
مریم احمدی
از دهه چهل به بعد با ایجاد و راه اندازی واحدهای بزرگ صنعتی در تبریز خیل عظیم مهاجران از روستاها و شهرهای اطراف برای یافتن کار در کارخانه ها به سمت این شهر سرازیر شد و تداوم این مهاجرت ها سبب شد در شمال، شمال غربي و جنوب تبريز، محله هايی چون سيلاب، يوسف آباد، خليل آباد، داداش آباد، کشتارگاه، عباسي و ... مرکز تجمع حاشیه نشیان و مکانی برای ساخت و سازهای غیر متعارف و بد منظره شود.
****
امروز شهر تبریز از لحاظ دارا بودن بسیاری از معیارهای شهرسازی نوین، جزو شهرهای نمونه کشور محسوب می شود و وجود سکونتگاه های غیرمجاز در حاشیه شهر همچون وصله ای ناجور زیبایی این کلانشهر را خدشه دار کرده است. با وجود اینکه در سالهای اخیر اقدامات بازدارنده ای برای توسعه حاشیه نشینی شهر انجام شده اما می توان گفت نه تنها این معضل مهار نشده، بلکه گاهي با رشد قابل توجهی نیز همراه بوده اســــــــت. طبق آمارهای ارائه شده، در سالهای اخیر تعداد افرادی که در سکونتگاه های بدمنظره حاشیه تبریز در میان ساخت و سازهای غیرقانونی اقامت دارند به بیش از 400 هزار نفر رسیده است که این رقم با توجه به عواقب گسترده این پدیده، رقم بالایی است.
از یوسف آباد تا کشتارگاه...
زندگی صدها هزارنفر در میان ساخت و سازهای غیرقانونی، کوچه های تنگ و باریک و طولانی که از هیچ استاندارد یا ملاک مهندسی و زیباسازی شهری در آن استفاه نشده، تبدیل به معضلی برای تمام شهر شده است. خانه هایی که نه تنها در برابر زلزله هیچگونه مقاومتی ندارند بلکه در مقابل باد و بوران هم به راحتی فرو می ریزند. به دلیل کم بودن عرض کوچه ها ی نواحی حاشیه شهردر مواقع آتش سوزی و حوادث، امکان هیچ گونه امدادرسانی در این کوچه پس کوچه ها هم وجود ندارد.
تراکم و ازدحام این محلات تاثیری بسیاری در زشتی چهره شهر گذاشته و می توان گفت قسمتهایی از شهر را به روستاهای تو در تو تبدیل کرده است. بدتر آنکه نبود نظارت بر این منطقه و به رسمیت نشناختن حقوق ساکنان آن سبب شده این نواحی از حیث فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و ازخدمات عمومــي ازجمله آموزشي، بهداشتي و درماني و غيره هم محروم باشند. این در حالی است که طی این سالها یکی از اقداماتی که به جای سازندگی این نواحی در دستور کار مسئولان امر قرار گرفته تخریب این سکونت گاه های غیررسمی بوده است.
راهکاری که اکنون پس از گذشت چند سال، برخی سازمانهای مرتبط از جمله اداره کل راه و شهرسازی آذربایجانشرقی ان را ناکارآمد می داند. تعامل شهرداری با ساکنان این محلات و انجام اقدامات فرهنگی و برگزاری کارگاههای آموزشی به منظور توانمندسازی سکونت گاه ها طرحی است که به جای حذف فیزیکی این به ظاهر خانه ها در دستور کار قرار گرفته است. حالا بماند که که بحث توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی سالها پیش به طور جدی مطرح و البته تصویب شد اما خیی زود به دست فراموشی سپرده شد و حالا دوباره نقطه سر خط.
سند ملی فراموش شد؟!
سال 1382، سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سكونتگاههای غیررسمی با هدف سیاستگذاری كلان در امر ساماندهی و بهسازی این سكونتگاهها به پیشنهاد مشترك سازمان عمران و بهسازی شهری وابسته به وزارت مسكن و شهرسازی و وزارت كشور به هیات دولت ارائه و چند روز بعد نیز توسط معاون اول رییس جمهور وقت ابلاغ شد.
سال بعد اجرای این طرح در برخی شهرها از جمله تبریز هم در دستور کار قرار گرفت و اعتباری میلیاردی به آن اختصاص یافت اما پس از گذشت چند روز این طرح با تمام مفادش به دست فراموشی سپرده شد.
تا اینکه در حدود 6 سال بعد بالاخره ستاد توانمند سازی سکونت گاه های غیررسمی تبریز برای اجرای طرح های مسیرگشایی، ایجاد و تأمین زیرساخت ها و دیگر الزامات اجرایی این طرح وارد عمل شد. بنا به گزارشات رسیده در آن سال، انجام مطالعات شفاف و فنی ، شناساسی مناطق مورد هدف با رعایت حریم گسل تبریز، اجرای طرح های مسیر گشایی ، ارایه راهکارهای ایمنی و امنیتی ، پیش بینی منابع مالی و اعتباری ، تعامل دستگاه های اجرایی دخیل و کشاندن پای نمایندگان مجلس در این بحث برای پیگیری های بالادستی به عنوان الزامات توفیق اهداف مورد نظر این ستاد و سند ملی توانمندی سازی سکونت گاه های غیر رسمی بیان شد. چند سال دیگر هم گذشت و نه تنها این مناطق و این سکونتگاه ها سر و سامانی نیافت بلکه روز به روز بر رشد قارچ گونه این محله های بدقواره افزوده شد و تعداد ساکنان مناطق حاشیه ای تصاعدی افزایش یافت!
قدم ها ، سریعتر برداشته شود!
طبق آخرین گزارش اداره بافتهای فرسوده شهری ادارهکل راه و شهرسازی آذربایجانشرقی در حال حاضر حدود 400 هزار نفر از جمعیت تبریز در قالب حدود 80 هزار خانوار در چهار پهنه شمال، جنوب، غرب و جنوب غرب تبریز حاشیهنشین هستند. 18محله حاشیهنشین در مجموع در چهار پهنه تبریز وجود دارد که بیشترین میزان حاشیهنشینی تبریز در بخش شمالی آن است، در پهنه جنوب نیز آخر مارالان و طالقانی، در پهنه غرب محدوده پارک تبریز و در پهنه جنوب غرب هم مناطق رواسان و آخماقیه حاشیهنشین محسوب میشوند.
بنا به گفته یوسف محمدزاده رییس اداره بافتهای فرسوده شهری ادارهکل راه و شهرسازی آذربایجانشرقی در چند سال اخیر پروژههای مختلف عمرانی و خدماتی از جمله احداث و بهسازی فضاهای آموزشی، احداث و توسعه فضاهای فرهنگی، احداث مرکز بهداشتی – درمانی، پارک چشمانداز، احداث چندین سالن ورزشی، بهسازی معابر در قالب جدولگذاری و پلهگذاری بخشی از خیابان، احداث و توسعه شبکه آب و فاضلاب و چندین پروژه دیگر در برخی محلات هدف حاشیه نشینی انجام شده است.
این در حالی است که هنوز بسیاری از محلات حاشیه ای از ساده ترین امکانات رفاهی بی بهره اند و وضعیت این مناطق روز به روز با افزایش جمعیت اسفناک تر می شود.
بر اساس ماده 172 قانون برنامه پنجم توسعه، باید تا پایان برنامه به ازای هر سال، 10 درصد بافتهای فرسوده کشور نوسازی شود از این رو سهم تبریز در نوسازی بافت های فرسوده سالانه بیش از 400 هکتار از بافتهای براورد شده که با روال کنونی نمی توان به نوسازی حداقل نیمی از این مناطق تا چند سال آتی امید داشت. البته چندی پیش محمدزاده از تخصیص اعتبار نسبتا مناسبی از محل بودجه سال92 برای بافت های فرسوده تبریز خبر داده بود.
به هر حال سکونتگاههای غیررسمی از پیامدهای توسعه نامتوازن در نظام شهرنشینی است و این پدیده
به عنوان یکی از واقعیتهای تلخ شهر تبریز، غیرقابل انکار بوده و چارهجویی این امر، در گرو تامین اقتصادی متناسب و همکاری همه ارگانها و سازمانها و ادارات است.