
«سفر به گراي ۲۷۰ درجه» كه در سال ۱۳۷۵ توسط احمد دهقان نوشته شد و تا امروز بيش از شش بار تجديد چاپ شده است، داستان نوجواناني در ميدان جنگ را با نگاهي ساده و بيادعا به مبارزه روايت ميكند كه طي آن طنز و توصيف دو عنصر قوي در روايت اين اثر به شمار ميروند.
روايت طنزگونه با شخصيتهاي خاصي همراه است و حتي تا لحظات مرگ هم آنها را همراهي ميكند، شخصيتهاي «ميرزا» و «علي» با اولين حضورشان در داستان و نخستين ديالوگهايشان شخصيت خود را نمايش ميدهند. به عنوان نمونه در بخشي از اين كتاب ميخوانيم:
«... من صد بار گفتم، اگه اون ميرفت درس ميخوند بهتر كارش پيش ميرفت تا اينكه بياد جنگ!... ميخنديم و از اردوگاه و برو بچهها صحبت ميكنيم تا ميني بوس پر شود و حركت كنيم. توي ماشين همه ما رزمندهايم به غير دو زن كه يكيشان بچهاي در بغل دارد و همگي جلو پشت سر راننده نشستهاند سر و وضعشان نشان ميدهد كه بومي نيستند.
- اومده بودي شهر چه كار؟
سرش را نزديك ميآورد و آرام ميگويد: «همه مرخصيها لغو شده، حتي مرخصي شهري هم نميدن. ديشب قرار شد بيام شهر و وسايلي رو كه بچهها ميخوان بخرم و زود برگردم، صبح با ماشين تداركات اومدم...»
توصيفات در داستان نيز دقيق و با جزئيات نوشته شده است، راوي داستان «ناصر» كه گويي خود دهقان است با ظرافت كوچكترين جزئيات را بيان ميكند، هر چند اين توصيفات براي خواننده جنگ نرفته گاه غير ملموس و دور از ذهن ميشود.
تفاوت عمده اين اثر با برخي از نوشتههاي دفاع مقدس در نوع ساختار و نگارش آن است. آدمهاي اين رمان مردان بزرگسالي نيستند كه با رضايت قلبي خانوادههايشان پا به ميادين جنگ گذاشته باشند بلكه نوجواناني هستند كه با عشق به ميدان رفتهاند. نوجواناني كه با دلهره و ناراحتي والدين خود از خانه جدا شده و به جنگ ميروند. افرادي كه جايگاه شهادت را ميدانند اما شايد به خاطر شرايط سني و تصورات خاصي كه از جهان پيراموني دارند، از مرگ ميهراسند.
نويسنده در اين اثر قصد ندارد با بيان صحنههاي جنگ و نشان دادن مرگ عزيزان به همذاتپنداري و برانگيختن احساس مخاطب مبادرت كند. اثري از تقدس مآبي افراطي (آن طور كه برخي از نويسندهها قصد القاي آن را دارند) در اين نوشته به چشم نميخورد. همين بيان شفاف واقعيتهاست كه باعث ميشود حتي يك خواننده غير ايراني نيز با رمان ارتباط برقرار كند. نويسنده سعي كرده تا حدودي از برخي شعارزدگيها دور شود و بيشتر به واقعيات موجود در جنگ بپردازد. شايد به همين خاطر باشد كه با گذشت بيش از يك دهه از نوشتن اين اثر همچنان براي مخاطب، حتي خواننده جوان و جنگ نديده، زنده و قابل درك است.
احمد دهقان سعي ميكند از جواناني حرف بزند كه با سادهترين نگاه و بدون چشمداشت پا به ميدان جنگ ميگذارند. اما اين اثر داراي كاستيهايي هم هست از جمله ضعف در شخصيتپردازي. افراد در اين داستان در اكثر اوقات در حد تيپ باقي ميمانند و لايههاي زيرين شخصيت خود را نشان نميدهند. نويسنده با پرداختن به شخصيت «ناصر» و «رسول» سعي كرده است اين ضعف را جبران كند اما فقط در شخصيت «رسول» تا حدي به موفقيت رسيده كه آن هم به دليل ساده بودن زواياي پنهاني اين نوجوان است.
نكته مثبت در تيپ سازيهاي احمد دهقان سنخيت اين افراد با جوانان هر دوره و زماني است. اين افراد هرچند سطحي توصيف ميشوند اما شيطنتها و خندهها و گريههايشان از دل نوجوانان ايراني در هر سن و موقعيت و زماني برخاسته است، در يك كلام ميشود گفت احمد دهقان تيپسازي را به بهترين شكل خود نشان ميدهد.
از ديگر نكات مثبت «سفر به گراي ۲۷۰ درجه» اين است كه حوادث در اين رمان با ريتمي هماهنگ كنار هم قرار ميگيرند و طرح در داستان برخلاف برخي از آثار جنگي، رابطه علي و معلولي به درستي رعايت شده است.
لحن در رمان به عنصري براي شناخت تبديل ميشود و افراد با صحبتهايشان شناخته ميشوند. انتخاب لحن و زباني عاميانه و بدون تكلف و شعار از ويژگيهايي است كه اين كتاب را همواره جوان و به روز نگه ميدارد تا آنجا كه حتي در دهه نود هم براي مخاطب جوان قابل درك است.
به طور كلي بايد گفت هرچند گاهي در متن به ويژگيهايي شبيه آثار ضدجنگي بر ميخوريم، اما به نظر ميرسد نويسنده با بهرهگرفتن از اين ويژگيها قصد داشته زشتي جنگ را در برابر قداست دفاع نشان بدهد. لذا بايد گفت صحنهپردازيهاي اين كتاب تصاويري عريان از جنگ است بدون شعارزدگي.
«سفر به گراي ۲۷۰ درجه» يكي از آثار موفق دفاع مقدسي به شمار ميرود. چنانچه احمد دهقان پس از چاپ اين كتاب موفق به دريافت جوايز متعددي نيز شدهاست. جايزههاي بيست سال داستان نويسي، چهارمين دوره انتخاب كتاب سال دفاع مقدس و بيست سال ادبيات پايداري از اين جمله به شمار ميروند. نگاه دهقان به جنگ، نگاهي ساده از يك راوي است كه در لحظه و صحنه وقايع حضور دارد، نه آن بازگشته از جنگ كه نگاهي به گذشته دارد.
اين اثر توسط «پال استراكمن» نايب رئيس مركز مطالعات دانشگاهي خاورميانه در دانشگاه راجرز امريكا به انگليسي ترجمه شده و نخستين رمان ايراني با موضوع جنگ است كه در امريكا منتشر ميشود. روي هم رفته شايد بتوان گفت اين اثر از معدود آثار جنگ در كشور ما است كه در دهههاي بعد هم همواره حرفي براي گفتن به نسل جوان خواهد داشت.