کد خبر: 612437
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۰
روايتي از زندگي سردار شهيد علي اكبر شاهمرادي
در روز‌هاي سخت و پر تلاطم دفاع مقدس، آنچه بيش از هر چيزي دل رزمنده‌ها را آرام مي‌كرد و هواي معنوي‌شان را به اوج خود مي‌رساند قرائت قرآن و ياد ائمه وذكر اهل بيت(س) بود. در اين ميان بودند رزمندگاني كه براي حفظ ايمان و بالا بردن صبر وتحمل نيروها از قرآن مدد مي‌گرفتند و فرماندهاني هم بودند كه براي تنبيه نيروهاي‌شان از قرآن مدد مي‌گرفتند.

صغري خيل‌فرهنگ |  به اين ترتيب داستان رزمندگان ما، حكايت مرداني است كه همه تلاش شان جاري ساختن آيه آيه قرآن در صحنه‌هاي نبردي بود كه گويي به حكم همين كتاب الهي خود را در مسير سختي‌ها و بلايا‌يش قرار داده بودند. روايت شهيد علي اكبر شاهمرادي از همين دست حكايت‌هاست. شروعي براي آسماني شدن

در اولين روز از مهر ماه 1339 هجري شمسي، همزمان با سالروز بعثت رسول اكرم (ص) يكي از سربازان خميني كبير در خانواده شاهمرادي ديده به جهان گشود. او بحق از ياوران وفادار امام خميني (ره ) بود كه شجاعت و شهامتش همچون شجاعت ياران علي (ع) بود و شهادت طلبي‌اش چون ايثار و فداركاري‌هاي ياران حسين (ع) جلوه مي‌كرد و سال‌ها پيش امام (ره ) چه زيبا در وصف يارانش فرمود كه آنان اكنون در گهواره و شيرخواره‌اند. نوزاد خانواده شاهمرادي را به معناي روز تولدش بهروز (روز خوب) ناميدند اما بعدها به خاطر علقه مذهبي خانواده نام او به علي اكبر تغيير دادند. حفظ سوره بقره در يك روز

علي اكبر دوران تحصيلات ابتدايي‌اش را در دبستان خطيردر نزديكي منزل شان پشت سر گذاشت. هوش سرشار و علاقه‌اش به درس از همان ابتدا به وسيله نمرات عالي‌اش كاملاً مشهود بود. خانواده‌اش راه مسجد را از همان كودكي به او نشان داده بودند و علي اكبر هم با فطرت پاكش، اين مكان مقدس را با جان و دل پذيرفت و روز به روز علاقه‌اش شديدتر و رابطه قوي‌تري با محيط مسجد پيدا كرد. علي اكبر از سن هشت سالگي با قرآن آشنا شد و در همان سال قرائت قرآن را در سطح عالي آموخت و علاوه بر آن به دليل حافظه بسيار خوبش سوره بقره را در يك روز حفظ نمود و به همين جهت جزو قاريان ممتاز و برنده يك مدال طلا شد و تا زمان شهادتش موفق به حفظ كل قرآن شد. نمرات او در دوران تحصيل بسيار خوب بود به طوري كه در سال آخر با معدل بالا قبول شد و توانست در رشته مهندسي برق دانشكده علم و صنعت پذيرفته شود.

انقلاب سنگري براي مبارزه

ورود علي اكبر به دانشگاه همزمان با شروع انقلاب اسلامي بود. او بر خلاف اكثريت دانشجويان آن زمان كه فقط براي درس خواندن به دانشگاه راه يافته بودند به خاطر روحيه انقلابي‌اش دانشگاه را يكي از سنگرهاي مبارزه با رژيم ضد اسلامي و ضد مردمي يافت و در حركت‌هاي دانشجويي و زد و خوردها با مأموران رژيم و برگزاري نمازهاي جماعت دانشگاه فعال بود. علي اكبر علاوه بر دانشگاه در تظاهرات خياباني كه به فرمان امام در سراسر كشور بر پا بود بدون هيچ ترس و واهمه‌اي و با روحيه‌اي انقلابي شركت كرده و به استقبال شهادت مي‌رفت. او در روز تاريخي و حركت ساز عيد فطر و برپايي نماز توسط دكتر شهيد مفتح، به عنوان انتظامات حضور پيدا كرد. علي اكبر پيش از آن هم شهيد مفتح را به خوبي مي‌شناخت زيرا يكي از شاگردان ايشان بود. بالاخره با متزلزل شدن پايه‌هاي رژيم طاغوت و رجعت امام، علي اكبر با شركت خود در مبارزات مسلحانه 21و22 بهمن و تسخير كلانتري 6 دين خود را به انقلاب ادا كرد. مدتي بعد رژيم سقوط كرد و زمان بازسازي و مبارزه با پس مانده‌هاي رژيم سابق آغاز شد. علي اكبر براي تثبيت انقلاب در تشكيل كميته‌هاي محلي و ايجاد هسته‌هاي مقاومت محلي زحمات فراواني كشيد. زماني كه كميته‌ها از يك طرف مورد هجوم مسلحانه پسماندگان رژيم و فراريان و ساواكي‌ها قرار گرفته بود از طرف ديگر رگبارها، تهمت‌ها و افتراهاي ضد انقلاب، بالا گرفت. علي اكبر با شجاعت تمام بدون توجه ‌ با مقاومت و تلاش پيگير اين سنگر انقلاب (كميته ) را نيز حفظ كرد.

او در هر شرايطي لحظه‌اي از فكر فعاليت‌هاي فرهنگي و افشاي خطوط فكري انحرافي منافقين، منحرفين، ضد انقلاب، ليبرال‌ها و جبهه متحدشان و شناساندن خط اصيل انقلاب و امام غافل نبود و با شركت و همكاري با گروه‌هاي نمايشي محلي با امكانات محدود و ابتدايي بدون هيچ توقع و انتظاري به برگزاري نمايشنامه‌هاي اسلامي پرداخت و هر زمان به مبارزه خود قوت ‌بخشيد.

سير نزولي و انحرافي دانشگاه‌هاي غربزده انقلاب را در مقابل خود قرار داد و از افرادي بود كه با حضور خود در صف اول جزو خواستاران اجراي انقلاب فرهنگي قرار گرفت و به مقابله با مزدوران منافق و چپ امريكايي و روسي برخاست و نفرت و انزجار خود را از محيط غربزده دانشگاهي اعلام كرد. به دنبال اين حركت در اردوي دفتر تحكيم وحدت دانشجويان به عنوان فرمانده نظامي اردوگاه انتخاب شد.

اعزام به غرب

علاقه وافر علي‌اكبر به كارهاي نظامي، او را جذب فعاليت‌هاي نظامي كرد و به همين دليل قبل از تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سعي در ديدن آموزش‌هاي كوتاه و بلند مدت نظامي بر آمد و بعد از تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، علي اكبر جايگاه واقعي خود را يافت. در آن زمان سپاه براي قوت بخشيدن به تشكيلات و نيروي خود نياز به نيروهاي جوان و پر انرژي و خلاق داشت، از اين رو علي اكبر بنا بر علاقه‌اي كه به كارهاي نظامي داشت در واحد عمليات سپاه پذيرفته و فعاليت خود را از آنجا آغاز كرد. خلاقيت و قدرت يادگيري مطالب باعث شد تا به عنوان مربي آموزش نظامي انتخاب شود. اما شغل جديدش همزمان با شروع جنگ تحميلي بود. علي اكبر با شور و هيجاني كه داشت نمي‌توانست بپذيرد كه دشمن متجاوز در خاك اسلامي‌اش باشد و او دور از آنها بماند براي همين خيلي سريع همراه با اولين گردان‌هاي اعزامي به غرب كشور براي نبرد به آنجا اعزام شد.

رشادت‌هاي مردان بازي دراز

يك ماه از حضورش در جبهه نگذشته بود كه در عمليات بازي دراز زخمي شد. او را به تهران باز گرداندند. اما رشادتي كه در بازي دراز از خود نشان داد، زبانزد دوستان و همرزمانش شد. به طوري كه همراه چند نفر ديگر در انتهاي حمله با خستگي و مشكلات ديگر، توانسته بودند مقاومت دشمن را در هم شكسته و ارتفاعات بازي دراز را فتح نمايند. از اين رو زخمي شدن علي اكبر توجيهي براي ماندنش نشد و براي او انقلاب و اسلام ارزش بيشتري داشت تا بازوي شكسته‌اش. لذا بدون عمل و بدون توجه به زخم با بهبودي مختصر مجدداً به جبهه بازگشت و اين بار به عنوان فرمانده گردان 8 الحديد لشكر 27 در جبهه به كار خود ادامه داد. در بازگشت‌هاي سه ماهه‌اش، افتخار مسئوليت حفاظت بيت امام و مجلس شوراي اسلامي را هم بر عهده داشت.

تنبيه بچه‌ها، حفظ قرآن بود

فرماندهي علي اكبر هم گويي بر گرفته از تعاليم قرآني باشد، در جبهه به جاي تنبيه نظامي بچه‌ها به آنان مي‌گفت سوره‌هاي قرآني را حفظ كنند و همه مباحث قرآني را در جبهه جاري مي‌ساخت. علي اكبر عامل به قرآن بود. شجاعت و شهامتش در ميدان نبرد و تعبد و خلوصش در محراب عبادت از او يك انسان نمونه و الگو ساخته بود آنچنان كه خصوصيات با ارزشش را قلم نمي‌تواند ترسيم كند.

خصوصيات بارز اخلاقي او آنچنان افراد را تحت تأثير قرار مي‌داد كه وقتي براي آموزش نظامي دانش‌آموزان يك اردوي يك هفته‌اي پيش آنها رفته بود، به هنگام بازگشت همه دانش‌آموزان را متاثر كرده و در فراق دوري و رفتنش بي‌تابي مي‌كردند.

محراب عبادت

به گفته همرزمانش، علي اكبر، آن قدر در جلو محراب مساجد سر در جهت خدا فرود آورد كه به يقين مي‌دانست خدا را در محراب مي‌توان جست. نمازهاي نيمه شب قانعش نمي‌كرد زيرا او در جواني نقش حجر را در نمايشنامه شاه شكن خويش آزموده بود و دوست داشت كه همچون حجر در ركاب مولايش باشد. به علي اكبر پيشنهاد فرماندهي پادگان ولي عصر داده شد اما او با تواضع قبول نكرد و بالاجبار جانشيني فرماندهي پادگان را پذيرفت. آري اين علي اكبر بود، او چون حسين زيست و چون او مظلومانه به شهادت رسيد ودر جريان آزادسازي خرمشهر به شاه مراد خويش دست يافت. علي اكبر سرانجام در خرداد ماه سال 1361 در عمليات بيت‌المقدس در خرمشهر در سن 20 سالگي سر بر خاك نهاد و جانش را نثار الله كرد.

فرازي از وصيتنامه شهيد علي اكبر شاهمرادي

انسانيت را كه آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها از پذيرفتن آن سر باز زدند با كمال استواري و عظمت بر دوش كشيده است، نشانه بارز حق تعالي است و حجت خدا بر خلق و خلاصه عصاره مهدي موعود امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه شريف است. و‌اي پدر و مادرعزيزم كه حق بزرگي بر من داريد، واسطه الهي در خلق من بوديد مي‌دانم كه نتوانسته‌ام كمترين ديني نسبت به شما ادا نمايم. چون از بنده عاصي و گناهكار كه شكر نعمت خدا را به جا نمي‌آورد چه انتظار مي‌توان داشت ولي بدانيد فرزند سر افكنده شما را لطف الهي شامل حال شد و با چشم باز در راهي كه ولي امر عظيم‌الشان به ما نماياند قدم برداشت و جان باخت با اينكه نمي‌توانم.

در تمام عمرم سراغ عملي را گيرم كه بوي خلوص بدهد و تعفن زياد سالوس و عجب از آن بر نيايد شايد سرخي خونم را و بدنم جزو شهدا محسوب نمايد. از خواهرانم مي‌خواهم در تهذيب نفس و تربيت اولاد بيشتر بكوشند و عفت و عصمت را از بانوان بزرگ اسلام فاطمه زهرا(سلام الله عليها) درس بگيرند و سعي كنند فرزندان شان را از پيروان امام و حزب اللهي اصيل تربيت نمايند تا شهد عبادت را بچشند كه شيريني شهادت بر آن كام خوشايندتر است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار