
«دريك نگاه، انقلاب اسلامي انديشهاي ديني و ايدئولوژيك دارد بنابراين بالطبع، هنر انقلاب اسلامي نيز بايد بتواند ابعاد فرهنگي، عقيدتي و اجتماعي انقلاب اسلامي را در قالب هنرهاي مختلف و متنوع تبيين كند و اين البته به اين معنا نيست كه هنري كه برخاسته از انقلاب اسلامي است، صرفاً هنر ديني و عبادي به معني ايدئولوژيك باشد بلكه ميتوان ابعاد جهانيتر و انسانيتر آن را هم در نظر گرفت. آنچه به عنوان محور در همه اديان مدنظر است، ميتواند بسياري از سوژههاي هنري را در بربگيرد با محوريت انسان، باورهايش، عقايدش، رفتارش، عملكردش و حياتش دريك معنا. بنابراين هنر انقلاب اسلامي ابعاد گستردهاي دارد. خود من معتقدم كه هنرانقلاب اسلامي را تنها درمحدوده شيعي و ايدئولوژيك اسلامياش نبايد نگاه كرد.
شايد اين بخش ازهنر، هنرخالصتر و نزديكتر به انقلاب اسلامي باشد ولي دردل اين انقلاب كه محدوده خاص جغرافيايي هم ندارد، بايد هنرانقلاب اسلامي، محدوديتهاي ايدئولوژيك را درنوردد و به انسانهاي جهان به عنوان مخلوق خداوند نگاه كند. محدوديتهايي كه اوايل انقلاب به عنوان هنر ديني و هنراسلامي در تعاريف تئورياش مدنظر بود، هنرانقلاب اسلامي را به محدوده انقلاب اسلامي سال 57 و همين طور هشت سال دفاعمقدسي محدود كرد كه ما به عنوان ارزش ديني برخاسته از انقلاب به آن نگاه ميكرديم و نگاه ميكنيم اما هر چه زمان گذشت و انقلاب اسلامي ابعاد جهانيتري پيدا كرد و مرزها را به عنوان يك باور ديني و تحول اجتماعي در عصرحاضر درنورديد هنرانقلاب اسلامي هم ابعاد گستردهتري پيدا كرد كه ما بايد محدوده آن را وسيعتر در نظر بگيريم. هنرانقلاب اسلامي، هنري است كه زيباييها و زشتيهاي حيات انسان را ميتواند در قالب هنر بيان كند.»
شهيد آويني، درطول حيات هنري خود دغدغههاي هنرديني داشت
شهيد آويني نمونه كامل و عيني يك هنرمند ديني است. شهيد آويني، هنرمندي برخاسته از متن انقلاب اسلامي است. هنرمندي كه در طول حيات هنري متأسفانه كوتاه مدت خودش، دغدغههاي هنرديني داشته است و اين دغدغه، بيقراري، جستوجوگري و آرمانگرايي، چيزي نبود كه در اين حدي كه در شهيد آويني، تجسم و عينيت پيدا كرده بود، در ساير هنرمندها هم به همين اندازه عينيت پيدا كرده باشد. شهيد آويني، انصافاً انساني بود كه خيليها به ايشان تأسي ميكردند حتي كساني كه از نظر عقيدتي، ديني و ايدئولوژيك قرابت و نزديكي به شهيد آويني نداشتند، به او احترام ميگذاشتند و عقايد آويني را حتي اگر در برخي موارد قبول هم نداشتند اين دليلي نميشد كه او را درجبهه مقابل خودشان قراربدهند و اين بسيارنكته عجيبي است. در زماني كه ما درحوزه هنري با شهيد آويني بوديم، عدهاي كه ميانه خوبي با حوزه هنري و هنر انقلاب نداشتند، درمقابل شهيد آويني كوتاه ميآمدند.
خصايص اخلاقي و منشي كه دردرون شهيد آويني وجود داشت وبعد تبلور آن درقلمش و درآثارسمعي و بصري او مشاهده كرديم نشان ميدهد كه ايشان يك الگوي ديني و قابل توجهي است كه برخاسته از هنر انقلاب اسلامي است. همان موقع كه خيلي جوانتر هم بوديم، همواره دوست داشتيم شخصيت و منشي مثل شهيد آويني داشته باشيم. شهيد آويني، با نفرت و كينه به افراد نگاه نميكرد. حتي به مخالفان خودش هم با حسن ظن نگاه ميكرد و احترام ميگذاشت.
كمتركسي درمقابل آويني ميايستاد و ميخواست او را به چالش بكشد. يعني شهيد آويني، حد و اندازهاي داشت كه ديگران خود را به آن حد و اندازه نميديدند. اين است كه چه آنهايي كه شبهروشنفكر بودند و چه افرادي كه به قول معروف حزب اللهي بودند، او هم تلاشش اين بود كه همه اينها را نگه دارد البته با هر كدام از اينها با توجه به ديدگاههايشان و هويت ديني، فرهنگي، هنري كه داشتند رفتار ميكرد.
سازمان بسيج هنرمندان، راه سختي را براي جذب هنرمندان درپيش دارد
سازمان بسيج هنرمندان، راه سختي را براي جذب هنرمندان درپيش دارد چون بايد ثابت كند كه تفكر نظاميگري و جناحي ندارد. از بدو تأسيس بسيج، درخاطرم است كه بسيج هنرمندان نبود و اين طور نبود كه بسيج درعرصههاي اجتماعي تا اين حد فعاليت كند كه وارد مقولههاي هنري هم شود. بسيج، عمدتاً يك مركز فعال نظامي بود ولي بعد از جنگ، حوزه فعاليتهاي بسيج ازحد و اندازهاي كه دردهه اول انقلاب تعريف شده بود، فراتر رفت و امروز بسيج، درهمه زمينههاي سياسي، اجتماعي دارد فعاليت ميكند كه بخشي از اين فعاليتها، درحوزه فرهنگي و هنري هم هست. اگرسازمان بسيج هنرمندان حوصله كند و به جامعه ادبي، هنري و فرهنگي كشور نشان بدهد كه تفكر نظاميگري و جناحي ندارد بلكه به صورت عامتر به مسائل فرهنگ و هنر نگاه ميكند؛ به نظرم ميتواند كمكم درعرصه ارتقاي هنرانقلاب اسلامي موفق شود.