کد خبر: 610135
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۴
روايتي از زندگاني و شهادت سردار مهدي ضرغامي در همكلامي با برادر شهيد
پل «سابله» پلي‌ است‌ روي‌ رودخانه سابله‌ كه‌ سوسنگرد را به ‌بستان‌ وصل‌ مي‌كند. دشمن‌ يك‌ هفته‌ پس‌ از تصرف‌ بستان‌ در بيست‌و هشتم‌ مهر ماه‌ 1359 سابله را اشغال‌ كرد، اما اين پل در عمليات‌ طريق‌القدس‌ آزاد شد.

مبينا شانلو | پل‌ سابله‌ نقطه مقاومت‌ زرهي‌ دشمن‌ در عمليات‌ طريق‌‌القدس‌ و جنگ‌ تانك‌ به‌ تانك‌ رزمندگان‌ اسلام‌ بود‌ كه‌ منجر به‌ انهدام‌ چندين ‌دستگاه‌ تانك‌ دشمن هم‌ شد.روايت ما امروز روايت سرداري است كه شايد كمتر كسي از نقش او و نيروهايش در دفاع از پل سابله در پاتك دشمن پس از آزادسازي بستان طي عمليات طريق القدس اطلاعي داشته باشد، اما دلاوري‌هاي آن مردان هرگز از صفحه تاريخ دفاع مقدس محو نمي‌شود، آنهايي كه شهادت را از آيه‌آيه صفحات قرآن آموخته و در ميان پستي و بلندي‌هاي ميدان نبرد به منصه ظهور رساندند. سردار شهيد مهدي ضرغامي فرمانده مدافعان پل سابله است كه تا آخرين لحظه براي دفاع از اين پل با دشمنان دست و پنجه نرم كرد و در نهايت با اصابت گلوله به سجده‌گاه لحظات آسماني‌اش، به شهادت رسيد. متن زير برگرفته از همكلامي ما با برادر اين شهيد بزرگوار پاسدار اكبر ضرغامي است.

اگر موافق باشيد شروع گفت‌وگو را از دوران كودكي شهيد آغاز كنيم. مختصري از اين دوران بگوييد.

برادرم در مرداد سال 1340 در شهرستان خمين و در خانواده‌اي مذهبي متولد شد كه به خاطر ارادت خانواده به امام زمان(عج) او را مهدي ناميدند. هوش و استعداد مهدي از همان دوران كودكي زبانزد خاص و عام بود. مهدي در سن شش سالگي وارد دبستان شد. تحصيلات ابتدايي را تاكلاس پنجم دبستان فردوسي در شهرستان خمين به پايان رساند و با رتبه ممتاز پا به دبيرستان نهاد و در دبيرستان بهشتي (شريعتي) مشغول تحصيل شد. سال 1356 ديپلمش را گرفت در اين دوران از نظر علمي بارها به عنوان شاگرد ممتاز معرفي شد و با شركت در كنكور موفق به راهيابي به دانشگاه تربيت معلم شد كه به علت شروع جنگ تحميلي و شوق پاسداري از ادامه تحصيل منصرف شدند. در كنار تحصيلات دانشگاهي او علاقه شديدي به فراگيري تعاليم اسلامي داشت كه خبر از فطرت پاك و روحيه خداجوي مهدي مي‌داد. به اين ترتيب برادرم مهدي در جلسات انس با قرآن كه توسط روحانيون مبارز در سطح مسجد محل و در منزل تشكيل مي‌شد، شركت مي‌نمود. او كودكي تيزهوش بود كه از قدرت حافظه بالايي برخوردار بود. بعدها علاوه بر فراگيري قرائت قرآن موفق به حفظ چندين جزء از قرآن كريم شد و به عنوان مربي به قرائت و تدريس قرآن پرداخت و قاري توانمندي در جلسات مذهبي شد.

فعاليت‌هاي انقلابي شهيد از كجا آغاز شد؟

يادم است در كوران مبارزات انقلاب، مهدي ضمن ارتباط با حوزه علميه قم به اتفاق اعضاي خانواده و دوستاني چون شهيد ولي‌الله ضرغامي، محمد نبي شيخي و بهرام شيخي و دعوت از روحانيون حوزه علميه، فعاليت‌هايي را انجام مي‌دادند و به اتفاق اين عزيزان با دعوت از تشكل‌هاي مذهبي شهرستان خمين و همچنين تسليح و آموزش انقلابيون به فعاليت‌هاي سياسي عليه رژيم مي‌پرداختند. شهيد مهدي به روحانيت و ارتباط با آنها در مسير مبارزات انقلابي علاقه زيادي داشت و بنا بر اين در آن ايام او شبانه‌روز به فعاليت مي‌پرداخت و هيچگاه اوقاتش را بيهوده تلف نمي‌كرد. مهدي كه سراسر زندگي‌اش مملو از عشق به خدا بود، عاشقانه در انتظار معشوقش به سر مي‌برد.

در طول مبارزاتش دستگير هم شده بود؟

در زمينه مبارزه انقلابي او آنچه در توان داشت مايه مي‌گذاشت و حتي خرده مالي را كه به دست مي‌آورد، صرف خريدن كتاب براي جلسات مذهبي مي‌كرد. مهدي هيچگاه دست از مبارزه عليه رژيم فاسد پهلوي بر نمي‌داشت. بعد از مدتي تعدادي از همرزمانش در راهپيمايي قم دستگير شدند و ايشان نيز مورد شناسايي ساواك و تحت تعقيب آنها قرار گرفت. مأموران ساواك او را تعقيب كردند و با بازرسي از منزلمان كتب و مداركي را ضبط كردند ليكن در اين مرحله موفق به دستگيري مهدي نشدند.

با شدت گرفتن انقلاب شهيد مهدي در پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني(ره) فعاليت چشمگيري داشت و من و برخي از دوستان هم همراهشان بوديم. در حين پخش اعلاميه‌هاي حضرت آيت‌الله امام خميني به مناسبت سالگرد شهادت حاج آقا سيد مصطفي خميني، سيف علي يكي ديگر از برادرانمان به همراه اعلاميه‌هاي امام دستگير و زنداني شد. دراين مدت مهدي به اتفاق روحانيون مبارز شهرستان خمين همچنان به فعاليت‌هاي سياسي و مذهبي خود ادامه مي‌داد. تا سرانجام انقلاب، اولين ثمره خود را كه همان راهپيمايي و تظاهرات‌هاي عظيم مردمي عليه رژيم شاهي بود به خوبي بروز داد در طول اين دوران بارها مورد تعقيب ساواك قرار گرفت و تا پيروزي انقلاب همچنان اين تعقيب و گريز ادامه داشت و فعاليت‌هاي وي نيز همواره زبانزد و مشوق ساير همرزمانش بود.

بعد از پيروزي انقلاب هم مبارزات ادامه داشت؟

بله، ‌اغلب بچه‌هاي انقلابي همان‌هايي بودند كه تا زمان دفاع مقدس و بعد از آن هم، انقلاب را تنها نگذاشتند. شهيد مهدي همزمان با ورود حضرت امام خميني(ره) به تهران، يكي از مسئولان كميته‌هاي استقبال از ايشان بود. او به اتفاق عزيزاني كه از شهرستان خمين به تهران رفته بودند در حسينيه ارشاد مستقر شد و تا پيروزي كامل انقلاب در 22 بهمن 1357 در كميته استقبال حضرت امام(ره) مشغول فعاليت بود و هنوز دستنوشته‌هاي او مبني بر «مقدمت را گرامي مي‌داريم امام خميني» در بخشي از خاطراتش باقي مانده است. بعد از پيروزي انقلاب و تشكيل سپاه هم شهيد مهدي كه علاقه عجيبي به پاسداري داشت، ‌در همان سال 1358 وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. او هنگامي كه فعاليتش را در سپاه خمين آغاز كرد، سپاه اين شهر تنها 15 عضو داشت.

شهيد مهدي چطور به جبهه‌هاي جنگ رفت؟

مهدي جواني پر شور بود و آرام و قرار نداشت. لذا با شروع اولين درگيري‌ها در كردستان و شكل‌گيري تشكيلات بسيج در سپاه، مسئوليت آموزش، سازماندهي گروه‌هاي مختلف نيرو‌هاي بسيجي و پاسدار را بر عهده گرفت و با اعزام آنان به مناطق مختلف درگيري در كردستان به همراه گروه‌هاي اعزامي و به عنوان فرمانده به مناطق غرب كشور رفت. در عمليات‌هاي پاكسازي مناطقي از كردستان مثل سنندج، بيجار، سردشت و نوسود حضور فعالي داشت.

با شروع ناآرامي‌هاي خوزستان نيز شهيد به اتفاق تعدادي از عزيزان بسيجي و سپاهي كه پيشتر تشكيلاتي به نام حزب‌الله را در خمين تشكيل داده بودند، به همراه گروه‌هاي زيادي از نيرو‌هاي مردمي و سازماندهي آنها با شروع اولين درگيري‌هاي رژيم بعث راهي خوزستان شدند. او با حمله و تحركات مزدوران بعثي به خوزستان، خود را براي حضور فعال در مناطق عملياتي جنوب آماده كرد. در همين زمان هم مهدي در هر مرحله از اعزام نيرو‌ها به مناطق عملياتي جنوب و غرب به صورت مستمر حضور فعال داشت زيرا دستور صريح امام بود كه تكليف جنگ را تكليف اسلام مي‌داند. وقتي كه خبر از حمله سراسري ارتش بعث از جنوب رسيد، شهيد مهدي براي شركت در عمليات سوسنگرد به سوي جبهه‌هاي جنوب عزيمت كرد كه در اين منطقه نيز رشادت‌هايي را از خود نشان داد.

در پرونده مجاهدت‌هاي شهيد خوانده‌ايم كه ايشان در دفاع از پل سابله حماسه زيادي خلق كرده‌اند. ماجراي اين پل از چه قرار است؟

سه روز بعد از آزاد‌سازي بستان يعني عمليات طريق‌القدس واحد‌هاي شنود اطلاعات عمليات قرارگاه مركزي در حوالي ساعت 2 بعد از ظهر 12 آذر ماه 1360 شنودي را دريافت مي‌كنند كه طي آن صدام به نيرو‌هاي عراقي سلام مي‌رساند و براي آنها آرزوي موفقيت دارد!

لذا فرماندهان با حساسيت به مفهوم پيام و جملات، به صورت هوشمندانه حدس مي‌زنند احتمالاً دشمن قصد عملياتي جديد براي بازپس‌گيري بستان دارد. آنها با خود مي‌انديشند، ‌چرا بايد صدام براي شكستي سنگين در عمليات طريق‌القدس چنين پيام تبريكي را صادر كند؟! در همين حين فرمانده محور عملياتي، آقاي شاملو كه در حال حاضر اطلاع چنداني از وضعيت او ندارم، مأموريت خطير حفظ پل سابله را به برادرم مهدي مي‌سپارد.

فرماندهي از ايشان درخواست مي‌كند كه سريعاً با انتخاب تعدادي از نيروهاي شهادت‌طلب فرماندهي دفاع از پل سابله را بر عهده بگيرد. مهدي هم بلافاصله با انتخاب تعدادي از شجاع‌ترين نيرو‌ها در حوالي پل سابله مستقر مي‌شوند و به هنگام عزيمت به سمت پل جملاتي را بيان مي‌دارد از جمله اينكه: «عزيزان، امروز آخرين غروب آفتاب را مشاهده مي‌كنيم و ان‌شاءالله امشب را تا به صبح به عشق شهادت خواهيم جنگيد.» رزمندگان شهيدي چون علي محمد حسني، عبدالرضا محمدي، ابوالفضل اقباليان و بسيجي شهيد محمدي در كنار برادرم عاشقانه با اقتدا به امام زمانشان(عج) جنگيدند و از همان پل معبري براي شهادت يافتند. سرانجام دشمن با چند تيپ زرهي براي باز پس‌گيري بستان به سمت پل حركت مي‌كند، دشمن به شدت آن منطقه را مورد هجوم وحشيانه خود قرار داد اما در كمين و محاصره مدافعان پل گرفتار مي‌شود و در ساعت 6:30 صبح روز 12/9/1360 درگيري شديدي شروع مي‌شود كه با انهدام اولين تانك دشمن در روي پل و تصادف چند تانك و نفربر ديگر عبور و مرور نيروهاي دشمن بعثي روي پل قطع مي‌شود. پرسنل دو گردان عراق به طور كامل كشته و اسير مي‌شوند و شهيد و همرزمانش با توكل به خداوند و با كمترين امكانات پشتيباني موفق مي‌شوند نيروهاي دشمن بعثي را با تلفات سنگين وادار به عقب‌نشيني كنند. سه تانك از تانك‌هاي دشمن توسط برادر شهيدم مهدي، قدرت‌الله موگويي و رزمندگاني كه تحت عنوان گروه «دفاع از پل سابله» كه همگي بچه محل و از بسيجيان جان بر كف ديار خمين، زادگاه امام روح‌الله بودند، منهدم مي‌شود. تانك‌هاي دشمن بر اثر برخورد با اين تانك‌هاي منهدم شده داخل رودخانه سابله سقوط مي‌كنند و صحنه درگيري تن به تن آغاز مي‌شود. مردان غيور خميني با چند تيپ زرهي و نيروهاي پياده عراق درگير و نيروهاي ملعون كشته مي‌شوند و تعدادي پا به فرار مي‌گذارند. كشته‌هاي دشمن در ميان جزر و مد رودخانه سابله دلاوري مردان مبارز را به نمايش گذاشته بود. لحظات آسماني شدن مردان روح الله با اذان صبح 13 آذر ماه تحقق يافت.

و شهادت ايشان چطور رقم خورد؟!

در همين ماجراي دفاع از پل سابله، ‌برادرم حتي جانش را نيز بر سر عهد و پيمانش گذاشت و به شهادت رسيد. او به عنوان فرمانده دلاور مدافعان پل سابله در ساعت 7 صبح روز 13آذر ماه 1360 با اصابت تير به پيشاني‌اش (محل سجده‌گاهش) مجروح و با يك بالگرد به اهواز منتقل مي‌شود. اما در بين راه بر اثر خونريزي و جراحات وارده به آرزوي ديرينه خود يعني شهادت نائل مي‌شود.هر چند من در لحظه شهادت برادرم نبودم اما شنيدن لحظات آسماني شدنش از زبان همرزمان هر بار دلم را به تاب و طپش مي‌اندازد. ليكن نه تنها برادرم بلكه بسياري از مردان مبارز و مدافع پل سابله هنوز هم در گمنامي مانده‌اند. آنها رفتند تا معبري سد نشود و يك وجب از خاك كشورمان به يغما نرود.

امام خميني(ره) نيز عمليات طريق‌القدس و فتح پل سابله را فتح الفتوح ناميدند كه هميشه بر تارك افتخاراتمان ماندگار شده است.

غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱۳
سایت یاد امام وشهدا
|
United States of America
|
۲۱:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۵
0
1
من به همراه تعداد قلیلی از رزمندگان لرستانی و تیپ المهدی شیراز درکنار پل سابله با عراقیها جنگیده ایم و دراونجا مجروح شده ام. یک رزمنده گمنان کنارم ایستاده بود ومی جنگید او سرش توسط تک تیرانداز عراقی ها مورد اصابت گلوله قرار گرفت و تا زمان مجروحیتم در کنار داشت به شهدات می رسید. نمی دانم آیا ایشان شهید مورد نظر شماست یانه . لطفاً اطلاعات دقیقتر بدید تا اگر خودش باشد ، از لحظه مجروحیت وشهادتش پرده بردارم. التماس دعا
هادی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۷
0
0
با سلام ایکاش افرادی که این خاطرات را نقل میکنند فقط برای رضای خدا باشد و ذره ای از منش و رفتار شهدائ عزیز را که تعلق به همه ملت شریف ایران دارند الگو کنند و تابع باشند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۴
0
0
پس بچه هاي كرج كه درست جلوي پل سه شب حتي بدون اب وغذا مقاومت كردند چه شدند تورو خدا گم خالي ببنديد اين عمليات را كه اول تا اخر بودم
جواد شاملو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۵
1
0
سلام بر شما و درود بر روح پرفتوح حضرت امام (ره ) و شهداي عزيز
من ميخوام با برادر شهيد ضرغامي صحبتي در خصوص خاطراتشان در رابطه با برادرش داشته باشم.
ايشان به نام سردار رشيد اسلام شهيد شاملو اشاره كرده اند كه اگر خداكمك كند نياز به اطللاعات ايشان در رابطه با جمع آوري خاطرات شهيد شاملو داريم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۳
0
0
سلام،رزمندگان شهرستان کوهدشت لرستان نقش بسزایی در عملیات طریق القدس داشتند،شهید حسن قبادی و شهید مومنعلی مومنی و شهید مرتضی صادقی از رزمندگان شهرستان ک
وهدشت لرستان در پل سابله در تاریخ 12/9/1360 به شهادت رسیدند.شهید محمد علیم(شهرام)عباسی دانشجوی رشته پزشکی از رزمندگان شهرستان کوهدشت بود که در پل سابله زخمی شدند و توسط شهید حسن قبادی به آمبولانس منتقل شد،شهید محمد علیم (شهرام)عباسی درشلمچه به شهادت رسید.در عملیات طریق القدس(محور پل سابله)فرماندهی رزمندگان کوهدشتی بر عهده شهید حسن قبادی بود(به نقل از جانباز حاج مراد روشنی همرزم شهید حسن قبادی)
مرتضوی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
0
0
با سلام
شهید سید مهدی مرتضوی دهاقانی در پاتک دشمن به شهر بستان در تاریخ 1360/9/13 به وسیله ارپیچی چند تانک دشمن را روی پل سابله ساقط کرد و راه نفوذی سایر تانک ها را بست و شهر بستان از سقوط دوباره نجات پیدا کرد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۳ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۰
0
2
نویسنده محترم، مدافعان اصلی پل سابله رزمندگان گردان 256تانک از تیپ 2لشگر92زرهی ارتش مستقر دردزفول به فرماندهی سرهنگ لهراسبی بوده اند که با فداکاری وازجان گذشتگی مانع عبور عراق ازاین پل وجدا شدن کامل خورستان ازایران شدند .البته منکر فداکاری های سایر نیروها نیستیم ولی بایستی تاریخ جنگ را بصورت مستند وصحیح نوشت نه براساس صحبت ها ومصاحبه های افراد بی اطلاع پس رعایت امانت وحرمت قلم را درنوشته های خود بنمایید که مدیون شهدا نشوید
وحید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۶/۰۸/۰۵
0
2
با سلام
شهید بزرگوار و عزیز علیمحمد عباسی در عملیات طریق القدس با اصابت ترکش به پیشانیشان به شهادت رسیدند، ایشان عمو بزرگوار بنده بودند، روحشان شاد و یادشان گرامی.
بران
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۸/۱۵
0
2
سلام لطفا ...دروغ نكوييد درست روي پل سلبله بچه هاي كرج بودند با فرمانئهي عيسي وند و نيز نيروهاي كرجي سه روز تمام در انجا بدون اب و غذا بودند درست جلوي پل پشت سنگر كوچك بغل پاسگاه وشهيدان صمصامي مناف افتخاري علي فلاحت سبزه پرور مجروح حسين مولايي روستا جمشيد جهان شريف رسول ملكي رضا شاهرك مصعود ناصربخت پارسا احدي حامد نعمتي ميرشاملو بهمن كماليزاده زارع حجت كمالي يچه هاي ابيك با اوركتهاي امريكايي بازم بكم كه كم دروغ بكوييد حيف كه كرج بي صاحب است و يه عده مسعولين بي غيرت دارد كه نامي از شهيدان و رزمندكان ان در نيست
احمد
|
United States of America
|
۱۰:۵۰ - ۱۳۹۷/۰۴/۱۰
1
0
یکی از کسانی که در نبرد پل سابله حضور داشت و رشادت بزرگی به خرج داد شهید محمد علی حجتی از بهشهر بود عکس تانکهایی که منهدم شده بود به من نشان داد ارپی جی زن چیره دستی بود در ان موقع مثل حالا رده های فرماندهی نظم نداشت و بسیجی ها مبتکرانه و با فروتنی می جنگیدند چرا تاریخ جنگ این گونه مغشوش شده است ؟
سورنا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۷/۰۳
1
0
کلا مدافعان پل سابله، متشکل از قهرمان های زیادی بودن از اقصی نقاط کشور از دلیرمردان شجاع.... همه آنجا حضور داشتن.. فقط به یک فرمانده نبوده.. فرمانده هان زیادی حضور داشتن...
قاسم رسولی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۵۰ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۵
0
1
لطفاً از بچه های کرج دعوت کنین
گمنامم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۴ - ۱۴۰۲/۱۲/۱۷
1
0
با سلام لطفا هر کسی که در مورد پل سابله اطلاعاتی داره با بنده در میون بگذاره اگر دوست برادر هم رزمی میشناسید که در آن روزهای سابله بود معرفی کنید لطفا.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار