در روزهاي سرد زمستان سال 1365 قرار بود عملياتي بزرگ، گسترده و سنگين توسط رزمندگان انجام شود. فرماندهان از روزهاي قبل تداركات سختي را براي اين عمليات در نظر گرفته بودند و نيروهاي ايراني براي اين عمليات آموزشهاي نظامي آبي و خاكي سنگيني ديده بودند. آن روزها سال 65 را به سال سرنوشت جنگ نامگذاري كرده و اين عمليات را عمليات سرنوشت ميخواندند كه در صورت پيروزي، ايران ميتوانست از راه ديپلماسي به جنگ پايان داده و شايد حتي صدام را ساقط كند.
شب سوم دي ماه وقتي عقربههاي ساعت روي
10و30 توقف كردند عمليات كربلاي4 با رمز يا محمد(ص) آغاز شد. هدف عمليات تصرف ابوالخصيب و محاصره نيروهاي مستقر در شبه جزيره فاو و تهديد بصره از جنوب بود.غواصهاي خودي ساعاتي قبل به درون آب رفته و بعد از شروع عمليات به سمت خط دشمن حركت كردند. اما انگار يك جاي كار ايراد داشت و عمليات طبق نقشه پيش نميرفت. نيروهاي دشمن كه كاملاً آماده و هوشيار بودند ضمن پرتاب منور، با تيربار و خمپاره به طرف نيروهاي ايراني شليك ميكردند. ارتش عراق به لطف همكاري سازمان سيا از جزئيات مكاني و زماني عمليات آگاهي دقيق داشت. در مجموع، كربلاي4 خارج از كنترل و هدايت فرماندهي قرار گرفته بود و قبل از هر دستوري يگانها با توجه به نوع وضعيت، هوشياري و عكسالعمل دشمن به محض رسيدن به ساحل، درگيري را آغاز ميكردند. با وجود وضعيت فوقالعادهاي كه اتفاق افتاده بود نيروهاي عملكننده فقط توانستند در جزاير سهيل، قطعه، امالرصاص، امالبابي و بلجانيه نفوذ كنند و در بعضي مناطق نيز به صورت موضعي رخنه نمايند. ديگر نفوذ و عبور براي رزمندگان ناممكن شده بود. ر اين حال، با توجه به هوشياري دشمن، امكان ادامه عمليات ميسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحي مجدد عمليات آتي، از ادامه نبرد اجتناب شد.
آن زمان وزير دفاع وقت عراق درباره اين عمليات اينگونه گفت: «هدف ايران شهر بصره بوده و هست. وزير دفاع عراق در ادامه از امريكا تشكر كرد و بيان داشت: «ما به خاطر اين اطلاعات از آنان تشكر ميكنيم، اما به آنان خاطر نشان ميكنيم كه در مقايسه با برخوردشان با ايران، در اين مورد تعادل برقرار نبوده است.»
عدمالفتح در اين عمليات باعث شد تا نيروهاي ايراني تنها به فاصله دو هفته از عمليات كربلاي4 عمليات ديگري به نام كربلاي 5 را آغاز كند كه اوج پيروزي ايران بر ارتش عراق محسوب ميشود. فرماندهان سپاه اعتقاد داشتند نقاط ضعف دشمن را در كربلاي 4 شناسايي كردهاند و آسيبپذيري موانع مستحكم شرق بصره براي آنها آشكار شده است.
بر اين اساس در تاريخ 19 دي عمليات كربلاي ۵ با رمز «يا زهرا (س)» در محور شلمچه - كانال ماهي به صورت گسترده به فرماندهي سپاه جهت فتح بصره انجام شد. نيروهاي ايراني كه دوباره روحيه و توان نظامي خود را بازيافته بودند در مرحله اول عمليات، با هجومي مرگبار و غافلگيرانه به قلب دشمن، در تاريخ فرداي آن روز، شلمچه را آزاد مينمايند و با گسترش عمليات خود، هر لحظه فاصله خود را با بصره كم ميكنند.
در دومين مرحله اين عمليات، رزمندگان با عبور از موانع ايذايي و بسيار محكم، هجوم سنگينخود را عليه مواضع دشمن شروع ميكنند كه پاسگاههاي شلمچه، بوبيان و كوت سواري در اين هجوم آزاد ميشود. نيروهاي ايراني با هجوم ديگري چندين كيلومتر از جاده آسفالته شلمچه ـ بصره را آزاد ميكنند و به عمق مواضع دشمن نفوذ كرده، خود را به دژ فولادين بصره ميرسانند.
گارد رياست جمهوري عراق با فرماندهي صدام به منطقه اعزام ميشود و بيدرنگ پاتكهاي سنگين خود را آغاز ميكند؛ اما هر بار با تحملشكستهاي سنگين وادار به عقب نشيني ميشود. در مرحله سوم عمليات، رزمندگان اسلام از كنار اروند به مواضع دشمن در محور نهر جاسم هجوم برده، يگانهاي سر در گم دشمن را در عمليات گاز انبري گرفتار كرده و تعدادي از آنها را كشته يا زخمي ميكنند و با عبور از نهر جاسم و تسلط بر پلهاي ارتباطي، به عمقمواضع دشمن نفوذ ميكنند. پيروزي در اين عمليات كه با آزادسازي شلمچه و عبور از دژ مستحكم دشمن همراه بود اتفاق بزرگي بود كه رسانههاي جهاني را به واكنش واداشت. بعد از اين عمليات، روزنامه امريكايي وال استريت ژورنال نوشت: «واشنگتن نميداند چرا بغداد تا اين اندازه ضعيف است. در واشنگتن گفته ميشود پيروزي ايران يك فاجعه به شمار خواهد رفت و اين نگراني ممكن است امريكا را ترغيب كند كه كمكهاي بيشتري در اختيار عراق بگذارد.»