سينماي كودك در ايران مانند كودكي است كه دولت آن را به فرزندخواندگي قبول كرده است و اگر يك روز اين قيم مهربان خرجي دادن به فرزندخواندهاش را قطع كند، سينماي كودك بيشك تلف خواهد شد. اين در حالي است كه بخش خصوصي از خود تمايل چنداني براي حضور و فعاليت در سينماي كودك نشان نميدهد.
سينماي خصوصي آرزوي دور و درازي در سينماي ايران است. ما هميشه از وجود دست و پاي دولت در سينما گله ميكنيم و اعتقاد داريم سينماي دولتي نميتواند سينماي رو به رشدي باشد.
اما از سوي ديگر سينماي ايران بدون كمك دولت تعطيل خواهد شد. بخش خصوصي در سينماي ايران هيچ وقت توانايي جايگزيني دولت را نداشته. اين مشكل در سينماي كودك با وضوح بيشتري قابل لمس است.
جشنواره فيلم سينماي كودك در آستانه فوت كردن كيك 27 سالگي خود است. جشنوارهاي كه به مدد حمايتهاي دولتي در حال اجراست و اگر بخش دولتي نبود اين جشنواره نيز وجود خارجي نداشت. اين قابل تقدير است كه در سينماي ما بخش ويژهاي براي سينماي كودك وجود دارد اما چرا فقط دولت بايد بار اين سينما را به دوش بكشد؟ ميزان توليدات بلند سينمايي كودك در مقايسه با سينماي عمومي كشور بسيار ناچيز است.
اين نشانهاي از نبود سينماگر تخصصي كودك و عدم تمايل ورود فيلمسازان براي ساخت فيلم براي كودكان است.
ساخت فيلم براي كودكان به دليل اينكه حاوي نكات آموزشي، روانشناسي و تربيتي است بسيار پيچيدهتر از فيلمهاي مناسب براي گروه سني بزرگسال است. به همين دليل فيلمسازان كمي تخصص ورود به سينماي كودك را دارند، از سوي ديگر فيلمهاي كودك ساخته شده به دليل عدم موفقيت در گيشه از ريسك بالايي برخوردارند و تهيهكنندگان كمي حاضرند براي اين سينما سرمايه بياورند. كارگردانان نيز به خاطر ترس شكست تجاري فيلم و خراب شدن سابقه كاريشان، ترجيح ميدهند در سينماي بدنه يك فيلمساز عادي باشند تا در سينماي كودك فعاليت كنند. اينجاست كه دولت بار تمام نامهربانيها با سينماي كودك را به دوش گرفته است اما اين روند نميتواند براي هميشه ادامه داشته باشد.
ما نيازمند تغيير در سياستهاي فعلي هستيم. بايد تعاملي ميان گروه سني كودك و نوجوان و سينماي كودك پيدا كرد.
هماكنون تلويزيون در برنامههاي مختلف كودك و نوجوان و شبكه پويا فيلمهاي سينمايي و انيميشنهاي مناسب سن كودك و نوجوان را پخش ميكند. تلويزيون ميتواند با مخاطبان ميليونياش، فرهنگسازي خوبي براي روي آوردن خانوادهها به سينماي كودك داشته باشد. آموزش و پرورش، فرهنگسراهاي شهرداري، كانون پرورش فكري و ساير نهادهاي عمومي و خصوصي كه براي گروههاي سني كودك و نوجوان فعاليت ميكنند نيز ميتوانند در اين فرهنگسازي سهيم باشند. با اين كار سينماي كودك رونق پيدا كرده و ساخت فيلم در آن توجيه اقتصادي پيدا خواهد.
زماني كه حضور در سينماي كودك توجيه اقتصادي داشته باشد، بخش خصوصي نيز مطمئنا براي فعال شدن در آن از خود تمايل نشان خواهد داد و اينجاست كه بخش دولتي ميتواند به جاي ايفاي نقش قيم سينماي كودك كه مجبور است تمامي مخارج سينماي كودك را بپردازد، در جايگاه اصلي خود به عنوان سياستگذاري و حامي معنوي سينما بازگردد. ما بايد سريعتر به اين نقطه برسيم و سينماي كودك را از فضاي آزمايشگاهي خارج كنيم.