در اوايل ماه رمضان امسال و در ضيافت افطار معاونت فرهنگي اين وزارتخانه بود كه سيد محمد حسيني در يكي از آخرين وعدههاي خود، خبر از تسريع در روند صدور مجوز انتشار آثار باقي مانده در اداره كتاب را داد اما تا آخرين روزهاي مديريتش و تقريباً در ميان تمامي ناشران آثار فراواني وجود داشته و دارند كه كماكان در وضعيتي نامشخص و معلق ميان بودن و نبودن معلق ماندهاند و از سوي ديگر كم نيستند آثاري كه از سر بيسليقگي يا شايد بيحوصلگي با لقب غيرقابل چاپ مزين و علم شده كه انتشار آنها ممكن نيست. در اين ميان رئيس اداره كتاب اين روزها كمتر در دسترس اهالي رسانه است و پاسخگوي روند جاري در اداره متبوع خود است اما نقل قولي از وي در ميان برخي از ناشران و اهالي رسانه دهان به دهان ميچرخد كه ميگويد: امكانات اداره كتاب براي بررسي حدود چهار هزار كتاب در سال است نه بيش از شصت هزار عنوان كتاب و طبيعي است كه در چنين شرايطي طبيعي است كه بسياري از كتابها يا با مهر غير قابل چاپ ـ براي تسريع در روند بررسي آثار موجود در اداره ـ روبهرو ميشود يا وضعيت انتشار آنها بدون پاسخ باقي ميماند.
اين اما تنها ميراث مديريت سيد محمد حسيني بر وزارت ارشاد در حوزه كتاب براي دولت آينده نيست. در روزهاي پاياني وزارت حسيني، نمايشگاه بينالمللي كتاب نيز سرانجامي بهتر از خانه به دوشي در مصلي پيدا نكرد؛ مصلايي كه شنيدهها حاكي از اين است كه ديگر تاب ميهمانداري از نمايشگاه را ندارد و به دليل مهيا شدن شرايطش براي ايفاي نقشي كه حقيقتاً براي آن ساخته شده بود، رفتهرفته از ميزباني تمام قد ميهمانان نمايشگاهي سالانهاش در حال سرباز زدن است. حسيني و مديران وي در معاونت فرهنگي با استدلالهاي خود در نهايت مجموعه باغ كتاب را در چند هفته گذشته مناسب با نمايشگاه نيافتند. مجموعهاي كه نام بزرگترين فروشگاه كتاب در جهان را بر دوش ميكشد از نظر آنها توان ميزباني نمايشگاه كتاب را ندارد و وقتي اين نظر آنها با سؤال مديران اين مجموعه روبهرو شد كه چه چيزي براي پذيرش اين ميزباني كم دارند به آنها اعلام شد كه بايد ساختمان يكي از پاركينگهاي طبقاتي در دست ساخت اين مجموعه را تغيير كاربري داده و براي برپايي نمايشگاه تجهيز كنيد!
با اين حال حسيني و مديريت فرهنگي وي ميراثهاي ادبي ديگري را نيز براي مديران پس از خود بر جاي گذاشتهاند. جشنوارهها و نشستهاي متعدد در حوزه شعر در دولت گذشته تا حد قابل توجهي و گاه زائدي رشد پيدا كرد و حتي منجر به تشكيل معاونت امور شعر و ادب نيز شد كه پس از مدتي فعاليت و در خفا بدل به دفتر شعري شد و شاعري گمنام سرپرستي آن را برعهده گرفت و اينچنين شد كه در اين نگاه جماعت شعراي كشور در چهار سال گذشته همواره به جاي خلق، چشم انتظار بزمهاي متعدد دولت براي شعر باشند و به جاي سبقت در سرايش بيش از پيش در شركت در چنين بزمها و جشنوارههايي از يكديگر سبقت بگيرند. افزايش افسارگسيخته تعداد مجوزهاي فعاليت نشر، بياعتباري جشنوارههاي دولتي ادبي به دليل اعمال نظر در نتايج آن، عدم احقاق وعدههاي داده شده براي خريد كتاب از ناشران و اعمال سليقه در آن، فقدان برنامه راهبردي براي حمايت معنوي از اهالي قلم و شايد در يك كلام برگزيدن حركت قشري و پوستهاي به جاي حركت عمقي و ماندگار را بايد مهمترين ميراث مديريت فعلي فرهنگي حوزه كتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست كه تنها بايد اميد داشت با تغيير در بدنه و نگاه مديريتي اين وزارتخانه و حضور مديراني حقيقتاً از جنس فرهنگ اصلاح شود.