
شهید منصور طهماسبی پس از چندین سال که پدرومادرش در حسرت فرزند بودند با نذری برای امام حسین (ع) در ۲۲ مرداد سال ۴۴ قدم به دنیا گذاشت. تحصیل و دوران ابتدایی را در مدرسه شیخ جواد خراسانی شروع و دوران راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت سپری کرد، در سال آخر دبیرستان همزمان وارد حوزه علمیه حاج آقا مجتهدی شد و پس از اخذ دیپلم به عنوان معلم قرآن در مدرسه بیت المقدس منطقه ۱۴ شروع به تدریس کرد.
پدری کارگر و خانوادهای متدین داشت؛ پدرش در زمان طاغوت اجازه تماشای تلویزیون را به فرزندانش نمیداد و از خریدن تلویزیون به دلیل پخش برنامههای غیر اخلاقی اجتناب میکرد اما پس از انقلاب به پیشنهاد منصور برای دیدن امام (ره) در تلویزیون یک دستگاه تلویزیون برای خانه خرید تا بتوانند سخنان ایشان را از تلویزیون دنبال کنند.
چشمی که به روی گناه بسته شد
ویژگی بارز شهید طهماسبی این بود که نگاهش از نامحرم میپوشاند و همیشه در مواجهه با نامحرم چشمان خود را میبست تا به گناه آلوده نشود. از کودکی با قران مانوس بود و در جلسات قرآن شرکت میکرد تا وقتی که بزرگتر شد و خود به تدریس قرآن در محله پرداخت. مدتی قبل از اعزام به جبهه نیز حفظ قران را شروع کردو تا قبل از اولین اعزام به جبهه توانست ۵ جزء از قرآن کریم را حفظ کند.
در حالی که طلبهای شانزده ساله بود با رضایت قلبی پدر از سال ۶۰ به صورت داوطلبانه وارد جبهههای جنگ شد در عملیاتهای والفجر، خیبر شرکت کرد.
شهادت در مجنون
در مدت حضورش در جبهه با دوستان طلبهاش تصمیم میگیرند، برای اینکه پس از شهادت به راحتی قابل شناسایی باشند رمزهای روی پوتینها حک کنند، پس از شهادت در جزیره مجنون در سال ۶۲ یکی از پاهای شهید از روی رمزی که بر روی پوتین گذاشته بود شناسایی شده و بعد از ۶ ماه به واسطه اطلاعیه روزنامه مبنی بر اینکه قسمت هایی از بدن بعضی از شهیدان پیدا شده است پای دیگر این شهید با همان علائم در قسمت پوتین شناسایی میشود.
شهید طهماسبی سه خواهر و دوبرادر داشت که در بخشی از وصیت نامهاش خطاب به والدین قید کرد تا او را خمس فرزندانشان حساب کنند. وی همچنین به دلیل عشق و ارادت فراوان به مولایش حسین (ع) به محض ورود به حوزه علمیه نام خود را از منصور به عبدالحسین تغییر داد و در نهایت در راه سرورش به دیدار حق شتافت.