
اشتباهي نگيريدم! نه قصد قضاوت دارم نه نيت انتقاد. تنها به منظور رسيدن به انگيزههاي انجام انتخاب شاعران مردمي و محلهاي اختلافي كه چند روز رفته تا حالا بالا گرفته است هدف بيان نكاتي را دارم كه از چشم اهالي ادب دور مانده است.
اول از همه بايد توجه داشت كه اختلاف در حصول نتايج متاثر از داوري، امري است طبيعي و اگر نباشد بايد به آراي ارائه شده شك كرد و اين مسئله وقتي درباره ادبيات و خاص آن شعر باشد تطور و تكثر بيشتري پيدا ميكند چراكه شعر امروز با توجه به كثرت معاني و تنوع ساختاري و تعاريف متعدد، خود چندان تعريف مشخص و مدللي ندارد چه رسد به اينكه تعريف ما از شاعر مردمي چه باشد!
با توجه به اين موضوع در سادهترين شكل ممكن متصور، اين نتيجه محصول ميشود كه شاعر مردمي فردي است كه در ميان مردم شناختهتر شده و مقبولتر از ديگران است و از منظر گستردگي و فراواني ذهني مخاطب و آماري موجود اقبال بيشتري دارد. البته با نگاهي به فهرست شاعران منتخب اين تعريف ساده نيز زير سؤال ميرود چراكه با وجود درج برخي نامهاي آشنا و به حقيقت مردمي اين طور به نظر ميرسد كه برخي از شاعران محترم با وجود قريحه سرشار شعري و داشتن اشعار خوب بعيد است توسط مردم شناخته شده باشند. از ابتدا گفتم كه قصد انتقاد از اصل اين انتخاب را ندارم و براي اطمينان مجدد عرض ميكنم كه اكثر شعراي نامبرده از دوستان حقير هستند. از سويي از آنجا كه بايد هميشه نيمه پر ليوان را ديد بر ادعاي داوري مردمي صحه ميگذارم اما حضور برخي از اين دوستان در فهرست اين نتيجه را به حصول ميرساند كه انتخاب توسط مردمي انجام شده كه در يك رده خاص اجتماعي يا جغرافيايي خاص تفكري قرار دارند كه به چنين نتيجهاي رسيدهاند. حضور نام يكي از بزرگترين استادان ادب ايران كه بنده هميشه سر تعظيم به اخلاق و علم ايشان فرود آورده و ميآورم در اين فهرست همانقدر عجيب است كه يكي از ترانه سرايان دوسويه اين سو و آن سوي آبي، چراكه اشعار نغز استاد ادب را بعيد است مردم معمول آن طور كه بايد بشناسند و اگر بر فرض، بشناسند؛ چگونه در چند رأي بعد ترانه سرايي را انتخاب كردهاند كه ترانه هايش ارزش ادبي چنداني ندارد و بر حسب موج چند روزه يك جريان از ياد رفته چند صباحي شهرتي كاذب پيدا كرد. اين اختلاف درهمانند كه محال است دو كوه كناري آن به هم برسند همه را به اين نتيجه ساده ميرساند كه مردمان رأي دهنده محدود و منتخب از افراد خاصي از ردههاي اجتماعي مختلف و گاه متضاد از منظر ايدئولوژي و جغرافياي ذهني بودهاند و همين نبود آمار صحيح و شيوههاي علمي و اصولي آن است كه تمامي زيرساختهاي فرهنگي كشور را تحت تاثير قرار داده و مشكلات فرهنگي را غير قابل رفع كرده است. باشد كه چنين حركتهاي پسنديدهاي از اين پس با تأمل و تعقل بيشتري برنامهريزي شود تا اختلافات مطرح شده به سلايق ختم شود و اين نباشد كه خاستگاه آن در اعتراض به زير پا گذاشتن اصول علمي باشد تا غرامت مضاعف دوسويهاي را پيش روي اهالي ادب نگذارد.