
شايعه پايان جهان نيز با همه سر و صداهاي بيهودهاي كه در غرب عقلاني و خردگرا داشت، به خير و خوشي تمام شد تا افسانههايي كه از خردگرايي و علممداري مردمان مغربزمين شنيده ميشود بار ديگر به چالش كشيده شود و ضمير عافيتطلب انساني كه جز به حطام زندگي زودگذر دنيا دل بسته و دل خوش كرده روزهاي تلخ و دشوار بيقراري را به چشم خويش بيازمايد؛ شايعهاي كه نه دروغ بلكه حقيقتي جاري براي اهل ايمان و صلاح و سداد است، چه اينكه هر روز براي زاهدان و آنها كه مرگ را از رگ گردن به خود نزديكتر ميبينند، پايان جهان است. امروز و نه تنها اين لحظه بلكه هر ساعت و ثانيه براي آنها كه چشمي براي ديدن و گوشي براي شنيدن داشته باشند، همان روز فرجام جهان است.
پس گوش ميكنند تا بشنوند و چشم ميگشايند تا ببينند در همان جنازههايي كه دفن و كفن ميشوند يا در دخمههاي هندويان سوزانده و در تابوتهاي ترسايان محبوس در دل خاك پنهان ميگردند، عبرتي است براي آن كه پايان زندگي را نزديك ميبيند. همانگونه كه خداوند در كتابش نيك فرموده است: زمان حسابرسي از مردم نزديك شده و اين در حالي است كه ايشان در غفلت و بيخبري از اين حقيقت روي گردانند.
شايعه پايان جهان در سال ۲۰۱۲ كه شايد با توليد فيلمي به همين نام در هاليوود به نقطه عطفي رسانهاي نزديك شد، يكي ديگر از محكهاي رسانهاي براي سنجش نيروي مقاومت انسان در برابر حقيقتي به نام فنا بود و در اين دلهاي تزكيه شده و آرام و نوراني به پرتو توحيد كه بيدغدغه نسبت به اين احتمالات، با ايمان و عقيده به سوي تعالي و تجلي الهي، لحظهاي لرزش و لغزش از خود بروز نداد. با اين حال، در اين پروپاگانداي رسانهاي اربابان رسانهاي جهان، با دامن زدن به شايعات و خودداري از انتشار پاسخهاي درست به اذهان تشنه حقيقت درصدد رصد رفتار و كردار ملت بوده و هستند. دليل اين رصد، فهم شعور فلسفي و ايمان ديني ملتها بود و اين براي ملتي مانند ما كه در آن اعتقاد به مهدي موعود(عج) به عنوان منجي نه از اساطير بلكه از اعتقادات غيرقابل انكار ديني نشأت گرفته است، محكي براي سنجش ديانت جامعه بود.
در چنين جامعهاي شايعه پايان جهان، نه تنها چالشي براي نسبت انسانها با فناست بلكه شبههاي براي اعتقادات يك ملت به يكي از حقايق اعتقادي خود است. در اين معنا، كسي كه به پايان جهان بدون ظهور و حكومت موعود اعتقاد داشته باشد، موعود را از سپهر اعتقادياش كنار گذاشته و نه تنها موعود بلكه همه آياتي از قرآن و كتابهاي آسماني درباره فرجام جهان در دست صالحان را از دايره معتقدات خود خارج نموده است و در عرصه بزرگتر كسي كه پايان دنيا را اين طور بيهوده و ساده و پيشبينيپذير بداند، در دايرهاي وسيعتر حكمت خداوند را انكار كرده است.
بنابر اين، موضوع به سادگي يك خبر رسانهاي از دورافتادهترين قبايل بدوي نيست كه تقويمش در فلان روز سال ۲۰۱۲ پايان يافته و حتي اينكه به منظور حمايت از بنگاههاي سرگرمي و توريستي حتي ناسا نيز اطلاعاتش را به صورت شفاف منتشر نميكند تا با بالا رفتن تقاضا و كم بودن عرضه اخبار، بازار شايعات داغ شود و حتي پناهگاه اتمي شوروي سابق براي جذب ميلياردها روبل سرگردان ميليونرهاي خرافاتي، دندان تيز نمايد، بلكه موضوع حمله به اعتقادي است كه ميخواهد قلب ميليونها نفر را در انتظاري مقدس دچار لغزش نمايد.
پايان بيهوده براي دنيا، از هر منشأيي كه باشد، آزمايش طرز تلقي ما از شريعت، مذهب و فلسفه دين ماست و هم براي ديگران و از همه مهمتر براي خود ما ميتواند نشانگر آن باشد كه چقدر درباره موضوعات ديني كه از آن دم ميزنيم استواريم و ايستادهايم. اين محك هماني است كه گويي درباره آن گفتهاند:
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
تا سيه روي شود آن كه در او غش باشد