کد خبر: 637118
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۹
17 اسفند سي‌امين سالگرد شهادت حاج محمد ابراهيم همت
يكي از بچه‌ها تنها پنكه ستاد را به اتاق استراحت همت آورد تا او را خنك كند. اما ...
عليرضا محمدي
در محشري كه نامش مجنون بود، همت بود و لشكري نصفه و نيمه كه روزها جنگ سخت در طلائيه زخم‌هايي عميق برپيكره‌اش انداخته بود. حاج محمد ابراهيم كه رزمش را از پاوه در كردستان شروع كرده بود در آوردگاه‌هاي عمليات محمد رسول الله(ص)، فتح المبين و الي بيت المقدس حسابي آب ديده ‌شده بود. اين مرد فرماندهي لشكري را به عهده داشت كه هنگام عزيمت قواي ايراني به سوريه براي مصاف با اسرائيل، ‌شاكله قواي محمد رسول الله(ص)‌را البته به فرماندهي حاج احمد متوسليان تشكيل مي‌دادند. حاج احمد كه در جنوب لبنان ربوده شد، ‌حاج همت ماند و لشكر 27 محمد رسول الله و آوردگاه‌هاي رمضان و والفجرها و بالاخره خيبر، ‌عملياتي كه مقدر بود آخرين رزمگاه همت باشد كه او درست سه دهه قبل در 17 اسفند 1362 و در حين همين عمليات سرش را تقديم حضرت دوست كرد.
      
    سحري مسئول آشپزخانه
 
محمد ابراهيم كه 12 فروردين 1334 در شهرضاي اصفهان به دنيا آمد. پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي در دانشسراي اصفهان به ادامه تحصيل پرداخت. كمي بعد به سربازي رفت و وقتي كه ماه رمضان به همه دوستانش پيام مي‌داد روزه بگيرند و اعمال اين ماه را انجام دهند، ‌نشان داد كه تا چه ميزان به اصول مذهبي پايبند است. البته از آنجايي كه خودش مسئول آشپزخانه بود به همه گفته بود خيالشان از بابت سحري راحت باشد!
بعد از خدمت سربازي شغل معلمي را برگزيد و چون به دانش‌آموزانش از نهضت امام خميني مي‌گفت، چند باري از سوي ساواك اخطار دريافت كرد تا اينكه تحت تعقيب قرار گرفت. با پيروزي انقلاب اسلامي هرچند خطر دستگيري رفع شده بود، اما همت سر نترسي داشت و با شروع درگيري‌ها در خطه كردستان در سال 59 به اين خطه رفت. او در پاوه مسئوليت تبليغات و فرهنگي سپاه اين شهر را برعهده داشت و آشنايي‌اش با حاج احمد متوسليان هم از همين كردستان آغاز شد.
 
رضا غزلي از نيروهاي قديمي لشكر 27 در خصوص فعاليت‌هاي اوليه حاج همت در كردستان مي‌گويد: شهيد همت مسئول تبليغات سپاه پاوه بود. آن موقع شهيد ناصر كاظمي فرماندار و فرمانده سپاه اين شهر بود. بعدها كه شهيد بروجردي از كاظمي خواست تا فرماندهي سپاه كردستان را برعهده بگيرد، ‌شهيد همت فرمانده سپاه پاوه شد و با پيش آمدن بحث عمليات محمد رسول الله(ص)‌اولين ارتباط‌ها و آشنايي‌هاي همت و احمد متوسليان انجام گرفت.
   
 محمد رسول‌الله و آشنايي با متوسليان
از عمليات محمد رسول‌الله به عنوان اولين عملياتي نام مي‌برند كه نيروي‌هاي ايراني هرچند محدود و مقطعي وارد خاك عراق شدند. اين عمليات دو محور مريوان و پاوه داشت كه قرار بود حاج احمد متوسليان از محور مريوان و حاج همت از محور پاوه وارد عمل شود. ارتفاعات نوسود در 12/10/1360 شاهد به اجرا درآمدن عمليات محمد رسول‌الله بود كه در آن مقطع از جنگ يك حركت جسورانه به حساب مي‌آمد. به همين خاطر وقتي محسن رضايي فرمانده وقت سپاه براي تشكيل تيپ‌هاي سپاه در جنوب و يافتن افراد لايق براي نبرد با دشمن بعثي به غرب رفته بود، يكي از عوامل انتخاب حاج احمد و حاج همت از سوي او براي تشكيل تيپ 27 همين عمليات محمد رسول الله(ص)‌بود.  يكي از همرزمان شهيد همت درخصوص تشكيل تيپ 27 محمد رسول‌الله(ص) مي‌گويد: وقتي كه قرار شد تيپ تشكيل شود، به اتفاق حاج احمد و همت به كرمانشاه رفتيم. شهيد شهبازي هم به ما ملحق شد. بعد با جمعي كه شايد به 55 نفر مي‌رسد، به دوكوهه رفتيم و در تاريخ 27/11/60 تيپ محمد رسول الله(ص) در همين دوكوهه تشكيل شد.  با تشكيل تيپ محمد رسول‌الله(ص) حاج محمد ابراهيم همت به عنوان مسئول ستاد تيپ انتخاب شد. از او به عنوان يك شخصيت دوست‌داشتني ياد مي‌شد كه در كنار حاج احمد متوسليان محبوبيت زيادي نزد نيروها داشتند. غزلي در خصوص روحيات حاج همت مي‌گويد: مهربان و تو دل برو بود. طبع آرامي داشت و به همين خاطر بچه‌ها جذبش مي‌شدند. آدم تك‌خوري هم نبود. يادم مي‌آيد يك بار كه همراه غذايش به ايشان كنسرو ماهي دادند، ‌پرسيد به باقي بچه‌ها هم داده‌ايد، وقتي جواب منفي شنيد او هم از كنسرو نخورد و گفت همان غذايي را مي‌خورم كه همه رزمنده‌ها مي‌خورند.
  
  رزم در جنوب و تنهايي همت
تنها يك ماه بعد از تشكيل تيپ محمد رسول الله(ص) عمليات فتح المبين آغاز شد، طي اين عمليات‌تيپ 27 آن قدر شايستگي از خود نشان داد كه در عمليات بعدي، يعني الي بيت المقدس و فتح خرمشهر يكي از سخت‌ترين محورها به اين تيپ واگذار شد. در بيت‌المقدس حاج همت و حاج احمد خيلي از يارانشان را از دست دادند. از محمود شهبازي گرفته تا حسين قجه‌اي و محسن وزوايي و. . . خيلي‌هاي ديگر، اما جنگ هنوز ادامه داشت و زمزمه‌هاي اعزام تيپ 27 به سوريه و نبرد با اسرائيل به گوش مي‌رسيد.  اعزام قواي محمد(ص) به سوريه دستاورد چنداني نداشت جز اينكه فرمانده توانمند تيپ 27 در لبنان و توسط فالانژ‌ها ربوده شد. يكي از نيروهاي لشكر 27 در خصوص رابطه حاج احمد و همت مي‌گويد: وقتي كه از سرنوشت حاج احمد خبري به دستمان نرسيد، حاج همت خيلي مضطرب شده بود، اين دو نفر به همراه شهيد شهبازي در سفر حجي كه داشتند، عهده كرده بودند كه هميشه با هم باشند، حالا شهبازي در الي بيت المقدس شهيد شده بود و از حاج احمد هم خبري نبود، حاج همت در آن روزها مرتب چشم به راه مي‌دوخت شايد از احمد متوسليان خبري برسد، او حالا ديگر تنها مانده بود.
  
 كاني مانگا
پس از بازگشت از سوريه، ابراهيم همت به فرماندهي تيپ 27 برگزيده شد. شايستگي‌هايش باعث شد تا در عمليات مسلم بن عقيل فرمانده قرارگاه نصر بشود كه سه تيپ عاشورا، امام رضا(ع) و 27 را زير نظر داشت. در عمليات والفجر مقدماتي نيز همت به عنوان فرمانده سپاه يازده قدر نائل شد كه چهار لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص)، 31 عاشورا، 5 نصر و تيپ 10 سيدالشهدا(ع) را تحت نظر داشت.  اما لشكر 27 در غرب هم عمليات والفجر 4 را انجام داده بود. حضور در اين عمليات خاطره‌اي را در ياد مجتبي عسكري از همرزمان شهيد همت ايجاد كرده كه وي در اين خصوص مي‌گويد: در سرپل ذهاب منطقه عملياتي به لشكر داده شده بود. حاج همت هر روز مسير طولاني اين منطقه تا دوكوهه را طي مي‌كرد. اين رفت و آمد واقعا آدم را خسته مي‌كرد. يك بار كه دم ظهر به دوكوهه رسيد، هوا خيلي گرم بود، ناهارش را خورد و رفت توي يك اتاق بخوابد. شايد گرماي هواي به بالاي 40 درجه مي‌رسيد. يكي از بچه‌ها تنها پنكه ستاد را كه براي خنك كردن دستگاه‌هاي كپي استفاده مي‌شد به اتاق استراحت همت آورد تا او را خنك كند. اما حاجي وقتي كه متوجه اين مسئله شد، فوري گفت پنكه را ببريد. با اصرار ما او ادامه داد: ديديد بچه‌هاي بسيجي چطور توي اين گرما در محوطه بيروني پادگان چادر زده‌اند و وقتي كه مي‌خواهند غذا بخورند عرق‌هايشان با لقمه‌شان قاطي مي‌شود؟ حالا وقتي كه رزمنده‌ها اين طور در سختي‌ها هستند، من چطور مي‌توانم زير باد پنكه بخوابم و از آنها غافل شوم.
   
بالاخره خيبر
حاج همت بعد از التهابات سال پرحادثه 61 و نبرد در فتح المبين و الي بيت المقدس و حضور در لبنان و عمليات رمضان و والفجرها و مسلم بن عقيل و. . . به خيبر رسيد. در اين عمليات محور طلائيه به لشكر 27 سپرده شده بود. مكاني كه با كمترين موانع طبيعي در ديد دشمن قرار داشت و باعث شد نيروهاي 27 صدمات بسياري ببينند. چنانچه وقتي در تداوم عمليات همت و لشكرش به جزيره مجنون رسيدند، در آنجا او براي گرفتن تنها يك گروهان نيرو از لشكر 41 ثارالله و البته انجام برخي از هماهنگي‌ها به مقر اين لشكر رفت. همرزمانش مي‌گويند كه حاجي آن روزها خيلي مستاصل شده بود. نه براي خودش كه از دست دادن كلي از همرزمان و بسيجي‌هاي لشكر ضايعه‌اي نبود كه بشود راحت تحملش كرد. اما پريشاني همت دليل ديگري هم داشت. او هواي دوست برسرداشت و عاقبت نيز 17 اسفند 62 مرغ جانش پركشيد و به حضرت دوست پيوست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار