
این روزها نام شهرستان میناب بیش از پیش در تیتر اخبار گوشه و کنار به چشم می خورد. دومین شهر پرجمعیت استان هرمزگان و بزرگترین شهر غیر بندری این استان که هر چه بر جمعیت و گستردگی اش افزوده می شود، انگار میزان نداری هایش هم بیشتر می شود. برخی نام مهترین شهر استان را هم برآن نهاده اند اما از این صفت هیچ چیز نصیب میناب نمی شود و بر خلاف تصور، نام محرومیت را باید در کنار اسم این شهرستان نشاند. چرا که هنوز از حداقل امکانات شهری نیز آنگونه که باید برخوردار نیست. از معضل قاچاق سوخت که مدتهاست آسایش را از مردمان این منطقه گرفته تا کمبود اماکن و تجهیزات بهداشتی و درمانی واماکن ورزشی و تفریحی ، وجود پروژههای نیمه تمام بهویژه در حوزه عمرانی و راه روستایی، تکمیل مجتمعهای آبرسانی، وصل برق و آب شهرکهای مسکونی و رفع نواقص برق در روستاها و شهرکهای تازه تأسیس و... از جمله مشکلاتی است که مینابی ها با آن دست به گریبانند.
بیمارستانی که بیمار است
در حدود ۳۰ سال پیش درمانگاه کوچکی با امکانات محدود برای ارائه خدمات درمانی به اهالی میناب ساخته شد و به مرور زمان این درمانگاه به بیمارستانی با چند بخش تخصصی تبدیل شد. اما پس از گذشت چند سال، سیر صعودی تجهیز و رسیدگی به این بیمارستان متوقف شد و از آن زمان به بعد سایه مشکلات بر سر تنها بیمارستان میناب افتاد. بیمارستانی که حالا به کمبود نیروی انسانی و بخش های مورد نیاز مواجه شده و برخلاف گذشته که می توانست به قسمت های مختلف استان خدمات دهد حالا از پس تقاضای ساکنین این شهر هم بر نمی آید.
با وجود آنکه در سالهای اخیر نسبت به راه اندازی و تجهیز برخی بخش ها اقداماتی انجام شده ولی متاسفانه کمبود پزشک متخصص و پرستار و پرسنل بیمارستان عملا این بخش ها را بلا استفاده گذاشته است. یکی از مشکلاتی که هم اکنون سبب نارضایتی مراجعه کنندگان به این مرکز درمانی شده تعطیلی مداوم داروخانه بیمارستان میناب (به عنوان تنها مرکز درمانی شبانه روزی شهر) است که به دلیل کمبود نیروی فنی قادر به پاسخگویی به بیماران نیست. در هر ساعت شبانه روز صف طویلی از بیماران و یا همراهانشان در پشت گیشه داروخانه به چشم می خورد که از سر ناچاری باید انتظار بکشند.
علاوه بر آن نبود فضایی مناسب برای نگه داری دارو با توجه به شرایط آب و هوایی منطقه، کمبود آمبولانس، عدم حضور پرسنل برای مراجعه دیرهنگام بیمار بدحال و عواملی از این دست باعث ایجاد نارضایتی و گاهی درگیری بین مراجعه کننده و پرسنل بیمارستان می شود.
البته گویا در خصوص رفع این معضل، احداث دومین بیمارستان هم دستور کار قرار گرفته است. چندی پیش فرماندار ویژه میناب از احداث بیمارستان دوم میناب خبر داد و گفت: احداث بیمارستان دوم از مصوبات دور سوم سفر ریاست جمهور به شهرستان میناب است که در این راستا زمینهای زیادی برای احداث این بیمارستان مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا تصمیم بر این شد که این مرکز درمانی در زمین موقوفی واقع در شمال میناب (ورودی شهر) احداث شود.
ظاهرا هنوز اقدام اساسی برای ساخت و آغاز عملیات اجرایی این پروژه انجام نشده است.
به داشته ها هم توجهی نمی شود!
از وقتی مردم این شهر یادشان هست پنجشنبه های هرهفته، اهالی به امید کسب رزق و روزی هر چه را که می شود نام محصول بر آن گذاشت را همراه خود به بازار روز می برند، بازاری که با وجود شهره و قدیمی بودنش هیچ امکاناتی ندارند. فروشندگان روی زمین خاکی بساطشان را پهن می کنند و از صبح تا عصر در فضای محقری بدون سایبان، از صنایع دستی گرفته تا مواد غذایی و میوه و خشکبار تا پوشاک و لوازم خانگی عرضه می کنند . البته اغلب باید دست خالی به خانه برگردند چرا که اجناس خارجی (هرچند بنجل) این بازار را غرق کرده و صنایع دستی و پوشاک محلی از سکه افتاده است. از طرفی شرایط نامساعد بهداشتی و زمین های خاکی بازار و گرد و غباری که در اثر وزش باد گه گاه روی اجناس می نشیند، مواد خوراکی و میوه و سبزیجات و دیگر اقلام را از چشم خریدار می اندازد!
می گویند زمانی (که البته به صدها سال قبل بر می گردد) در روستاهای شهرستان میناب نوعی بازار انحصاری وجود داشت که صنعتگران هر روستا فقط یک کالای خاص مثلا فقط ظروف سفالی، صندوق لباس، بادبزن و یا ...را در پنج شنبه هر هفته به شهر آورده و برای فروش عرضه می کردند. بازار انحصاری قدیمی همان پنجشنبه بازار فعلی است که از آن زمان تاکنون پابرجاست و با وجود آنکه حالا تعداد فروشندگانش چندین برابر شده اما امکانات آن همچنان در حد صدها سال پیش مانده است. در حالی که اگر مسئولان شهرستان به این مسئله توجه می کردند نه تنها بهترین مکان برای خرید و فروش اهالی میناب و روستاهای اطراف بود بلکه تامین کننده نیاز شهرها و گاهی استانهای مجاور هم می توانست باشد. اما این مکان همچنان مورد بی مهری است و با وجود آنکه مینابی ها بارها از مسئولان خواسته اند برای سامان دادن این بازار اقدامی انجام دهند تلاششان بی نتیجه مانده است.
سایه ناامنی بر سر میناب
چند سالی است که در برخی استانهای مرزی کشور قاچاق فرآورده های نفتی زندگی ساکنان شهرهای استان را دستخوش نا امنی و مشکل کرده است. چرا که عبور خودروهای حمل سوخت قاچاق از شهری چون میناب عامل مرگ ده ها تن از اهالی این شهر شده و خاطرات تلخی را برای اهالی و ساکنان روستاهای اطراف به جای گذاشته است. علاوه بر آن از تبعات اجتماعی این معضل و تاثیر مخرب آن بر جوانان منطقه هم نمی شود چشم پوشید. با وجود آنکه طی سالهای اخیر اقدامات ضربتی در برخورد با این مورد صورت گرفته اما پس از فروکش کردن برخوردها دوباره قصه از نو آغاز می شود و امروز بیم آن می رود که جوانان روستایی و ساکنان این شهر هم به این پدیده روی آورند.
معتمدی فرامام جمعه میناب در این خصوص با بیان اینکه کثرت خودروهای نیسان حامل سوخت قاچاق در خیابانهای اطراف شهر بیش از حد شده از فراگیر شدن این پدیده به عنوان منبع درآمد برای جوانان منطقه ابراز نگرانی کرد.
در کنار معضل بیکاری جوانان این شهرستان، رواج قاچاق سوخت از جاده های این شهر موجی از نگرانی را در بین ساکنان نشانده وخانواه های مینابی خواستار یافتن راهکاری از سوی مسئولان امر برای رفع این معضل هستند.