ياد حرفهاي سردار سالم افتادم كه ميگفت در عمليات كربلاي 4 ما از اين مسجد ديدهباني ميكرديم و به «ديدگاه» معروف بود. جاي زخمهاي دشمن و يادگاريهاي دوران دفاعمقدس را ميشد به وضوح بر روي جايجاي مسجد ديد. چون به اذان مغرب كمتر از دو ساعت فاصله داشتيم خيلي در مسجد توقف نكرديم و دوباره راهي شديم.
در حالي كه كانال حفر شدهاي در كناره مسجد همراهيمان ميكرد، دو كيلومتر جلوتر پرچمهاي يادمان را ديديم. در اين يادمان مسئلهاي كه بيش از هر چيز توجه ما را به خود جلب كرد، وجود تعداد زيادي ماشين شخصي در مقابل تعداد بسيار كمتر اتوبوسها بود كه نشان ميداد مسير خين بيشتر مورد توجه مسافران شخصي است تا كاروانها. مسئول يادمان جواني خوشسيرت به نام علي جمالي بود كه با او همكلام شديم. جمالي از يادمان و نهر خين و مشكلات و دغدغههاي موجود برايمان گفت. در ابتدا كه از استقبال زائران از خين پرسيديم جمالي متذكر شد كه زائران با ماشينهاي شخصي بيشتر از اتوبوسها به خين ميآيند.
وقتي درخصوص نبود سرويس بهداشتي به تعداد كافي از او سؤال كرديم جواب عجيبي داد. برايمان سؤال شده بود كه چرا يك وضوخانه براي اين يادمان دوران مقدس نساختهاند و مسئول يادمان پاسخ داد: منطقه يادمان خين و در كل زمينهاي اين منطقه نخلستانهاي سرسبزي بوده كه متعلق به مردم اينجا است و همه اين زمينها صاحب دارند، به همين جهت تا زماني كه تكليف اين زمينها روشن نشود، نميتوان هيچگونه ساختوسازي در اين منطقه انجام داد.
پرسيديم كه در نهايت تكليف چيست؟ در جواب گفت: برادر! اين مهم نيست، مسئله بسيار مهم اين است كه خدا نكند روزي برسد صاحبان اين زمينها بيايند و بنا بر اختياري كه نسبت به زمين و مالشان دارند اين يادمان را كلاً از بين ببرند. ما از ستاد مركزي راهياننور و متوليان امر خواستاريم كه هر چه زودتر تكليف زمين يادمان خين و اين منطقه را روشن كنند اگر بايد خريداري شود بخرند يا هر مسئله ديگر... جمالي ادامه ميدهد: روشن كردن تكليف يادمان نهر خين از اوجب واجبات در راهياننور است. خين يك فرهنگ است، يك يادگار و دنيايي حرف و آرمان و اعتقاد است و بايد هر طور كه ميشود تكليف آن روشن شود.
صحبتهاي اين جوان مسئول فكر ما را به خود مشغول كرد و ما هم از مسئولان امر ميخواهيم كه در كنار هزينههاي بسيار بزرگ و چند صد ميليوني براي ترميم دكورها و فضاسازي يادمانها، نهر خين را فراموش نكنند؛ يادماني كه احتمال حذف آن از نقشه زيارتگاههاي راهياننور ميرود.
اما اينجا نهرخین است
خاکریز به خاکریز در پی گمشده ام بودم و اینجا نهر خین، اینجا شبیه هیچ جای دنیای خاکی نیست اینجا را دوست دارم، به مسجد ولیعصرش که زیرآماج تیر خشم بعثیان هدف گلوله قرار گرفت قسم، اینجا را دوست دارم . رد گلوله روی مناره اش خبر از استقامت وصلابتش می دهد . نمی دانم می دانی یا نه نهرخین ،قتلگاه مردان کربلای 4 است .
اینجا فریاد غربت و مظلومیت شهدایش به گوشت می رسد و دو رکعت عاشقانه در محضر خدا در سجاده ای از آتش و خون به جا میآوری در سجده گاه ملکوتیان. اینجا خودت را تفحص میکنی . اینجاست که باید جمال آفتاب را در خاکش بیابی. اینجا که خوب استشمام میکنی عطر شهدا ی گمنام را حس میکنی . یاد سربندهای «یا زهرا» می افتی که شب های عملیات رزمنده ها در به در دنبالش بودند . اینجا جایي است نزدیک آسمان .