کد خبر: 623502
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۲
دكتر حسين صالحي معاون امور بسيج ستاد كل نيروهاي مسلح در گفت‌وگو با «جوان»:
سرتيپ پاسدار دكتر حسين صالحي معاون امور بسيج ستاد كل نيروهاي مسلح، در يك بعدازظهر نسبتاً سرد پاييزي ميزبان ما بود تا ساعتي با هم در خصوص بسيج، ماهيت، ‌كاركردها و همچنين وظايف و عملكرد معاونت امور بسيج به گفت‌وگو بنشينيم.

عليرضا محمدي | دفتر سردار در داخل خياباني به نام «خرمشهر» ناخودآگاه ما را به ياد روزهاي جنگ تحميلي مي‌انداخت و شايد همين موضوع يا گذشته خود او به عنوان يك رزمنده باعث شد تا اندكي از فضاي بحث را به ايام جنگ و خاطراتي كه صالحي از حضور بسيجيان در دفاع مقدس داشت، ‌بكشانيم. هم صحبت ما كه برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري معتقد بود: «بسيج در جامع‌ترين مفهوم يك فرهنگ است» آغاز حيات بسيج را از ايامي مي‌دانست كه حضرت امام خميني(ره) با آگاه‌سازي توده‌هاي مردم، سعي كرد تا خط بطلاني بر 2500 سال تاريخ ستمشاهي بر اين سرزمين بكشد.

به نظر شما بسيج در ديدگاه حضرت امام(ره) چه جايگاهي داشت و بايد منشأ چه خدماتي مي‌شد؟

اصلاً امام خميني(ره) حركتش را بر مبناي بسيج شروع كرد. اگر آغاز نهضت ايشان را از 15 خرداد بدانيم. آيا حماسه آن روز را نخبگان و روشنفكران رقم زدند يا خود مردم؟ اين كار مردم بود كه با استفاده از الگوي امام حسين(ع) و آگاه‌سازي و روشنگري كه در آنها توسط حضرت امام ايجاد شده بود، عليه ظالمان زمان خود به مقابله برخاستند. همين حركت مردمي هم در سال 57 با پيروزي انقلاب اسلامي جواب داد. پس امام حركتش را با بسيج آحاد مردم شكل داد و در پنجم آذر سال 58 ايشان با صدور فرمان تشكيل بسيج مستضعفين اين حركت مردمي را سازمان دادند. امام(ره) در پيامشان از «بسيج مستضعفين» سخن مي‌گويند چراكه گستره نگاه ايشان آزادسازي همه مستضعفين از زير يوغ ستمگران توسط خود مردم بود. لذا بسيج تشكيل شد اول براي حفظ نظام اسلامي، دوم براي گسترش انقلاب در بين مسلمان و سوم انتقال آن به ساير توده‌ها و ملت‌هاي مستضعف جهان. اين نكته را هم بايد گفت كه بسيج به معناي گروه يا حزب و دسته نيست. بسيج سازمان كلاني است كه امت در آنجا ذيل نظام امامت سامان پيدا مي‌كند و هيچ چيز ديگر نمي‌تواند جاي اين نهاد را بگيرد. ما چيزي به بسيج نمي‌دهيم بلكه او خودش را پشتيباني مي‌كند و ديگر سازمان‌ها و نهادها را نيز پشتيباني مي‌كند.

اين صحبتي كه شما در خصوص پشتيباني بسيج از ساير سازمان‌ها و نهادها گفتيد، به نوعي بحث كادرپروري در بسيج را يادآور مي‌شود. هم‌اكنون يكي از طرح‌هاي مؤثر بسيج براي پرورش و تربيت نيروهاي مؤثر براي نظام، «حلقه‌هاي صالحين» است. كمي هم در خصوص اين طرح بگوييد. بسيج يك شجره طيبه‌اي است كه قرار است از انقلاب دفاع كند. در يك دوره كه جنگ سخت است، تبديل به ارتش 20 ميليوني مي‌شود يا در يك زمان ديگر كه حادثه‌اي چون سيل يا زلزله رخ مي‌دهد، بسيج اقدام به امدادرساني مي‌كند. در مقطع ديگري بسيج با يك هجمه فراگير فرهنگي و اخلاقي از سوي دشمنان مواجه مي‌شود. خب در برابر چنين هجمه‌اي امروز بايستي آماده بشود. هم خودش واكسينه بشود و هم ساير اقشار و بخش‌هاي جامعه را واكسينه كند. در اينجا خود بسيجيان و انسان‌هاي دغدغه‌مند وارد عمل شدند و طرحي را تحت عنوان تربيت حلقه‌اي پي‌ريزي كردند كه طي آن افراد در گروه‌هاي 15 الي 22 نفره در سنين و اقشار مختلف كه مبتني بر محلات و با محور مساجد هستند، تشكيل مي‌شوند. در اين حلقه‌ها عموماً شبهات سياسي، فرهنگي، مسائل اخلاقي، ‌ديني مطرح و پاسخ داده مي‌شود و همچنين پايه‌هاي فكري، سياسي، اعتقادي و بصيرتي اعضاي حلقه تقويت مي‌شود.

برايمان جالب است كه بدانيم اين حلقه‌ها از چه زماني به وجود آمدند و ستاد كل يا بسيج چه حمايت‌هايي از اين طرح مي‌كنند؟

قبلاً طرح‌هاي مختلفي از جمله طرح اسوه انجام مي‌شد كه برخي مساجد و مراكز در اينگونه امور موفق‌تر بودند؛ از جمله يكي از موفق‌ترين اين مراكز مسجدي در اهواز به اسم موسي بن جعفر(ع) بود كه اينگونه حلقه‌ها درآن اجرا مي‌شد. با حمايت آيت‌الله جزايري نماينده ولي فقيه در خوزستان تقويت گرديد و سپس اين طرح به سازمان بسيج و فرمانده كل سپاه ارائه شد كه با تأمل روي آن مشخص شد با بررسي‌هاي بيشتر مي‌تواند در كل كشور اجرا شود. بنابراين برنامه‌ريزي و به دنبال آن هزينه‌ها و سيستم پشتيباني هم مشخص شدند كه تا الان حدود پنج سال است كه در حال اجراست. ستاد كل نيروهاي مسلح و به ويژه معاون امور بسيج بيشتر ناظر بر اجراي آن است. بر همين اساس از سال جاري روي كيفي‌سازي طرح حلقه‌هاي صالحين تمركز كرده‌ايم. در جلسه‌اي كه خدمت حضرت آقا در اول آذر سال91 بوديم، ايشان فرمودند كيفيت‌بخشي، عمق‌بخشي و رسيدگي به نيازهاي مختلف اين طرح مد نظر قرار گيرد تا انسان‌هاي تراز انقلاب اسلامي و مورد نياز كشور را تربيت كند. لذا در طرح حلقه‌هاي صالحين افرادي تربيت مي‌شوند كه احكام، اخلاق، معرفت ديني، بصيرت ديني و مسائل روز را مي‌دانند. حالا اين كسي كه مسلح به اينها است مي‌تواند امر به معروف كرده و نسبت به اصلاح جامعه خودش تلاش كند.

به نكته خوبي اشاره كرديد. «امر به معروف و نهي از منكر» شعار هفتمين روز هفته بسيج نيز است. خوب است كمي در خصوص رويكرد بسيج در اين مقوله و اقدامات خود شما و سازمان بسيج در اين خصوص بگوييد.

از چند سال پيش دبيرخانه‌اي در خصوص امر به معروف و نهي از منكر در سازمان بسيج مستضعفين وجود داشت. اقدامات و تلاش‌هاي خوبي هم مي‌شد، اما اثربخشي لازم را نداشت‌ تا جايي كه حضرت آقا هم توجه خاصي به اين قضيه نمودند. ‌خود ما هم در ستادكل به اين نتيجه رسيديم كه اين جايگاه ظرفيت لازم را ندارد. لذا رياست سازمان اخيراً معاونت امر به معروف و نهي از منكر را تشكيل دادند. ما هم در ستادكل در خصوص مسئله امر به معروف و نهي از منكر از اول سال جاري اقداماتمان را مضاعف كرديم و متوجه شديم اين قضيه بايستي تبديل به قانون بشود. اين توضيح را هم بدهم كه در اصل هشتم قانون اساسي امر به معروف و نهي از منكر گنجانده شده اما قانون اجرايي مصوب مجلس شوراي اسلامي ندارد كه مشخص كند اين امر وظيفه كي هست. در ذيل آن نيروي انتظامي، سپاه، بسيج، صدا و سيما، ارشاد و... چه كاري بايد بكنند. يا براي سيستمي كه بايد امر به معروف انجام دهد چارچوب فعاليت فرهنگي، پشتيباني، اجرايي، كار قضايي و... ديده نشده است. براي رفع اين دغدغه ما الان كارگروهي تشكيل داده‌ايم كه از برادران مراكز مختلف از جمله سازمان بسيج هم در آن هستند. در اين راستا از سوي ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر طرحي به صورت لايحه‌ به مجلس فرستاده شده كه در كميسيون فرهنگي مجلس پيگيري مي‌شود. دوستان ما از بسيج در جلسات آن شركت مي‌كنند و كارگروه ما هم پيگير است كه اين طرح چگونه پشتيباني و سازماندهي بشود تا در نهايت تبديل به قانون مناسبي بشود. از طريق قانوني شدن اين موضوع است كه مشخص مي‌شود در بحث امر به معروف و نهي از منكر هر نهاد يا ارگاني چه مسئوليتي بايد داشته باشد.

كمي فضاي بحث را تغيير دهيم. دفاع مقدس يكي از عرصه‌هايي بود كه بسيج به صورت جدي در آن محك خورد. عملكرد بسيج در جنگ تحميلي را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

وقتي جنگ شروع شد سيستم نظامي ما براي يك جنگ كلاسيك بود كه دراينگونه جنگ‌ها دو تانك براي مقابله، نياز به دو تانك دارد. اما در طول جنگ هر كدام از ادوات ما مي‌خورد ديگر جايگزين نداشت. در حالي كه اگر يك تانك عراقي منهدم مي‌شد چند تانك جاي آن را مي‌گرفتند. حالا سؤال اينجاست كه با وجود اين معادله چنين جنگي به جاي مناسبي مي‌رسيد؟ قاعدتاً نه، اما اين جنگ جنگي بود كه مردم پاي كار آمده بودند و قضيه را تمام كردند. وقتي هم كه مردم آمدند به عنوان دفاع از مملكت اسلامي وارد ميدان شدند. به عنوان دفاع از خاكي كه حالا حريم اسلام شده و مقدس بود. نقل مي‌كنند يكي از مسئولان كميته امداد مي‌رود پيش امام كه اگر تخم‌مرغي از پيرزني مي‌گيريم با توجه به هزينه حمل و نقلش به جبهه‌ها صرف نمي‌كند. بهتر آنست پولش را مستقيماً به جبهه بدهيم. امام مي‌گويند، نه شما موظف به رساندن همان تخم‌مرغ به رزمندگان هستيد زيرا كه ايشان معتقد بود آن پيرزن مي‌خواهد از حريم اسلام دفاع كند و به اندازه وسع و داشته خودش در اين دفاع مقدس مشاركت دارد. پس در جنگ تحميلي، بسيجيان همان مردمي بودند كه معتقد به انقلاب بودند و مي‌خواستند از آن دفاع كنند. به جرئت بايد گفت نيروي تعيين‌كننده در جنگ به معناي اخص كلمه «بسيج» بود.

خوب است براي ‌ما نمونه‌هايي از حضور باصفاي بسيجيان و روحيه بسيجي دربين مسئولان در جنگ بگوييد.

در مقطعي از جنگ من در بين جبهه‌هاي غرب و جنوب در رفت و آمد بودم. وقتي مي‌خواستم از غرب به جنوب بروم مي‌رفتم پيش يك برادر بسيجي به نام موسي كه مسئول اطلاعاتي يك منطقه‌اي بود. يك بار از او پرسيدم كي مي‌روي مرخصي هر وقت اينجا مي‌آيم تو هستي. گفت تازه رفته‌ام. زمان دقيقش را پرسيدم كه پاسخ داد: شش ماه پيش مي‌خواستم به اتفاق دوستان بروم مشهد رفتم تهران در خانه مادرم را ديدم و رفتم مشهد. يعني در عرض شش ماه تنها يك بار و آن هم از دم در خانه چند دقيقه‌اي مادرش را ديده بود. يا خاطره جالبي را از يك بسيجي نام آشناي ديگر تعريف كنم. يكبار كه در قرارگاه مشترك كميل جلسه داشتيم، يك جوان بسيجي در اتاق جلسه نشسته بود. من بايستي قرآن مي‌خواندم تا جلسه را شروع كنيم. مرتب هم به مسئول حفاظت اشاره مي‌كردم كه او را به بيرون هدايت كنند تا ما جلسه را آغاز كنيم اما كسي توجهي نمي‌كرد. به هرحال جلسه شروع شد و شهيد صياد شيرازي به عنوان اولين جمله گفت مهمان ويژه‌اي داريم و با اشاره به همان بسيجي ادامه داد: جناب سرهنگ بابايي معاون عمليات نيروي هوايي در ميان ما هستند. آن جوان با لباس ساده بسيجي، سرلشكر خلبان شهيد بابايي بود.

يكي از اصلي‌ترين روحيات هر بسيجي، حركت جهادگونه است. به نظر شما با گذشت 34 سال از عمر بسيج، ‌اين روحيه جهادي تا چه ميزان در ميان مردم و مسئولان گسترش يافته است؟

اين سؤالتان را بايد از اين زاويه جواب داد كه جامعه ما مستعد كار جهادي است. بر حسب كار ما مراجعات مختلفي از بسيجيان بخش‌هاي ورزشي، هنري، كشاورزي، سايبري و... به ما مي‌شود. بنده همين امروز و ديروز دو جلسه داشتم از برادران استان خراسان رضوي كه طرح‌هاي جهادي ارائه مي‌كردند. يا برخي از معاونان وزارتخانه‌ها همين الان با ما تماس مي‌گيرند كه كار جهادي را دوست داريم و مي‌خواهيم به آن ورود كنيم. در ميان ساير اقشار نظير روحانيون، دانشجويان و... كار جهادي خيلي مشتاق دارد. به نظر مي‌رسد ما اگر بتوانيم بسترهاي لازم را پيش‌بيني كنيم فضاي كشور كاملاً مستعد انجام كارهاي جهادي بسيار بلندي است. همين الان در بحث اقتصاد مقاومتي كارهاي زيادي در بسيج پيگيري مي‌شود.‌

از معاونت امور بسيج ستاد كل بگوييد. تعامل و ارتباط شما با سازمان بسيج مستضعفين چگونه است؟

در سال 82 آقا فرمودند كه بسيج همه آحاد جامعه را شامل مي‌شود و بايد تمشيت اين امر صورت بگيرد تا همه را در بربگيرد. لذا براي نيل به اين منظور جلساتي در مركز راهبردي سپاه و ستاد كل برگزار مي‌شد. همزمان با تشكيل معاونت امور بسيج، آقا به سردار دكتر ذوالقدر اولين مسئول اين معاونت اين طور فرمودند: بسيج كه به فرمان امام تشكيل شد، شجره طيبه‌اي است كه بايد در همه عرصه‌هاي زندگي با حضور همه مردم با ايمان و متعهد گسترش داشته باشد. لذا بايد در جهت تحقق اين امر مهم و تقويت كمي و كيفي بسيج معاونتي در ستاد كل ايجاد شود... انتظار دارم مسئولان قواي سه‌گانه و ساير بخش‌ها و اقشار همكاري لازم را به عمل آورند. بنا به بخش آخر سخنان ايشان ما الان جلساتي با كميسيون‌هاي مختلف مجلس، وزارت كشور، ارشاد، ورزش و... داريم و هيچ محدوديتي هم در ارتباط با سازمان‌هاي مختلف نداريم. اين امر براي ما باعث مي‌شود كه نقش هماهنگ‌كننده با دستگاه‌هاي بيروني و همچنين معاونت‌هاي درون ستاد در امر بسيج داشته باشيم. در حكم بعدي، فرمودند كه نظارت بر كارها و مصوبات و ابلاغيه‌ها و برنامه‌هاي بسيج برعهده اين معاونت است. يعني ما نقش نظارت بالادستي بر سيستم بسيج تا اقصي نقاط كشور را داريم. نحوه ارتباط‌مان با بسيج هم اينگونه است كه در گام اول برنامه‌هاي سالانه سازمان را بررسي مي‌كنيم. براساس برنامه‌ها هم با معاونت‌ها و بخش‌هاي مختلف سازمان بسيج جلساتي برگزار مي‌كنيم. ايرادها، نقاط قوت و ضعف‌ها بررسي و عنوان مي‌شوند. به مراكز بسيج در استان‌ها و ساير نقاط كشور هم مي‌رويم. به صورت فصلي هم با رياست سازمان و معاونان ايشان جلساتي برگزار مي‌كنيم كه بنده و مسئولان اداراتم در آن جلسات حضور داريم و مسائل را پيگيري مي‌كنيم.

و سخن پاياني.

در صدر اسلام يك سري انسان تربيت شده مكتب اسلام براساس شرايط همان روز مورد نياز بود كه توسط شخص پيامبر(ص) تربيت شدند. امروز و در قرن 21 هم انسان تربيت شده‌اي مي‌خواهيم كه بصير و آگاه بر شرايط روز و آماده حضور در صحنه‌هاي مورد نياز برابر تدابير رهبرشان باشند. بسيج همواره براي تربيت اينگونه انسان‌هاي تراز اسلامي و به روز تلاش مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار