقش كردهاند و در اين ميان خراسان شمالي با وجود بعد مسافت و نسبت به جمعيت در آن زمان بيشترين حضور را در جبهههاي نبرد حق عليه باطل داشت.
در وصف مردم خراسان شمالي به اين كلام نوراني مقام معظم رهبري اكتفا ميكنيم كه فرمودند: «مردم اين منطقه غيورند، ديندارند، مرزبانند، سرزنده و با نشاط و شجاعند. اين خصوصيات، خصوصيات برجستهاي است.» خراسان شمالي در دفاع مقدس با تقديم 50 سردار برجسته و 2 هزار و 772 نفر شهيد و بيش از 6 هزار جانباز وهمچنين آزادگان و ايثار گران نقش بسيار ارزندهاي ايفا كرده است.
چندي پيش به همت بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان خراسان شمالي براي ديدار با خانواده شهداي اين استان سفري به آنجا داشتيم و در ادامه گفتوگويي با «محمد اميري» مديركل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان خراسان شمالي داشتيم و با او از نقش رزمندگان اين خطه از كشورمان در آزادسازي خرمشهر به گفتوگو پرداختيم.
در ابتدا خودتان را برايمان معرفي كنيد واز حضورتان در دوران دفاع مقدس بفرمائيد ؟!
من محمد اميري 1337 اهل شهرستان بجنورد ومدير كل حفظ اثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس استان خراسان شمالي هستم .اولين حضورم به عنوان يك رزمنده به عمليات غرور آفرين بيت المقدس در سال 1361 باز مي گردد .باتوفيقي كه خداوند نصيبم نمود، براي مدت 60ماه در جهاد با دشمنان انقلاب واسلام همراه ديگر دلاوران حضور يافتم .آخرين حضور هم در جبهه مربوط به عمليات مرصاد وپذيرش قطعنامه بود.
آقاي اميري!مايليم از حضور خراسان شمالي در دفاع مقدس وحماسه سرائي رزمندگانش بيشتر بدانيم ؟!
مردم شهيد پرور خراسان شمالي مانند ساير ملت ايران ،در قالب نيروهاي نظامي وانتظامي ،اصناف ،ساز مان ها ،ادارات ،داوطلب وبسيجي در دفاع مقدس حضور داشتند .
حضور در جبهه هاي نبرد وفاصله طولاني اين مرزوبوم از مناطق جنگي نامي نيك از مردم اين ديار در دفاع مقدس باقي گذاشت .با توجه به يكپارچگي خراسان بزرگ در آن دوران نيروهاي استان با حضور در تيپ هاي لشكر 5نصر سپاه پاسداران وگردان هاي فتح ا..،نصر ا..،رسول ا..،حبيب ا..،ثار..،فجرا..،امام حسين (ع)،ادوات ولشگر ويژه ي شهدا به فرماندهي سر دار شهيد محمود كاوه .تيپ يكم ارتش مستقر در بجنورد وساير نيروها ي ارتش حماسه ها آفريد ند.
جمع آوري كمكهاي مردمي و ارسال به جبههها، اهداي خون به مجروحان جنگ واسكان هموطنان جنگ زده در شهرستان هاي استان جلوه هايي ديگر از مشاركت مردم استان خراسان شمالي در 8 سال دفاع مقدس است وثمره آن خون هاي بسياري است كه نثار سر افرازي وپايداري نظام اسلامي شده كه با توجه به تعداد جمعيت آن دوران استان خراسان شمالي وبعد مسافت تا مناطق جنگ زده خود حماسه اي كم نظير است كهامروز موجب سر افرازي مردمان اين خطه از اب وخاك ايران است .
نقش خراسان شمالي در كدام يك از عمليات هاي دوران 8 ساله دفاع بيشتر مطرح وقابل توجه است ؟!
بچه ها حقيقتا در همه عمليات ها ايفاي نقش كردند ،يكي از اين عمليات ها كه تقدير هم شد،عمليات بيت المقدس وآزاد سازي شهر هويزه بود كه در مرحله اول اين عمليات ازنيروها قدر داني هم شد. شهيد چراغچي كه فرمانده تيپ 21 امام رضا بود،به تشريح عمليات پرداخت وگفت :" كدام يك از يگان ها از كجا وارد شوند .بچه هاي خراسان شمالي در محور هويزه با هدف ازادسازي شهر وارد عمليات شد ودر اين حركت هم موفق عمل نمود .ما هم با بچه هاي تربت حيدريه وارد عمليات شديم .در محور شمالي عمليات كه منتهي به سه راه حسينيه وهويزه منتهي مي شد بچه ها نقش موثر ومفيدي داشتند.
در روند اجراي عمليات رمضان نيروها به خوبي حضور داشته ونقش افريني نمودند. ازعمليات هاي ديگري كه نيروها با تمام قوا در آن حضور پيدا كردند مي توان به عمليات هاي بدر، خيبر ،كربلاهاي 4 و5 ،والفجر 8 و واالفجر 10 و عمليات مرصاد و...اشاره داشت.
با توجه به گستردگي حضور نيروهاي خراسان شمالي به آماري از شهدا وجانبازان وايثار گران برايمان صحبت كنيد ؟!
تعداد كل رزمندگان دوران دفاع مقدس اعزامي از خراسان شمالي 35 هزار نفربودند كه در قالب لشگر ها وتيپ هاي مختلف شركت داشتند.
تعدا كل شهداي دفاع مقدس 2772 نفر بودند كه اين تعداد از شهدا شامل شهداي ترور ،شهداي روحاني ،شهداي دانشجو ،شهداي دانش آموز ،شهداي زن ،شهداي اهل تسنن ،شهداي كارمند ،شهداي كار گر ،شهداي هلال احمر ،شهداي علوم پزشكي ،شهداي بهيار وعلوم پزشكي ،شهداي جهاد سازندگي ،شهداي عشاير ،وشهداي ورزشكار ،سرداران واميران وشهداي بسيجي وپاسداران و... حاضر در معركه بودند .
تعداد 6262 نفر جانباز و تعداد 371 نفر آزاده افتخار جهاد در جبههاي حق عليه باطل را داشتند.
از ميان تعداد شهدايي كه جانشان را در طبق اخلاص نهادند مي توان به فرماندهان شهيدي چون :شهيد وحيدي كه در ميمك به شهادت رسيداشاره نمود .شهيد گنابادي ،شهيد ال نبي ،فرمانده گردان ادوات وفرمانده گردان پياده ،شهيد محقر از روحانيون بر جسته كشوري ،شهيد رمضاني ،شهيد صفا فرمانده گردان تكاور كه در برابر حربه تانك دشمن ايستاد ه گي كرد ودشمن را فراري دادند.در نهايت مي توان گفت كه بچه ها در 8 سال دفاع مقدس جانانه ايستادند .
از نقش خراسان شمالي در روند اجراي عمليات بيتالمقدس برايمان بفرماييد.
خراسان شمالي با يك تيپ به نام تيپ 21 امام رضا در عمليات بيتالمقدس حضور داشت. نيروهاي خراسان شمالي در قالب گردانهاي پياده در تيپ 21 امام رضا خدمت ميكردند، اما بعد از عمليات بيتالمقدس و مشخصاً در عمليات رمضان، رزمندگان خراسان شمالي در قالب سه تيپ به نام تيپهاي امام جواد (ع)، تيپ امام صادق (ع) و تيپ امام رضا (ع) شركت داشتند. من هم همراه نيروها و پاسداران خراسان شمالي به منطقه اعزام شدم. عمليات بيتالمقدس در 10 ارديبهشت ماه در سه محور اجرا شد.
دو محور در شرق منطقه يعني در سمت رودخانه كارون بود و محور ديگر هم مربوط به شمال منطقه بود. دشمن به خاطر وجود رودخانه وحشي كارون در آنجا نيرو و امكانات و ادواتي را مستقر نكرده بود. از اين رو صدام تمام توان ارتش خود را در محور شمالي متمركز كرده بود.
در شب اول عمليات بيتالمقدس به دليل اشرافيت كامل دشمن به محل حركت ما و موقعيت نيروهاي ما و استحكامات و موانع زياد نتوانستيم حركت چنداني را انجام دهيم. براي همين موفق نشديم تا شب اول خط را بشكنيم.
اما در روند اجراي عمليات و در شب دوم، قرارگاه قدس كه محور شمالي منطقه را هدايت و كنترل ميكرد و در قالب قدسهاي 1، 2، 3، 4 و 5 نيروها را تقسيمبندي كرده بود، توانست از منطقه دب حردان در 12 كيلومتري اهواز، وارد عمليات شود.
در خصوص نبرد در دب حردان صحبتهاي بسياري شده است، لطفاً در اين خصوص توضيح دهيد.
خون بسياري از همرزمان ما در دب حردان ريخت و شهداي زيادي را در آن مرحله نثار كرديم تا توانستيم دشمن را به عقب برانيم. دشمن هرگز تصورش را هم نميكرد كه شكست بخورد و مجبور به عقبنشيني شود.
ما با تعقيب دشمن خودمان را به سه راه حسينيه رسانديم. نيروهاي خراسان شمالي در اين عمليات توانستند نقش خوب و برجستهاي را ايفا كند اما نقش اصلي بچهها را بايد در آزادسازي هويزه دانست.
در مقطعي از جنگ در محدوده شهرهاي سوسنگرد و بستان، در دشت آزادگان، جنگ بين تن و تانك بود، اما ما موفق به پيشروي تا سه راه حسينيه شديم و در آنجا توضيحاتي را فرماندهمان شهيد چراغچي به ما داد. خوب به خاطر دارم كه به شهيد چراغچي گفتند: فرمانده گردانها و گروهانها را در پشت جبهه مشخص كنيد. شهيد چراغچي گفتند: «فرمانده گروهانها و گردانها بايد در ميدان جنگ و در كارزار با دشمن خودشان را نشان داده ومشخص شوند، نه اينجا.» يكي از محورها كه تلفات كمتر و موفقيت و تصرفات زيادي داشت همان محوري بود كه بچههاي بجنورد وارد عمل شدند و به اهداف اصلي كه فتح هويزه بود، دست پيدا كردند. من در اين عمليات و در مرحله سوم عمليات از ناحيه سر مجروح شدم.
از ورودتان به خاك خرمشهر برايمان بگوييد.
روز دوم خرداد درگيريها خيلي شديد بود، به جرئت ميتوان گفت كه درگيريها براي تصرف تقريبا حالت تن به تن داشت. در اين ميان برخي از سنگرهاي ما و عراقيها چندين بار دست به دست شدند.
شب سوم خرداد كه از نيمه شب گذشت، عراقيها متوجه شدند كه خرمشهر در محاصره نيروهاي ايراني قرار گرفته است. محدودهاي از شلمچه كه در مسير پشتيباني تداركاتي عراقيها بود، از طريق اروند رود به محاصره نيروهاي ايراني در آمد. از غروب روز دوم به بعد تيراندازيها كمتر شده بود كه ما هم مشكوك شديم. نزديك صبح متوجه شديم كه ديگر خبري از تيراندازي نيست. ما در مسير ورودي به سمت اهواز مستقر بوديم، همانطور كه از دور به دروازه شهر چشم دوخته بودم، با خودم گفتم آيا ميشود يك روز وارد شهر شويم. در همين افكار بودم كه متوجه شدم كسي داخل شهر بلوز سفيدي را بالاي سرش ميچرخاند و به سمت ما ميآيد، بچههاي عرب زبان به سمتش رفتند و او را گرفتند و با او صحبت كردند.
آن نيروي عراقي به آنها گفت كه عراقيها تيراندازي نميكنند و منتظر هستند تا از شما خبري شود. بلافاصله بچهها، طلبه عرب زباني را سوار يك نيسان كردند و با بلندگو بردند سمت عراقيها. طلبه هم با زبان عربي صدا زد بياييد ما كاري به كار شما نداريم. كمي بعد گروه گروه از همه كوچه و خيابانها عراقيها بيرون آمدند. اسراي عراقي براي در امان ماندن دخيلك يا خميني ميگفتند و امام را دعا ميكردند و برخي هم الموت لصدام ميگفتند، برخي سينه زنان و حسين حسين كنان از جانپناهشان بيرون ميآمدند.
ما هم مانده بوديم چگونه هدايتشان كنيم. نهايتاً آنها را در منطقهاي مستقر كرديم. 17- 16 هزار نفر اسير عراقي بود و نيروهايي كه بايد آنها را هدايت كرده و به عقب ميرساند.
*انتقال اين همه اسير چگونه صورت گرفت؟ بعد از ورود به شهر چه كرديد؟
از آنجاييكه نيروها نميتوانستند محل خدمتشان را رها كنند، با همان نيروي كم همه اسرا را ظرف مدت يك ساعت جمع كرديم و ظرف مدت 48 ساعت آنها را تخليه كرديم. تراكتور، كفي كاميون، تريلي و هر نوع وسيله نقليه كه گيرمان ميآمد، آنها را به عقب منتقل ميكرديم. بعد از اين جريان وارد شهر شديم و من از اولين كساني بودم كه نماز جماعت را در مسجد جامع خرمشهر با امامت امام جمعه وقت مشهد آيتالله حائريشيرازي خواندم. عراقيها در روزهاي اول دوم بعد از فتح، خرمشهر را بمباران نميكردند چون هنوز اميد داشتند و باورشان نميشد كه ما خرمشهر را تصرف كردهايم و از طرف ديگر هم احتمال ميدادند كه نيروهاي خودشان همچنان در خرمشهر باقي مانده باشند اما بعد از دو روز يعني 5 خرداد ماه عراقيها بمباران خرمشهر را آغاز كردند كه متأسفانه تخريب زيادي هم داشت.
امام خميني بلافاصله بعد از فتح خرمشهر پيام دادند و فتح خرمشهر را ناشي از عنايت خدا معرفي كردند. به نظر شما اين پيام امام چه معاني داشت؟
امام براي اينكه بين نيروهاي رزمنده اختلافي ايجاد نشود و غرور و عجب ما را فرا نگيرد پيامي زيبا و به جا فرمودند: «اينجانب با يقين به آنكه ما «النصر الا من عندالله» از فرزندان اسلام و قواي سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقيهاللهالاعظم «ارواحنا لمقدمه الفداء» را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلتهايي در دست ابرقدرتان خصوصاً امريكاي جهانخوارند بيرون آورد و نداي «الله اكبر» را در خرمشهر عزيز طنينانداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم - كه با دست پليد خيانتكاران قرن به خون كشيده شده و «خونين شهر» نام گرفت (بيفراشت) تشكر ميكنم... هوشيار باشيد كه پيروزيها هرچند عظيم و حيرتانگيز است شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند كه اين آفتي بزرگ و دامي خطرناك است كه با وسوسه شيطان به سراغ آدم ميآيد و براي اولاد آدم تباهي ميآورد. همين موضوع باعث شد كه ما بعد از عمليات فكر كنيم كه «ما» كاري كرديم دست خدا بود كه از آستين نيروهاي رزمنده بيرون آمد و دشمن را با شكست مفتضحانهاي مواجه كرد و دشمن سازماندهي نيروهايش بههم خورد و نتوانست كاري كند.