
از نسل امروز به فرزندان تصويرتعبيرميشود، زيرا بيش از نسلهاي قبل با تصاوير، پيامهاي بازرگاني، سينما و تلويزيون و بازيهاي كامپيوتري بزرگ شدهاند و در معرض چالش رسانههاي جمعي هستند. درحاليكه در زمان نوجواني دهه شصتيها اين چيزها كمتر بود. تلويزيون دو شبكه بيشتر نداشت تازه بخش عمده آن را هم برنامههاي مستند و آموزشي پرميكرد كه چندان تناسبي با سن و سال ما نداشت و خسته كننده بود. سينما هم هميشه در ايران جزو تفريحات خاص محسوب ميشد بااين حال معدود فيلمهايي بودند كه بتوانند يك خانواده را به طرف سينما بكشند؛ هرچند آن زمان بيشتر از اين روزها فيلمها مخاطب داشتند و صفهاي گيشه سينما شلوغتر بود كلاه قرمزي هم همان زمانها متولد شد و توانست به مدد دنياي محدود دهه 60 خود را بالا بكشد به حدي كه امروز پربيننده باشد. زماني مجله دانستنيها از جمله مجلات داغي بود كه طرفداران زيادي داشت شايد به دليل وجود تصاوير رنگي آن بود؛ درحالي كه محتواي مجله براي ما سنگين بود و البته هنوز هم خيلي از نشريات و روزنامهها پا به دنياي تصاوير نگذاشتهاند درصورتيكه اين يك الزام است تا در كتابهايمان بهخصوص كتابهاي ديني تصويرسازي خوبي ارائه دهيم. سعيد وارنر نو شيعه بلژيكي ميگفت: «در بلژيك وهابيون براي جذب بلژيكيها به اسلام وهابي خود از شيوه جذابي استفاد ميكنند، آنها كتابچههاي كوچكي و سادهاي كه ورق زيادي هم ندارد را بين مردم توزيع ميكنند كه پر از تصاوير زيبا و دلنشيني است و هركس حتي افراد بيدين هم كنجكاو ميشوند تا ببينند اين تصاوير چه چيزي را نشان ميدهد.»
اما در اين طرف با وجود غناي فرهنگ ديني، متأسفانه نگاه غيرمعقولي وجود دارد زيرا به قول همان دوست بلژيكي تنها كتابهايي كه مدتي است ترجمه شده و براي شيعيان بلژيك و دانمارك ارسال ميشود آثار سنگين و بدون تصوير شخصيتهاي بزرگي همچون آيتالله جوادي آملي است كه هرچند كتابهاي خوبي هستند ولي سطح سنگيني دارد و عامهپسند نيستند تا افراد عادي بتوانند استفاده كنند. دكترقديري ابيانه هم كه سالها سفير در كشورهاي اروپايي و امريكاي جنوبي بود از اين عدم برنامهريزي گلايه داشت و ميگفت: «بايد براي معرفي شيعه در غرب ابتدا از كتابهاي ساده و مصور استفاده كرد و كمكم در مراحل بعدي آثار با ارزش و سنگين علماي شيعه را توزيع كنيم. » اين درحالياست كه تصويرسازي با وجود اهميت تأثيرگذاري بالايي كه دارد همچنان حلقه مفقوده ديني ماست و حتي دركشور خودمان هم براي نسل امروز دراين عرصه كار چنداني صورت نگرفته است. در فضاي مجازي هم كمتر شاهد تصويرسازيهاي مناسب در زمينه مذهبي هستيم. امروز در ژاپن پرتيراژترين مجلات، مجلات مصور يا كميك استريپ است به شكليكه يكي از پردرآمدترين صنايع اين كشور است. آنها با مهندسي فرهنگي هر چيزي را به شكل مصور به مخاطب عام ارائه ميدهند و توانستهاند با استفاده از اين صنعت تأثيرگذار به اهداف خود دست يابند و ذهنيت مخاطبان را با خود همراه كنند.
اما ما در ايران حتي يك مجله درست و حسابي كميك استريپ نداريم چه رسد به اينكه مجله مذهبي باشد؛ البته اگر جانب انصاف را نگه داريم برخي مجلات مصور با موضوع مذهبي اخيراً چاپ شده است كه كافي نيست و انتظار ميرود تا سطح چنين آثاري از لحاظ كمي و كيفي بيشتر شوند.