
امام خميني(ره) در ابتداي پيروزي انقلاب اقدام به تأسيس مكتبي كرد كه با كسب موفقيتهاي قاطع در حوادث و رويدادهاي گوناگون همانند جنگ تحميلي و... چشم حيرت جهانيان را به خود دوخت. اين شجره طيبه كه بسيج نام گرفت، همچون دانشگاهي براي نيروها و اعضاي خود عمل ميكند. دانشگاهي كه در آن ايدئولوژي و بنيان اعتقادي افراد ساخته و پرداخته شده و با تأسي به آموزههاي قرآن كريم، از انسانها چه در زمينه فكري و چه در عمل، پولادي شكستناپذير ميسازد. چنانچه بسيج به عنوان دانشگاهي با محوريت قرآن، پتانسيل انساني يكي از قدرتمندترين ارتشهاي دنيا، يعني سپاه پاسداران را شكل داده و اكنون نيز در تمامي اقشار جامعه ريشه دوانيده است. از اينرو گفتوگويي را با محسن بختياري كه از بسيجيان فعال و همچنين نخبههاي قرآني است، ترتيب دادهايم كه خواندنش خالي از لطف نيست.
اگر موافق باشيد گفتوگو را با معرفي خودتان شروع كنيم.
محسن بختياري هستم، متولد ۱۳۵۸ كه از سال ۷۳- ۷۲ وارد بسيج شدم. ۲۰ سالي است كه مفتخرم يكي از خاكيپوشان بسيج هستم.
آشنايي و نحوه ورودتان به بسيج چگونه رقم خورد؟ با توجه به مذهبي بودن خانواده و ارتباط مستمر با مسجد، طبيعتاً ما هم از كودكي در مسجد پرورش يافته و در سنين ۱۴، ۱۵ سالگي بود كه به همراه بقيه دوستان وارد پايگاه مقاومت مسجد محلمان شديم كه اين ارتباط تاكنون حفظ شده است.
شروع فعاليتهاي قرآني شما از چه زماني و به چه طريقي بود؟ در همان سنين نوجواني در يك هيئت قرآني كه فاميلي هم بود شركت ميكرديم. شركت در اين هيئت قرآني و تعليم زير نظر استاد بختياري شروع فعاليتهاي قرآني حقير بود كه با توجه به حضورمان در مسجد و بسيج اين فعاليت تداوم بيشتري پيدا كرد تا اينكه بعد از طي مراحل اوليه، براي ادامه فراگيري علوم قرآني به خدمت اساتيد زبده و ارزشمندي در بسيج و مسجد رسيديم. خوشبختانه اين ارتباط و فعاليتها تا زمان حال ادامهدار بوده است. چنانچه اكنون برخي از رشتههاي قرآني چون قرائت، تلاوت و حفظ قرآن را به جوانترها آموزش ميدهم.
تعليم توأمان قرآن و حضور در بسيج چه تأثيراتي در زندگي يك جوان ميگذارد؟ همانطور كه رهبر عزيزمان فرمودهاند يادگيري و تلاوت قرآن در جواني باعث اين شده است كه قرآن و علوم و مفاهيم قرآني با گوشت و خون جوانان عجين شود و اين خود يك مسير حركتي در زندگي انسانها ميشود. نور قرآن باعث روشني دل و فكر ميشود و آشنايي و ارتباط با قرآن و اثرات آن در زندگي مسئلهاي نيست كه با بيان حقير قابل گفتن و طرح باشد. اين اثرات كه در زندگي افراد به وجود ميآيد همان نور قرآن است و خواه ناخواه در زندگي تأثيرات خود را ميگذارد. در زندگي حقير هم اين تأثيرات به وضوح قابل مشاهده است. ببينيد به هر حال آشنايي با محافل قرآني و دوستان قرآني يك منشأيي دارد و آن خود قرآن است. در جامعه امروزي ما كه غرب همه تلاش و همت خود را گذاشته تا از طريق تهاجم فرهنگي همه نوع بستري را براي گمراهي جوانان آماده كند، ميبينيد كه قرآن با توجه به آن جنبه الهي كه دارد توانسته ما را حفظ كند و در مسير درست بندگي و زندگي قرار دهد و ما را در مسير اليالله و مسير مراحل الهي نگه دارد و اينگونه حملات دشمنانه فرهنگي خيلي كمتر ميتواند به كساني كه در مسير قرآن و آشنا با قرآن هستند نسبت به ديگران كه با اين وحي الهي بيگانه هستند اثر بگذارد. حضور در بسيج نيز در واقع مهر تأييدي بر آموختههاي قرآني يك جوان است و ادامه مسير را برايش روشنتر ميسازد.
به نظر شما كه خودتان آموزشدهنده برخي از علوم قرآني هستيد، لزوم آموزش قرآني در بسيج چيست و چه اهميتي دارد؟ در اين خصوص مسئلهاي كه به نظر من كمي مغفول مانده همين آموزش قرآن در بسيج از راههايي است كه كارشناسان تعريف كردهاند. بعضاً در مواردي مشاهده ميشود كه نيرويي چند سال در بسيج است اما هنوز مثلا در روانخواني قرآن ضعف دارد. اين لازمه فراگيري قرآن و علوم قرآني است اما بحث ديگري در اينجا مطرح است، اينكه چه لزومي دارد قرآن در بسيج به همه بسيجيها آموزش داده شود؟ به نظر حقير بسيج به عنوان يكي از ارزشيترين و مكتبيترين نيروها بر سه پايه ايمان، اسلام و ولايت بنا شده و در اين سه مسير در حال حركت است. بنيان اعتقادي و ايدئولوژي اين شجره طيبه از قرآن و احكام قرآني و الهي گرفته شده است. به همين خاطر قرآن و بسيج دو مقوله جدانشدني از هم و لازمه هم هستند. يعني براي بسيجي بودن بايد يك فرد به قرآن و علوم قرآني آگاه و مشرف باشد و براي قرآني بودن و پيادهسازي دستورات قرآن بايد بسيجي بود و بسيجيوار عمل كرد.
اكنون پرداختن به قرآن و آموزشهاي قرآني در بسيج را چطور ارزيابي ميكنيد؟ آيا آموزش علوم قرآني در پايگاههاي مقاومت به خوبي صورت ميگيرد؟
متأسفانه با اين هجمه فرهنگي كه رهبري بارها توجه همگان را به آن معطوف داشتهاند، مسئولان ذيربط بايد اهتمام خاص به اين امر بورزند. به هر حال برادران، بسيج را با هر راهي كه ممكن است و مورد استقبال قرار ميگيرد با علوم قرآني آشنا كنند اما متأسفانه به نظر حقير آنطور كه بايد و شايد و با جديت مسئله آموزش در پايگاههاي مقاومت صورت نميگيرد و بايد يك ترتيب و زمينههايي فراهم شود كه حداكثر استفاده و بازدهي در اين امر ممكن گردد.
چطور ميتوانيم از جاذبههاي قرآني در جذب جوانان به بسيج بهره ببريم؟ جوانان همواره به دنبال تنوع و مسائل جذاب هستند. اين اتفاق بايد بيفتد و ما جوانان را جذب كنيم، اما اين بحث كمي تخصصي است و بايد متخصصان امر به همراه كارشناس و كاركارشناسي شده به اين موضوع بپردازند و نتيجه را به صورت پروژه عملياتي هرچه زودتر و سريعتر به مرحله اجرا برسانند. البته اين يك برنامهريزي جامع ميخواهد كه بايد مسئولان و كارشناسان امر به آن بپردازند.