کد خبر: 628790
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۷
گذري اجمالي در فلسفه اسلامي(7)
دانستيم كه علم حضوري، يافتن خود واقعيت عيني است و از اين‌روي شك و شبهه‌اي در آن، راه ندارد.
اما دايره علوم حضوري، محدود است و به تنهايي نمي‏تواند مشكل شناخت‏شناسي را حل كند و اگر راهي براي بازشناسي حقايق در ميان علوم حصولي نداشته باشيم نمي‏توانيم منطقاً هيچ نظريه قطعي را در هيچ علمي بپذيريم. بنابراين، لازم است تلاش خود را براي ارزشيابي شناخت‌هاي حصولي و به دست آوردن معيار حقيقت در آنها ادامه دهيم و بدين منظور به بررسي انواع علوم حصولي با نگاه به ديدگاه‌هاي حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي مي‏پردازيم.
 

تقسيمات علوم حصولي

منطقيين علم را به دو قسم تصور و تصديق، تقسيم كرده‏اند. تصور نيز در يك بخش‏بندي به دو قسم كلي و جزئي، تقسيم مي‏شود، تصورات كلي كه به نام «مفاهيم عقلي» و «معقولات» ناميده مي‏شوند محور بحث‌هاي فلسفي مهمي را تشكيل مي‏دهند و از دير زمان، مورد گفت‌وگوهاي فراواني قرار گرفته است.

نظر نوميناليست‌ها در مورد مفاهيم كلي

از زمان‌هاي قديم چنين نظري وجود داشته كه اساساً مفهومي به نام مفهوم كلي نداريم و الفاظي كه گفته مي‏شود دلالت بر مفاهيم كلي دارند در واقع، نظير مشتركات لفظي هستند كه دلالت بر امور متعددي مي‏نمايند. مثلاً لفظ «انسان» كه بر افراد فراواني اطلاق مي‏شود مانند اسم خاصي است كه چندين خانواده براي فرزندانشان قرار داده باشند يا مانند نام فاميلي است كه همه افراد خانواده به آن ناميده مي‏شوند. طرفداران اين نظريه به نام «نام گرايان» (نوميناليست‌ها) شهرت يافته‏اند. در عصر حاضر، پوزيتيويست‌ها و بعضي از مكتب‌هاي ديگر را بايد جزو اين دسته به حساب آورد. نظريه ديگر كه قريب به نظريه مزبور مي‏باشد اين است كه تصور كلي عبارت است از تصور جزئي مبهم. مثلاً تصوري كه از شخص خاصي داريم با حذف بعضي از ويژگي‌هايش قابل انطباق بر برادر او هم مي‏باشد و با حذف خصوصيات ديگري بر چند فرد ديگر هم قابل تطبيق مي‏شود و بدين ترتيب هر قدر ويژگي‌هاي بيشتري از آن، حذف شود كلي‏تر و قابل انطباق بر افراد بيشتري مي‏گردد تا آنجا كه ممكن است شامل حيوانات و حتي نباتات و جمادات هم بشود. هيوم درباره مفاهيم كلي چنين نظري را داشت چنانكه تصور بسياري از مردم درباره كليات، همين است.

نظر افلاطون در مورد مفاهيم كلي

از سوي ديگر بعضي از فلاسفه باستان مانند افلاطون بر واقعيت مفاهيم كلي، تأكيد كرده‏اند و حتي براي آنها نوعي واقعيت عيني و خارج از ظرف زمان و مكان، قائل شده‏اند و ادراك كليات را از قبيل مشاهده مجردات و مثال‌هاي عقلاني (مُثُل افلاطوني) دانسته‏اند. اين نظريه به صورت‌هاي گوناگوني تفسير شده، يا نظريات فرعي ديگري از آن، اشتقاق يافته است. چنانكه بعضي گفته‏اند: روح انسان قبل از تعلق به بدن، در عالم مجردات، حقايق عقلي را مشاهده مي‏كرده و بعد از تعلق گرفتن به بدن آنها را فراموش كرده است و با ديدن افراد مادي به ياد حقايق مجرد مي‏افتد و ادراك كليات، همين يادآوري آنهاست. بعضي ديگر كه قائل به قديم بودن و وجود روح قبل از بدن نيستند ادراكات حسي را وسيله‏اي براي مستعد شدن نفس نسبت به مشاهده مجردات، دانسته‏اند. اما مشاهده‏اي كه از راه چنين استعدادي حاصل مي‏شود مشاهده‏اي از دور است و ادراك كليات، عبارت است از همين مشاهده حقايق مجرده از دور، به خلاف مشاهدات عرفاني كه با مقدمات ديگري حاصل مي‏شد و مشاهده‏اي از نزديك است. بعضي از فلاسفه اسلامي مانند صدر المتألهين و مرحوم استاد علامه طباطبايي اين تفسير را پذيرفته‏اند.

نظريه ارسطو در مورد مفاهيم كلي

ولي معروف‌ترين نظريات در باب مفاهيم كلي اين‌ است كه آنها نوع خاصي از مفاهيم ذهني هستند و با وصف كليت در مرتبه خاصي از ذهن، تحقق مي‏يابند و درك‌كننده آنها عقل است. و بدين ترتيب يكي از اصطلاحات عقل به عنوان نيروي درك‌كننده مفاهيم ذهني كلي، شكل يافته است. اين نظريه از ارسطو نقل شده و اكثر فلاسفه اسلامي آن را پذيرفته‏اند.

با توجه به اينكه نظريات نوميناليست‌ها و افلاطونيان در واقع به معناي نفي ادراك عقلي است و نقطه اتكايي براي ويران‌كردن متافيزيك و تنزل دادن آن به حد مباحث لفظي و تحليلات زباني به شمار مي‏رود لازم است در اين مقام بيشتر درنگ كنيم تا پايه استواري براي مباحث بعدي نهاده شود.

ادامه اين بحث در شماره آينده...

تنظيم‌كننده: محمد زند

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار