آقاي رضايي! فعاليتهاي جهادي خود را از كجا آغاز كرديد؟
از سال 1386 پيگير امور برنامهاي بوديم كه بتوانيم حس بيشتري از فرهنگ، بينش و منش عملي از واژه جهادي داشته باشيم، حضور و خدمت در روستاهاي دورافتاده از امكانات شهري با مردماني پاكدل و ساده يكي از اولويتهاي جهادي ما شد.
در ابتداي سال 1387 با بررسي و شناسايي بيش از 10 روستا در استان اصفهان و همچنين 15 روستا در استان كهگيلويه و بويراحمد و در پايان تعداد هشت روستا به نامهاي آبچندار گلال، مورنا، شهدالي و... از توابع بخش لوداب از اين استان براي خدمترساني و جهاد انتخاب شد.
درباره گروه جهادي شهداي گمنام برايمان بيشتر توضيح بدهيد؟! چه فعاليتهايي تاكنون توسط اين گروه انجام گرفته است؟
در همان سال 1387با جمعي حدود 60 نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد نجف آباد به مدت 40 روز عازم روستاهاي محروم بخش لوداب شديم.
حضور در يك منطقه محروم نسبت به زمان كم و كمبود امكانات بايد حساب شده و طوري باشد كه براي انجام هر نوع فعاليت اثربخشي آنها تضمين شود و نيت حضور در يك منطقه خدمت به مردم براي رضاي خدا باشد، اين خدمت بايد جهادي باشد تا مردم به خوبي تغيير را احساس كنند، در حقيقت رفع مشكلات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و... جزء همين تغييرات است.
همه برنامهريزيها بستگي به نوع شناسايي قبل از برگزاري اردوي جهادي دارد كه ما براي اين اردو هشت روز شناسايي در روستاهاي انتخاب شده را در برنامه خود داشتيم.
به نظر شما اردوهاي جهادي چه معنايي دارد و بزرگترين ويژگي اردوهاي جهادي از نظر شما چيست؟
اردوي جهادي از منظر تعريف لغوي واضح است زيرا همان كلمه جهاد همه چيز را ميگويد. جهاد همه جا با واژه «براي خدا» آمده است، يعني عملي كه از خود و همه چيز و منيتهايت ميگذري تا به خدا برسي.
اردوي جهادي يعني براي خدا بودن، پس روش و منش در اين اردو بايد طوري باشد كه تكتك لحظات و نفسها براي خدا باشد. پس به راستي ميتوان گفت تمايز و ويژگي خاص اين اردو با ديگر اردوها و برنامههاي جمعي در اصل «براي خدا» بودنش است. پس اندك لغزشي در اين اردو باعث دور شدن از اثرات و اهدافش ميشد.
حضور فعالان جهادي و اقدامات محروميتزدايي در مناطق كم برخوردار چه تأثيري در ميان مردم و به ويژه نسل جوان خواهد داشت؟
مقوله ملموس و محسوسي در اردوي جهادي وجود دارد كه فرصتي ويژه محسوب ميشود و آن فرصت «فكر كردن و انديشيدن» است.
وقتي ميگويم فرصت ويژه به خاطر اين است كه زماني كه از دغدغهها و فضاي غبارآلود شهر دور ميشويم و تمام فكر و ذهنمان ميشود خدمت به مردم، آن زمان است كه فكر انسان به نقاطي ميرود كه در شهر نميتواند برود. آدمي فكر كمبودهاي دل و روحش ميافتد، ياد نعماتي كه دارد، ياد زيباييهاي خالق و ياد اينكه چقدر به خدا نزديك است و همه اين يادها باعث ميشود وقتي به وطن و شهر خويش بازميگردد، همه چيز را طور ديگر ببيند و بشنود و در نهايت به آن عمل كند. اينها اثراتي است كه در ميان بچههاي اردو اتفاق ميافتد و اين اثرات به جامعه و به ويژه نسل جوان انتقال پيدا ميكند.
از طرفي هم وقتي مردم به ويژه نسل جوان ميبينند كه انسانهايي از ميان خودشان بدون هيچ چشمداشتي «في سبيل الله» راهي جاهايي با سختيها و مشكلات زيادي ميشوند و هدف و عمل آنان رفع محروميت از مناطق كمبرخوردار است، مطمئناً پي به فطرت پاك جوانان اين مرز و بوم برده و اثر ويژه آن در ميان مردم، نگاه نظري و عملي به فرهنگ جهادي است كه بسط و گسترش مييابد و اين شايد تنها راهحل برونرفت از مشكلات مادي و معنوي باشد.
با توجه به توان مناطق محروم و روستايي در بحث كشاورزي، دامداري و... داراي ظرفيت هستند. به عنوان يك فعال جهادي مايليم بدانيم اردوهاي جهادي تا چه حدي در اشتغالزايي مؤثر خواهد بود؟!
يكي از مهمترين اقدامات گروه جهادي بايد رفع فقر با روش ايجاد شغل و كسب و كار براي مردم روستا باشد. اگر اين موضوع در روستاهاي ما به جديت پيگيري و حل شود، در پي آن بسياري ديگر از معضلات مختلف اجتماعي و فرهنگي نيز رفع ميشود. از اقداماتي كه مدنظر گروه جهادي ما بوده و است، فرهنگسازي و ايجاد مشاغل كوچك و زودبازده خانگي در روستاها بوده است. روستاهاي ما داراي منابع و پتانسيلهاي اشتغالزايي در ابعاد مختلف است كه حتي خيلي از آنها نياز به هزينههاي زيادي ندارد. يكي از اقدامات مؤثر جهت ايجاد مشاغل خانگي آموزش و آشنا نمودن مردم روستا همراه با مشاوره است كه به مردم آموزش لازم را جهت بهرهبرداري از ابزار و امكانات طبيعي و غيرطبيعي ميدهند تا براي خود حرفه ايجاد كرده و اشتغالزايي نمايند، در ادامه نيز بتوانند باعث رشد اقتصادي خانوادههاي خود در محيط روستا بشوند. از موارد قابل توجه ديگر در امر اشتغالزايي كمك يدي همراه با آموزش در حوزههاي مختلف از جمله كشاورزي و دامپروري است كه گروه جهادي با همراه داشتن كارشناسان مربوطه اين امر را به جديت دنبال كرده و انجام ميدهد. سه مورد از بهترين موارد قابل برنامهريزي اقتصادي و شغلي در روستا جهت پيشرفت بسط و گسترش فعاليتهاي كشاورزي مدرن و صحيح و همچنين دامپروري و صنايع دستي است. در اين ميان يكي از مشكلات بزرگي كه باعث عدم پيشرفت مردم روستاها شده است عدم شبكه جمعآوري و توزيع در بازار كار ميباشد. يعني اينكه مردم در روستا مشاغل و توليداتي دارند اما به دليل نبود بازار دست از آن كارها كشيده و انگيزهاي جهت فعاليت شغلي در محل زندگي خود ندارند. پس يكي از بهترين فعاليتها در اين زمينه ايجاد شبكه جمعآوري و توزيع در بازار ميباشد.
به عنوان يك جهادگر عامل اصلي بيكاري در مناطق محروم را عوامل مادي ميدانيد يا معنوي؟!
من هر دو را عامل اصلي ميدانم اما عامل معنوي پررنگتر است زيرا وقتي فرهنگ كار و تلاش در ميان مردم مناطق محروم با عواملي همچون پيامهاي تبليغاتي و فيلم و سريالهاي تلويزيوني، ارتباط با شهرها و... ضعيف و حتي از بين برود ديگر هرچقدر هم عامل مادي باشد يا نباشد انگيزه و عملي براي كار و تلاش وجود ندارد و تنها فكر و فرهنگي كه جايگزين آن ميشود، فرهنگ مصرفگرايي است.
فعاليتهاي جهادي از لحاظ فرهنگي آيا روي همت و تصميم افراد بومي براي ايجاد شغل يا فعاليت مؤثر است؟!
شايد يكي از برترين فعاليتهاي گروه جهادي در روستا ايجاد روحيه و فرهنگ كار و تلاش است، همانطور كه امام خامنهاي (مدظلهالعالي) نيز جهادگران را سفيران كار و تلاش ناميدند.
به راستي اگر در يك روستا مباحث فرهنگي با قدرت و برنامه مدون اجرا شود و آموزههاي ديني كه ما در اين رابطه داريم طوري عنوان شود كه مخاطبان از دل و جان اين مباحث را درك كنند، به خودي خود اهالي روستا به سمت ايجاد شغل و آباداني در روستا سرازير ميشوند.
اشتغال جوانان يكي از دغدغههايي است كه توجه دلسوزان نظام اسلامي را معطوف خود كرده است، گروه جهادي شما براي اين منظور چه اقداماتي را مد نظر دارد؟
يكي از ريشههاي معضلات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي عدماشتغال جوانان ميباشد، از طرفي هم ميتوان گفت با منابع، انرژي و ظرفيتي كه در كشور و جوانان ما وجود دارد، عدم اشتغال جوانان دلايل ديگري دارد كه ميتوان به كمبود يا عدمآموزش و عدممشاوره جهت راهاندازي مشاغل مختلف اشاره داشت. در اكثر روستاها و شهرهاي ما منابع مالي، امكاناتي، جسمي و... وجود دارد ولي افراد به دليل ناآگاهي و عدمآموزش روش ايجاد يك شغل را با استفاده از اين منابع نميدانند. ما نيز نسبت به اهميت اين موضوع اصل برنامه خود را در فعاليتهاي جهادي مخصوصاً در روستاها در چهار مرحله برنامهريزي كردهايم، مرحله اول شناسايي تمام منابع و پتانسيلهاي شغلي در يك روستاست، مرحله دوم مشاوره و آموزش ايجاد شغل با استفاده از منابع موجود است، مرحله سوم كمك در راهاندازي شغل است و مرحله آخر هم ايجاد پل ارتباطي توليدكننده و مصرفكننده (همان اتصال به بازار مصرف) است.
آيا دوباره همراه گروههاي جهادي به رغم سختي كار و كمبود امكانات و دشواري راه و سفر همراه خواهيد شد؟ چرا؟
بله قطعاً. همواره تا آنجا كه لطف خداوند شامل حال ما بشود، همراه جهادگران خواهيم بود و خادمي آنها و مردم مناطق محروم را مينماييم. به قول شاعر آسودگي ما عدم ماست! اين ادامه فعاليت به چند دليل مهم ادامه خواهد داشت كه خادمان جهادگر براي خودشان آن را نهادينه كردهاند از جمله اينكه
1- اين حركت يعني حركت در خط ظهور 2- آمادگي و ايجاد شرايط ظهور 3- عدالت عدالت عدالت 4- به دست آوردن تجربههاي مختلف 5- حفظ و نگهداري خودمان از اين دوران و...
به نظر شما اثرگذاري حركتهاي جهادي در سايه فعاليتهاي خودجوش مردمي بيشتر است يا با ورود سازمانهاي دولتي؟!
در رابطه با اين موضوع چند بحث داريم؛ خيلي از فعاليتهاي دوستان و گروههاي جهادي همان فعاليتها و وظايفي است كه دولت بايد طبق قانون در كشور انجام دهد كه به دلايل مختلف انجام نداده است. حركت جهادي يعني اينكه در اكثر امور مختلف با تمام قوا، نيرو، همراه با كمك مردم و حتي سازمانها كارهاي روي زمين مانده را به سرانجام برسانيم.
حركتهاي جهادي بايد فراتر از سلايق سازماني و دولتي باشد و اگر واقعاً سازمانها و دولت به وظايف خود با گرايش جهادي نگاه و عمل كنند خيلي از مشكلات ديگر وجود نخواهد داشت و بايد نيز چنين شود. از طرفي حضور خود جوش مردم در صحنههاي جهادي قطعاً به اين حركتها و پيشرفتها سرعت قابل ملاحظهاي ميبخشد.
حضور شما به عنوان يك فعال جهادي در اين مناطق چه تأثيري بر شخص شما خواهد داشت؟!
زيرمجموعه ويژگي «براي خدا بودن» دو اثر مهم دارد؛ يكي ساختن خود و ديگري خدمت به مردم در همه ابعاد است. دور شدن از فضاي غبارآلود شهر، ديد و نگرش انسان را خيلي بيشتر نسبت به حقايق پيرامون باز كرده و به انديشه واميدارد، يعني همان تدبر و درك معناي زندگي، فهميدن معناي شكرگزاري، قناعت، صرفهجويي، توليد، شناخت ارزشها و... آن وقت است كه آدم در شهر راحتتر ميتواند نگاه كند و زندگي داشته باشد، طوري كه آلوده نشود.
حرف آخر.
امام خامنهاي فرمودند: اين حركتها بايد به قلههاي عالي اهداف انقلاب برسد و ما نيز به عنوان سرباز وظيفه داريم تا اين حركتها را به قله عالي انقلاب برسانيم تا شاهد لبخند رضايت نايب امام زمان(عج) باشيم. بايد همه را براي حضور در اين حركت بزرگ تشويق كرد اما ابتدا بايد از خودمان شروع كنيم و...
روش، منش، نگاه و حركتمان به همه اطرافمان يعني زندگي، مردم، كار و... بايد جهادي باشد. حضور اقشار مختلف در اين خط و مسير يعني حركت و آمادگي براي ظهور حضرت وليعصر(عج). در ادامه هم امكاناتي نظير امكانات آموزشي، بهداشتي و درماني و ديني و مذهبي بايد بيش از هر چيز ديگر در مناطق محروم مورد توجه قرار بگيرد.