
اخبار سيما مصاحبه كوتاهي با يك مخترع پخش كرد كه بسيار جالب توجه بود. او دستگاهي اختراع كرده كه ميتواند بيش از ۵۰ درصد گازهاي مخرب خروجي از اگزوز ماشين را كاهش دهد. يك وسيله سبك و كوچك كه در قسمت انتهايي و خروجي اگزوز به سادگي نصب شده و خيلي هم گرانقيمت نيست. مخترع مورد نظر مداركي هم نشان داد كه حاكي از تأييد اختراع او توسط مراكز مربوطه و به ويژه شركت ايرانخودرو بود. با اين حال گلايه داشت كه مدتهاست براي توليد انبوه و مراحل بعدي كار به بنبست خورده و كسي سراغش را نميگيرد!
به راستي كشور ما از اين نظر سرزمين شگفتيهاست. حكايت آلودگي شهرهاي بزرگ ما و هزينههاي مالي و جاني ناشي از آن، نقل همه محافل است. هر كسي هم در هنگام شدت گرفتن آلودگي، طرحي داده و ميدهد. از آبپاشي تهران با هواپيماهاي سمپاشي تا روشن كردن فوارههاي آب پاركها و ميادين، آبپاشي خيابانها و... . كم نبودهاند روزهايي كه در همين امسال به سبب آلودگي، كلانشهرهاي ما و به ويژه تهران، تعطيل شدهاند. همه هم خوب ميدانيم كه هر روز اين تعطيليهاي اجباري مساوي با دهها و بلكه صدها ميليارد تومان ضرر مالي است. در كنار آن آمار افزايش بيماريها و مرگ و ميرهاي ناشي از آلودگي نيز به قدر كافي تكاندهنده هستند. با اين وصف چطور ممكن است پاي چنين اختراعي وسط باشد و كسي آنقدر به خود زحمت ندهد كه آن را فراگير كند؟ حتي در عرصه جهاني چقدر چنين اختراعي ميتواند مفيد و داراي مشتري باشد.
البته نگارنده خيلي از اين بيتوجهي و بيخيالي مسئولان مربوطه حيرت نميكند. در همين ستون قبلاً از يك دوست شيرازي و مخترع خود برايتان نقل كردهام. او از پسماند قوطيهاي پلاستيكي و بطريهاي آب كه معدوم كردن آنها هزينه زيادي دارد و در شمار خطرناكترين زبالههاي انسانياند كه تا صدها سال در خاك هم تجزيه نميشوند، نوعي گريس صنعتي توليد كرده است. اين گريس كه تكنولوژي آن در اختيار دو، سه كشور دنياست و بيشتر در صنايع نفت و گاز براي آببنديهاي حساس و با درجه ايمني بالا به كار ميرود، در حال حاضر به قيمت هر كيلو قريب ۲۰۰ دلار وارد ميشود. اما او محصولي مشابه و حتي به اذعان بسياري از آزمايشگاههاي مورد تأييد مراكز دانشگاهي و صنعتي، بسيار بهتر از نمونه خارجي ساخته، آن هم با زبالهاي كه حتي معدوم كردنش كلي هزينه دارد و مخرب محيطزيست است. قيمت تمام شده گريس توليدي او در هر كيلو به زحمت به ۴۰ هزار تومان ميرسد. با اين حال سالهاست بين شيراز و تهران در حال رفت و آمد و اصرار و التماس به مسئولان مربوطه است كه از او خريد كنند يا زمينه توليد انبوه آن را فراهم نمايند يا وامي به او بدهند كه خودش كارخانه مربوطه را راهاندازي كند. تا سال قبل ميگفت با هزينهاي زير ۵۰۰ ميليون ميتوان كارخانه را راه انداخت، اما نكردند و نميكنند. گويا واردكنندگان از سودشان نميگذرند و با همان قيمت باز هم ترجيح ميدهند وارد كنند. بديهي است سود در آنجاست. آيا اين است معناي حمايت از جوانان و نخبگان؟!