مايليم درباره گروه جهاديتان بيشتر بدانيم، ضمن معرفي گروه از اقدامات و فعاليتهاي انجام گرفته توسط منتظران خورشيد بگوييد.
گروه جهادي منتظران خورشيد با رويكرد علمي- آموزشي و خدمترساني تأسيس شد. در عرصه علمي از آن جهت كه وظايف هر كميته در بازده زماني قبل، حين و بعد از اردوي جهادي در فرآيند 16گانه تعريف شده، فرمهاي شناسايي را براي مناطق محروم و ويژه هر يك از كميتهها تهيه كردهايم. در بحث آموزشي نيز با نشر مطالب علمي توليد شده در سراسر كشور در قالب سفرنامه، خبر، خاطرات، مقاله، گزارش تصويري و... به منظور معرفي الگوي خود به ساير گروهها سعي كردهايم در راستاي تسهيل فعاليت آنها گام برداريم. همچنين با توليد مستندات آموزشي از اردوهاي جهادي اطلاعرساني و الگوسازي به طور مجدانه كار را پيگيري نموديم.
در فضاي خدمترساني چه اقداماتي را به اجرا درآورديد؟
در فضاي خدمترساني كه اصليترين هدف از اردوهاي جهادي در مواجهه با مناطق محروم است، بايدگفت كه گروه جهادي منتظران خورشيد سعي بر آن داشته با انجام فعاليتهاي نوآورانه، منسجم و كار اجرايي سنگين، توفيق خدمت به مردم را در بالاترين سطح به اجرا بگذارد.
اجازه بدهيد توضيح بيشتري را در اين رابطه عرض كنم، به عنوان مثال در عرصه بهداشت و درمان با همكاري دكترهاي دندانپزشك مجرب عضو گروه، در اولين اردوي خود در سال 1388 و در منطقه دشت احمد واقع در بخش مركزي استان قم، توانستيم به 300 نفر از اهالي منطقه در زمينههاي پروتز- عصبكشي و حتي پر كردن دندانهاي اين عزيزان خدمترساني كنيم يا در عرصه عمراني با توجه به نبود اعتماد به نفس در بين جهادگران به منظور دست گرفتن پروژههاي سنگين عمراني مانند ساخت منازل مسكوني، ساخت مساجد و... اين سد شكسته شد و در اردوي قم توانستيم از انتخاب زمين تا تحويل كامل دو منزل مسكوني را انجام بدهيم. ما با در اختيار نهادن اين تجربه از طريق رسانهها در سطح جامعه و به ويژه بين گروههاي جهادي اين اعتماد به نفس را در بين جهادگران قويتر كرده و در ساير عرصهها نيز به همين طريق عمل كردهايم.
لطفاً تعريفي از اردوهاي جهادي برايمان داشته باشيد و بفرماييد بزرگترين ويژگي اردوهاي جهادي از نظر شما چيست؟
اردوي جهادي، به حركتهايي گفته ميشود كه در آن در دو زمينه انسانسازي در بعد معنوي و نيز كادرسازي در بعد اجرايي در بالاترين سطح ممكن انجام ميگيرد. ميگويم در بالاترين سطح چراكه اين اردوها در بدترين نقطه از لحاظ آب و هوايي، مسير رفت و آمد و دسترسي به منطقه، وجود امكانات اوليه براي خدمترساني و... انجام ميگيرند و از اين حيث حائز اهميت هستند.
تفاوت اردوي جهادي با اغلب اردوها در اين است كه اردوها يك بعدي هستند. مثل راهيان نور و اعتكاف كه در آنها بيشتر در زمينه معنوي فعاليت ميشود اما در اردوي جهادي تعهد در كنار تخصص همراه شده و پرورش پيدا ميكند. در واقع يك جهادگر با حضور در بدترين مناطق به محروميت پي برده و از داشتههاي مادي و معنوي خود نيز بيشتر آگاه ميشود و قدر نعمات خداوند را ميداند و در زمينه معنويت بيش از پيش به خداوند متعال انس ميگيرد، آن هم به صورت عملي نه فقط تئوري. اين يعني همان انسانسازي در بحث معنوي. به عنوان نمونه در يك اردوي جهادي در بدترين و محرومترين منطقه محروم در استان سيستان و بلوچستان و در زمينه عمراني توانستيم به لطف خداوند و با زحمت جهادگران گروه، چهار منزل مسكوني، 21 سرويس بهداشتي، تعمير مدرسه روستا و... را در يك بازده زماني 20 روزه انجام دهيم و اين يعني روحيه خودباوري.
همچنين در ادامه كار جهادي جهادگران تخصص لازم را كسب ميكنند، يعني جهادگري كه در هر يك از كميتههاي يك گروه مشغول به خدمترساني ميشود و آن هم در دوران نشاط و جواني و با آن شور و شعف و روحيه مطالبهگرانه، طي يك بازه زماني دو يا سه ساله تجارب و تخصصهايي را كسب ميكند كه شايد در شرايط طبيعي بايد در 10 سال كسب كند.
حال اگر بخواهيم تعريف جامعتري از اردوهاي جهادي داشته باشيم ميتوان گفت، اردويي است علمي و كاربردي كه در زمينه معنوي و اجرايي برگزار شده و باعث بالفعل شدن تعهد در كنار تخصص ميشود.
حضور فعالان جهادي و اقدامات محروميتزدايي در مناطق كمبرخوردار چه تأثيري در ميان مردم و به ويژه نسل جوان خواهد داشت؟
حلقه مفقوده در بين جوانان و جامعه، عدمشناخت و اطلاع مردم دهكهاي بالايي (مناطق شهري و...) از وضع امرار معاش و در واقع زندگي دهكهاي پايين (مناطق محروم) جامعه است اما با حضور جهادگران در مناطق محروم نه تنها اين فاصله برطرف شد بلكه تا جايي پيش رفته كه از مرز شناختن اين فضا گذشته و درصدد برطرف كردن آن برميآيند و اين كار را دغدغه خود قرار ميدهند. يعني جهادگران در كنار كار، تحصيل و زندگي روزمره خود، رسيدگي به مناطق محروم را نيز تقريباً به صورت روزانه پيگيري ميكنند. اين يك توفيق و موفقيت است براي جوانان نسل حاضر كشور و مطمئناً ثمره و ميوه اصلي آن را تا چند سال آينده در مديريت كشور توسط اين مديران جهادي مشاهده خواهيم كرد. در حال حاضر نيز شاهد اين ثمرهها در مقطع اوليه هستيم.
به نظر شما اردوهاي جهادي تا چه حدي در اشتغالزايي مؤثر خواهند بود. با توجه به نحوه فعاليتهاي شما در كميته ايدهها و نظرات خود را بيان كنيد؟
تجربه نشان داده است در هر عرصهاي كه جهادگران حضور پيدا كنند ميتوانند با روحيه منحصر به فرد خود، كاري كه بايد در چند سال انجام شود را در يك سال به اتمام برسانند زيرا هيچ يك از آنها در اين فعاليت ذينفع نميباشند و فقط خدمترساني و آباداني كشور براي آنها مهم است.
با توجه به تجربه و اعتماد به نفس كه در بين گروههاي جهادي به وجود آمده مطمئناً اگر مسئولان همكاري بيشتري با اين گروهها داشته باشند، شاهد تحولي در عرصه اشتغالزايي خواهيم بود. گروهي كه توانسته است در مدت دو ماه چهار واحد منزل مسكوني را بسازد يا مسجدي را بسازد يا خدمت ديگري انجام دهد، حال ميتواند اين فعاليت ما را براي ايجاد اشتغال مورد توجه قرار دهد. اگر من استاندار بودم، اين گروههاي جهادي را به عنوان الگوهاي كار اجرايي در عرصههاي مختلف فعاليتهاي خود انتخاب نموده و با برنامهريزي دقيق و منظم، اين الگوها را به ساير دستگاههاي مربوطه انتقال ميدادم زيرا فعاليت يك گروه با كمترين هزينه ممكن و در كوتاهترين بازه زماني انجام ميگيرد و به جرئت ميتوان گفت كه اين به خاطر اخلاص عمل جهادگران عرصه سازندگي كشور است.
به عنوان يك جهادگر عامل اصلي بيكاري در مناطق محروم را عوامل مادي ميدانيد يا معنوي؟
بيكاري نه ريشه مادي دارد نه معنوي، ريشه بيكاري در انگيزه است. چرا يك معلم با كمترين حقوق ممكن و با بدترين امكانات، راضي به حضور در مناطق روستايي ميشود و كار خود را با عشق در مدرسه نمناك و بدون امكانات اوليه در كلاس انجام ميدهد؟
به نظر من اگر بتوانيم با معرفي الگوهايي در سطح مناطق روستايي اين انگيزه را در جوانان بهوجود آوريم، مطمئنا مشكل بيكاري در يك مدتزمان كوتاه ريشهكن خواهد شد.
ما تا مادامي كه نتوانيم مسئله انگيزه را در جوانان اين مناطق حل كنيم، نميتوانيم آنها را مجاب به كار كنيم. فراموش نكنيم كه جوانان همين مرز و بوم در بحث هستهاي فقط با انگيزه خود توانستند تمام مشكلات را پشت سر گذاشته و اين موفقيتهاي بينظير را كسب كنند. مگر آنها امكانات مادي آنچناني داشتهاند؟ يا آنها انگيزه الهي براي خدمت به مردم را در سر پرورش داده بودند.
آيا فعاليتهاي جهادي از لحاظ فرهنگي روي همت و تصميم افراد بومي براي ايجاد شغل يا فعاليتهاي سازنده مؤثر است؟
ذات اردوي جهادي زنده كردن فرهنگ ناب برگرفته از اسلام است. حال تا جايي كه بتوانيم اين فرهنگ را بيش از پيش به جامعه معرفي كنيم، به همان ميزان ميتوانيم روي همت و تصميم افراد بومي تأثير بگذاريم. نبايد فراموش كرد آن جمله تاريخي مقام معظم رهبري امام خامنهاي را كه ايشان فرمودند: «جهادگران سفيران كار و تلاش هستند» پس وظيفه يك سفير، رساندن فرهنگ است به منطقه هدف.
اشتغال جوانان يكي از دغدغههايي است كه توجه دلسوزان نظام اسلامي را معطوف خود كرده است، گروه جهادي شما براي اين منظور چه اقداماتي را مد نظر دارد؟
در حال حاضر و در مجتمع روستايي پيامبر اعظم(ص) (در استان سيستان و بلوچستان) با ساخت كارگاه خياطي و تجهيز آن و نيز پيگيري سفارش گرفتن و فروش محصولات و... از يكسو و اعطاي وام اشتغالزايي در اين راستا گام برداشتهايم اما در حال برنامهريزي گسترده به منظور ايجاد الگوهايي در عرصه اشتغالزايي هستيم كه در آينده نزديك شاهد به ثمر رسيدن آن خواهيم بود.
آقاي عالي! آيا دوباره با گروههاي جهادي به رغم سختي كار و كمبود امكانات و دشواري راه همراه خواهيد شد؟
فلسفه اردوهاي جهادي هجرت كردن و چشيدن سختيهاي كار است. مگر ميتوان گفت كه يك جراح قلب كار خود را به خاطر سختيهاي آن كنار بگذارد. حال اگر اين كار با عشق و علاقه هم همراه باشد كه ديگر اين سختيها به عنوان شيريني ديده ميشوند، پس هيچگاه شاهد اين نخواهيم بود كه جهادگران به خاطر سختيهاي پيش رو دست از اين كار بكشند. مطمئناً جهاد ادامه خواهد داشت. شايد عرصه تفاوت پيدا كند اما روحيه و فرهنگ و پشتكار همان است. در يك كلام «جهاد جهاد» تا فتح قلههاي محروميتزدايي.
آيا با دولتي شدن حركتهاي جهادي موافقيد؟ به نظر شما اثرگذاري حركتهاي جهادي در سايه فعاليتهاي خودجوش مردمي بيشتر است يا با ورود سازمانهاي دولتي؟
هر فرهنگ يا روحيهاي از اين طريق يعني دولتي شدن و در چارچوب اداري قرار گرفتن به يغما رفته و در واقع كشته خواهد شد. حالا اگر ميخواهيم تيشه به ريشه فرهنگ جهادي بزنيم، بايد آن را دولتي كنيم. اين يعني خودمان به دست خودمان اين فرهنگ را از بين ببريم. نبايد فراموش كرد كه زيرساختها و امكانات اوليه بايد توسط دستگاههاي اجرايي و دولتي فراهم شود اما اصل اجراي كارها و روند فعاليت جهادي بايد به صورت خودجوش و مردمي بوده و علت ماندگاري اين فرهنگ نيز همين است. براي همه مسئولان نيز اين مسئله به اثبات رسيده كه گروههاي جهادي بازوي توانمند فعاليت اجرايي دستگاههاي دولتي هستند.
به نظر شما اصولي را كه گروههاي جهادي بايد براي اقدام مؤثر به آن پايبند باشند چه ميتواند باشد؟
اصول اردوي جهادي عبارتند از: شناسايي، برنامهريزي اوليه، تدوين چشمانداز اجراي برنامهها كه شناسايي: يعني پي بردن به تمامي ابعاد يك منطقه به منظور اطلاع دقيق از ريزترين اطلاعات و پتانسيلها و نقاط ضعف روستاهاي هدف كه براي انجام اين كار بايد مثل يك دكتر عمل كرد كه از تمامي علائم و مشخصات بيمار خود آگاهي پيدا ميكند. برنامهريزي: با كسب اين اطلاعات و ترسيم هدف فعاليتهاي خود، برنامهريزي را در سه بازه زماني كوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت تعريف مينماييم. البته اين برنامهها بايد واقع بينانه و قابل اجرا باشند، نه احساسي. تدوين چشمانداز: در اين چشمانداز براي تكتك ابعاد يك فعاليت جامع جهادي هدف، سياست اجرايي و برنامه زمانبندي شده تعريف ميشود.
اجراي برنامهها: با توجه به زمانبندي تعريف شده و توان گروه جهادي مجري آن منطقه، ميتوان براي هر مرحله از كار يك برنامه اجرايي مدون و مشخص تعريف كرد تا دچار سردرگمي نشويم.