کد خبر: 628626
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۶
گفت‌وگوي «جوان»‌ با مسئول عمليات كميته جست‌وجوي مفقودين ستاد كل
در اوايل جنگ تا قبل از عمليات نصر در 16 دي 59 كه توسط دانشجويان پيرو خط امامي صورت گرفت، مسئله‌اي به نام جاماندن شهدا و مفقودين وجود نداشت، زيرا كه اصلاً عملياتي به اين شكل يا در كل عمليات بزرگ كه نيروي رزم زيادي پاي كار آيند نداشتيم.
پويان شريعت
به هر حال پس از اين عمليات ضرورت ايجاد تشكيلاتي براي انجام كارهاي مكاتباتي و مستند كردن سابقه رزمندگان و صدور كارت و پلاك و تحويل گرفتن ساك و وسايل در نيروها در صورت شهادت ‌ احساس شد تا به صورت سازمان يافته علاوه بر اين امور مباحث حقوقي و حقيقي رزمندگان را پيگيري كند. لذا واحدي به نام تعاون شكل گرفت. اين واحد كه بعد از جنگ با صدور دستورالعملي از سوي شوراي عالي امنيت ملي به ستاد جست‌وجوي مفقودين در ستاد كل تبديل شد و با نام تفحص در بين مردم شناخته شد كه خدمات بزرگي را به انقلاب و ملت انقلابي عرضه داشته است و كماكان ‌ خدمت‌رساني به ايثارگران و پيگيري سرنوشت مفقودين را در دستور كار دارد‌ و كماكان در مهجوريت به سر مي‌برد. با اين توضيح بر آن شديم تا مسئله تعاون و پيگيري مسائل مربوط به شهدا و تفحص شهدا را به صورت سلسله‌وار در گفت‌وگو با مسئولان اين امر مورد بررسي قرار دهيم. مهمان اين شماره پايداري روزنامه جوان يكي از رزمندگان و جانبازان قديمي تعاون و مسئول عمليات كميته جست‌وجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح سرهنگ عليرضا غلامي است كه در كارنامه خود مسئوليت امور رزمندگان تعاون لشكرهاي 10 و 27 تهران، مسئول معراج خط و مسئوليت اطلاعات و آمار در تعاوني لشكرهاي نامبرده و معاونت واحد تعاون لشكر 10 سيد‌الشهدا را به ثبت رسانده است.
 

براي شروع ضرورت و الزام ايجاد واحدي به نام تعاون رزم در سازمان رزم برايمان بگوييد. كيفيت شكل‌گيري اين واحد چگونه بود؟

همان طور كه مي‌دانيد ما تا قبل از عمليات هويزه (عمليات نصر) در هيچ عملياتي مفقود و شهيد جامانده و اين طور مسائل را نداشتيم. جنگ كه به روند خود ادامه مي‌‌داد و طبيعتاً عمليات‌ها هم طراحي و اجرا مي‌شدند. اگر قرار بود كه اين وضعيت ادامه پيدا كند ما شديداً دچار مشكل و بحران مي‌شديم و منطق حكم مي‌‌كرد تا جايي كه ممكن است شهيد مجهول‌الهويه و اين‌طور مسائل كم و سازماندهي شود. در آن زمان ما شهيد گمنام نمي‌گفتيم، بلكه به شهداي گمنام مجهول‌الهويه مي‌گفتيم. اگر رزمنده‌اي وارد منطقه شد و به شهادت رسيد چه جا مانده و چه برگردانده شد، يك وسيله‌اي همراه او باشد كه او را قابل شناسايي كند. اين وسيله بعدها به نام پلاك معروف شد. سال 59 به شكل خيلي ابتدايي پلاك‌ها شكل گرفت كه هر چه جنگ رو به جلو مي‌رفت، پلاك‌ها و در كل كار تعاون شكل پيشرفته‌تري به خود مي‌گرفت. رفته‌رفته اعزام‌ها بيشتر شد، گردان‌هاي سپاه و سپاه‌هاي سپاه پاسداران و قرارگاه‌ها شكل گرفت. كثرت رزمندگان بيشتر شد و همه اينها لزوم وجود مجموعه‌اي را كه صفرتا ‌صدكار رزمندگان را در مواردي كه عرض كردم برعهده بگيرد، بديهي ساخت مجموعه‌اي كه وظيفه تخليه شهدا را برعهده گرفت لذا تشكيلاتي به نام تعاون رزم شكل گرفت. در ثامن‌الائمه تا حدودي، در طريق القدس تقريباً كمي نسبت به ثامن كامل‌تر و تقريباً در فتح‌المبين تعاون رزم به صورت كامل شكل گرفت.

چه كارها و فعاليت‌هايي را تعاون رزم انجام مي‌داد؟

صدور پلاك، رسيدگي به امور رزمندگان، نگهداري ساك رزمندگان ، كليه امور ارسال، مراسلات پستي و ارتباطات تلفني و تلگرافي رزمندگان را انجام مي‌داد. اينها مربوط به بخش امور رزمندگان تعاون بود. بخش ديگري بود به نام تخليه شهدا كه فقط مأموريت داشت وقتي عمليات مي‌شد وارد كار شود. اگر عمليات در حد لشكر بود در حدود 250 نيروي تعاون با 10 الي 15 آمبولانس و وانت وارد عمل مي‌شد. همزمان با عمليات وارد كار مي شديم و در اولين زمان ممكن شروع به تخليه شهدا مي‌كرديم تا شهيدي در منطقه جا نماند. بعدها يعني سال 64، 65 و 66 تخليه مجروحين هم از بهداري گرفته شد و به تعاون داده شد. در شهرها تعاون رزم به نام گردان انصار معروف بود كه در سال‌هاي64 تا 67 تخليه مجروحين زير نظر گردان‌هاي انصار قرار داشت كه مشغول فعاليت بودند.

البته در گردان‌هاي رزمي امدادگر هم بود، اما آنها محدود و در حد اينكه از معركه و جايي كه ماشين نمي‌توانست برود مجروح يا شهيد را بيرون مي‌كشيدند و بعد در اختيار تعاون و بچه‌هاي تعاون مي‌گذاشتند. هر گردان مأموريت داشت در حيطه خود و در منطقه مأموريتي خود وارد عمل شود و كار كند. در خيلي از جاها ما (واحد تعاون) شهيد مي‌‌داديم تا شهدا را به عقب بياوريم. در والفجر مقدماتي، يك، خيبر، بدر و ... ما شهيد داديم.

خاطره‌اي را از يك افسر عراقي خواندم كه در رابطه با تخليه شهداي ما عنوان كرده بود كه خاكريزي را ما در چزابه در عمليات چزابه از ايراني‌ها گرفتيم، تعداد قابل توجهي از ايراني‌ها كه كشته شده بودند در روي آن خاكريز بودند كه ما اصرار كرديم هر طور شده خبرنگاران را دعوت كنيم تا از اين صحنه خبر تهيه كنند. اين افسر ادامه مي‌دهد كه رسانه‌اي‌ها در جواب اصرار ما گفتند كه چرا اصرار داريد خاكريز دست ماست حالا فردا صبح ما چند خبرنگار خارجي را مي‌آوريم و كار را انجام مي‌دهيم. اين افسر مي‌گويد ساعت 8 صبح با كلي دبدبه و كبكبه يك لشكر خبرنگار آورديم تا از شهداي ايراني خبر بگيرند، اما ديديم حتي يك جنازه روي اين خاكريز نمانده است. اين اعتراف دشمن در تخليه شهداي ما توسط نيروي تعاون است.

تعاون در زمان جنگ چگونه دسته‌بندي مي‌شد؟

يك تعاون در لشكرها و يگان‌هاي رزمي بود كه به تعاون رزم معروفند. البته بعدها به نام گردان‌هاي انصار معروف شدند. يك تعاون هم در سپاه‌ها و استان‌ها بود كه تعاون سپاه‌ها بود، در شهرها كارهاي مربوط به سركشي به خانواده‌هاي شهدا و... را انجام مي‌دادند.

بعد از جنگ كار تعاون متوقف شد يا مسئوليت ديگري به عهده تعاون گذاشتند؟

بعد از قطعنامه تا دو يا سه سال نيروهاي يوني مارك براي نظارت به آتش‌بس در مرزها حضور داشتند. از سال 67 تا اواخر 69 و اوايل 70 لشكرها به صورت پراكنده و محدود و تيمي كارهايي براي برگرداندن شهدا انجام مي‌دادند. اما مسئله اينطور بود وقتي عراق بر سر مرزها رفت، مناطق بسياري خالي شد كه در اين مناطق تعداد زيادي شهيد وجود داشت. در اين دو يا سه سال تا سال 70 هر لشكر به صورت پراكنده و تيمي در اين مناطق خالي شده پر از شهيد كار كرد. اما از سال 70 شوراي عالي امنيت ملي طبق دستورالعمل و بخشنامه‌اي مصوب كردند ستادي به نام ستاد جست‌وجوي مفقودين در ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح تشكيل شود و مسئوليت رسيدگي به شهدا را در مناطق انجام دهد. تعاون بعد از جنگ زيرمجموعه معاونت نيروي انساني قرار گرفت و وقتي ستاد جست‌وجو تشكيل شد تمام بچه‌هاي قديمي تعاون به آنجا رفتند و همه قديمي‌هاي تعاون را گرد هم جمع كرد. در لشكرها تفحص لشكرها بود. اما كارهاي ستادي و لجستيكي و... از طريق ستاد مركزي پيگيري مي‌شد. يعني هر لشكر گروه و نيروي تفحص خود را داشت كه در سازمان لشكرها كار مي‌كردند اما كارهاي پشتيباني و ستادي و... نيروهاي تفحص لشكرها را ستاد مركزي جست‌وجو انجام مي‌داد. تعدادي از بچه‌هاي تفحص، از نيروهاي قسمت‌هاي ديگر و معاونت‌هاي ديگر بودند كه مأمور مي‌شدند و مي‌آمدند تفحص؛ مثلاً شهيدان محمودوند يا پازوكي نيروهاي تخريب بودند، اصلاً تعاون نبودند اما آمده بودند تفحص.

يعني بعد از جنگ تعاون تبديل به تفحص شد؟ اين بخش مربوط به تعاون رزم بود يا تعاون سپاه و استان‌ها؟

تعاون سپاه استان‌ها كه تبديل شد به ايثارگران و زيرمجموعه معاونت نيروي انساني قرار گرفت. آن دسته از بچه‌هاي تعاون رزم كه در مناطق كار مي‌كردند و در لشكرها بودند مشغول كار تفحص شدند و مأموريت پيدا كردند در قالب لشكر به كار پيگيري و بازگرداندن مفقودين، زيرنظر و سازماندهي ستاد مركزي جست‌وجوي مفقودين بپردازند. يك تيپ به نام انصارالمجاهدين كه از سه گردان تشكيل شده بود يك گردان در اهواز، يكي در كرمانشاه، يكي در اروميه كه به گردان‌هاي كربلا، نجف و انصار حمزه معروف بودند مشغول كار تفحص و بازگرداندن شهدا تا سال 70 بودند. البته اين تيپ تا سال 75 هم بود. اما تا سال 70 قبل از تشكيل ستاد مركزي جست‌وجو و دستورالعمل شوراي امنيت اين تيپ به صورت محدود مشغول شناسايي و بازگرداندن شهدا بود.

شهداي شاخص تعاون چه كساني بودند؟

لشكر 27 دو شهيد شاخص كه مسئولان تعاون بودند را به نام‌هاي شهيد عليرضا فروزش‌ ، شهيد عليرضا رحماني و شهيدان سيدحسن و سيدحسين دوست‌دار دارد.

نقش امثال حاجي بخشي در تعاون لشكرها چه بود؟

همان سال‌هاي 65 به بعد بارها شاهد حضور امثال حاجي بخشي در معراج شهدا بودم. مي‌‌آمد و شوخي مي‌كرد. حاجي بخشي خيلي به شهدا و خانواده‌هايشان اهميت مي‌داد. يادم است كه بعد از قطعنامه در عيد سال‌هاي 68 و 69 دو سري از خانواده‌هاي شهدا را در قالب دوسري دو هزار نفري به مناطق برديم كه حاجي بخشي با خانواده، حتي پسرش را كه مقداري موج انفجار دارد هم مي‌آورد و پرچمدار اين قصه بود كه تعاون باني آن شده بود. ايشان خيلي كمك مي‌كردند. كلي روحيه بودند.

غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
حسن نعيمي پور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۹/۱۰/۲۲
0
0
سلام من در منطقه عملياتي والفجر مقدماتي در تعاون سپاه ١١قدر مشغول به كار بوده ام جهت بررسي پرونده ام در سپاه را پيگري ميكردم از خانه شهيد كه من از انجا اعزام شده ام در خيلبان انقلاب بعد از ميدان فردوسي خيابان ايرانشهر جهت تكميل پروندام به اين محل رفتم ولي متوجه شدم انجا تخليه شده است و خالا نميدانم پرونده ام كجا رفته است من جلنباز ٥٠درصد هستم اكر امكان دارد من را راهنمايي كنيد تا پروندهام را پيدا كنم زماني كه اين متن را ميخواندم به يا د منطقه عمملياتي والفجر مقدماتي افتادم كه كار من دادن پلاك به رزمندگان وثبت ان در دفاتر بود
حسن نعيمي پور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۲ - ۱۳۹۹/۱۰/۲۲
0
0
حسن نعيمي پور به شماره تلفن ٠٩١٢٣٤٩١٧٤٩ اگر از محل تعاون سپاه خانه شهيد و جايي كه پرونده هاي ان است اطلاع داريد كطف كنيد به من بگوييد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار