
در جهان سراسر جنگ و جدال كه هر قدرتي سعي ميكرد با غارت و استعمار كشورهاي مستضعف به قدرت خود بيفزايد شخصي به نام روحالله در سرزمين ايران عليه استكبار قيام كرد. انساني كه براي ايرانيان و انقلابيون امام و براي قدرتهاي مستكبر جهان چهرهاي ناخوشايند بود. او اعتقاد داشت قدرتهاي استكباري با استفاده از جنگ نرم و جنگ رسانه بر اذهان و قلوب ملتها مسلط شده و آنان را در جهتي كه خود ميخواهند سوق ميدهند. توجه امام روحالله به رسانهها و استفاده از آنها به عنوان اصليترين محور در جنگ نرم ميان قدرتها، تنها به راديو و تلويزيون معطوف نبود. ايشان ضمن اينكه در مقاطع مختلف از نقش منفي رسانههاي ضدارزشي و تأثير آن در منحرف كردن افكار جوانان و افراد كم اطلاع جامعه سخن ميگفت، در مورد نقشي كه برخي از روزنامهها و مجلات در همسويي با جنگ نرم دشمن عليه ما ايفا ميكنند، ميفرمايند: مجلهها با مقالهها و عكسهاي افتضاحبار و اسفانگيز و روزنامهها با مسابقات و مقالات ضدارزشي خويش و ضداسلامي، با افتخار مردم و به ويژه طبقه جوان مؤثر را به سوي غرب و شرق هدايت ميكردند. امام اعتقاد داشت كه روزنامه، مجلات و راديو و تلويزيون و فيلمها به عنوان اهرمهاي شاخص دشمن در جنگ نرم به كار گرفته ميشوند. از اين رو با توجه به اهميت نقش رسانهها كه از كلام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به خوبي نمايان است، گروه پايداري روزنامه جوان طبق روال هفتههاي قبل، به بررسي جنگ نرم و ابعاد آن، اينبار در گفتوگو با سيدحسين حسيني فعال رسانهاي در عرصه صدا و سيما پرداخته است كه مشروح آن را پيشرو داريد.
براي شروع به معرفي مختصري از خود و سوابقتان براي خوانندگان بپردازيد؟سيدحسين حسيني هستم. از سال ۷۶ رسماً وارد عرصه رسانه و كار رسانهاي شدم. فعاليت خودم را با راديوجوان آغاز كرده و سپس وارد گروه سياسي شدم و در بخش خبر گروه سياسي به فعاليت خود ادامه دادم. حوزه رسانه از علاقهمنديهاي سيريناپذير من است. سه سال مدير روابط عمومي راديوجوان و سه سال مدير روابط عمومي راديو تهران، دو سال متوالي دبير جشنواره قرآن، مدير كميته تبليغاترساني جشنواره جهاني صدا كه اغلب با حضور ۵۰ كشور در ايران برگزار ميشود از ديگر تجربيات حقير ميباشد كه در كارنامه ۱۷ ساله رسانهاي خود به ثبت رساندهام.
شيوه و بازدهي كار رسانهاي در دوران دفاع مقدس را چطور ارزيابي ميكنيد؟من فكر ميكنم آن زمان رسانهها شواهد و اخباري كه به مردم ارائه ميدادند آنقدر ملموس بود كه لازم نبود از ترفندهاي تبليغاتي استفاده كنند. يعني اگر روزنامهاي اخبار بمباران دزفول يا نقطهاي از تهران را ميداد، خيلي براي مردم غيرقابل لمس نبود و اين به واسطه حضور مردم در صحنه نبرد بود. مردم نبرد را احساس ميكردند. عرض من اين است كه كار رسانههاي ما در آن دوران كمي آسانتر از شرايط فعلي بوده است اما امروز به مراتب كار رسانهاي در اين حوزه سختتر شده است. اين بدان علت است كه سالياني از اين وقايع گذشته و گرد فراموشي روي آن نشسته، هم براي عزيزاني كه آن روزها را درك كردهاند و هم براي تعداد قابل توجهي از مخاطبان موجود در جامعه كه اساساً سنين تولد آنها طوري است كه درك و ذهنيتشان از اين وقايع مانند نسل قبليشان نيست (چون يا اواخر، اواسط، بعد از جنگ يا حتي اوايل جنگ به دنيا آمدهاند) به همين خاطر درك درستي از اتفاقات پيراموني خود ندارند. رسانههاي ما امروز كار خطيري دارند، هم بايد از فضاهاي خاطره و حالات نوستالژيك استفاده كنند و هم ترفندها و تكنيكهاي رسانهاي بهتري را براي ترغيب مخاطب استفاده كنند. اين امر باعث ميشود مخاطب روي موضوع همذاتپنداري كند و يك قدري به درك عاطفي برسد كه آن روزها چه خبرهايي بوده و امروز بايد چگونه از آن تجربه بزرگ الگوگيري كند.
اگر ضعفي درخصوص كار رسانهاي در دوران دفاع مقدس داشتيم، اين ضعف از كجا بوده و چرا اكنون نيز در مسائل روز ميبينيم كه رسانههاي ما ضعيف عمل ميكنند؟واقعاً نميخواهم فلسفي و شعاري سخن بگويم، اما اين نكته را حتماً بايد بگويم كه قدري از ضعف كار رسانه به خودمان برميگردد. كساني كه دستاندركار حوزه رسانه هستند، از خيلي مسائل غافل هستند. يك مثالي بزنم. رسانههاي خارجي شروع كردند به تكريم خاندان شاه پهلوي و گفتند كسي كه ششم ديماه از ايران فرار كرد، آدم بدي نبوده است. در بعضي موارد شاهد اين مسئله هستيم كه خانم فرح ديبا ميگويد اين همه رسانه جمهوري اسلامي ميگويد ما اموال ايران را غارت كرديم پس اين همه موزه به جاي مانده از ما چيست؟ ميبينيد كه در طول اين مدت هيچ رسانهاي در ايران پيدا نشد كه جوابي بدهد و جاي تأسفبارتر اين ماجرا آنجايي است كه در ميان اين همه خبرنگار داخلي متعهد، يك خبرنگار پيدا نشد كه گردش حساب مالي خاندان پهلوي از بانكهاي سوئيس را بگيرد و در گردش حساب مالي به دست آمده بگويد كه چرا ميگويند پهلوي اموال ايران را غارت كرده است. حالا با اين مثال كمكاري داخلي به روشني قابل درك است. در آخر اين طور ميتوان گفت كه ما كلاً منتظر هستيم تا تلكسهاي خارجي يك خبري را روي خروجيهاي خود بگذارند، آن خبر ترجمه شود، در بهترين حالت اگر خبر شبههانگيز يا عليه ما باشد ما يك تكذيبيهاي بر آن بزنيم. در حالي كه رسانههاي انقلابي ما بايد تهاجمي عمل كنند و البته براي اين امر نياز به جلودار دارند.
اينكه چرا ما در حوزه انفعال هستيم و هميشه در حالت دفاعي قرار داريم و هيچگاه نميخواهيم عليه غرب و سوژههاي بيحد و حصر غربيها حالت تهاجمي داشته باشيم، براي حقير هم جاي بسي سؤال است.
همان طور كه شما هم اشاره كرديد، امام(ره) فرمودهاند كه موضع و منشي كه من براي ملت انقلابي ايران در قبال برخورد با مستكبران و ظالمان جهان مشخص كردهام همواره همان برخورد تهاجمي و عاشورايي جدم امام حسين(ع) است اما چرا ما نميتوانيم درست از داشتههاي باارزشي چون دفاع مقدس در عرصه رسانهها استفاده كنيم؟اين موضوع دو وجهه دارد؛ اول آنكه ما آنقدر به داشتههايمان نزديك هستيم مانند كسي كه گنجي در خانه دارد و به علت ديدن متوالي و هر روزه آن، براي او اين گنج عادي شده است اما در غرب وقتي يك سرباز جنگ جهاني دوم از دنيا ميرود كلي فيلم، تلهفيلم، همايش، نشست و... براي او و به افتخار او گرفته ميشود. در صورتي كه در داخل با گذشت سالهاي نه چندان طولاني از جنگ و تنها با گذشت ۲۰ سال از جنگ ميبينيم كه هيچ يادي و گراميداشتي از جانبازان و شهدايي كه در راه حق و حقيقت، نه براي كشورگشايي و... رفتهاند، ديده نميشود و حكم اين موضوع همان صاحب گنج در خانه است. بخش دوم اين مطلب برميگردد به سهلانگاري و تغافل مديران چه در عرصه فرهنگي و چه رسانهاي و در كل در همه عرصهها. يعني مديران به علت درگيري بيش از اندازه و مشغوليت زياد يا به عمد يا به سهو از اين محور و تفكر غافل هستند. در صورتي كه بايد جوانان را وارد اين عرصه كنند، دقيقاً مانند زمان جنگ و كار را به جوانان بسپارند، جوانان مؤمن، متخصص، كساني كه مانند زمان جنگ هيچ چيزي جز خنده رهبرشان مهمتر نبوده و امروز هم ميبينيم كه خون آن بچهها، نيروهاي زيادي را رشد و نمو داده است و تا زماني كه جوانان در اين بستر سوق داده نشوند و زير نظر مديران متخصص و متعهد جريانوار وارد كار نشوند نميتوان اميد داشت كه تفكر حضرت روحالله و انقلاب در رابطه با سيستم تهاجمي نسبت به غرب و مستكبران صددرصد عملي شود.
رسانهها ميتوانند در جنگ نرم و نيمهسخت (اقتصادي) نقش محوري داشته باشند. اول اينكه نقش محوري رسانه را در اين جنگ تشريح كنيد. دوم اينكه رسانهها چطور ميتوانند از عهده چنين مسئوليت و امر خطيري برآيند؟براي جواب اول يك مقدمه كوتاهي عرض ميكنم. تأثيري كه رسانهها بر افكار عمومي ميگذارند و فضاسازي كه ميكنند، آنقدري است كه ميتواند با تبليغ و تكرار و بازپخش مسئلهاي را در ذهن مردم جامعه از حالت پايه به باور برساند. يعني اينكه رسانههاي متحد، همه با هم ميخواهند در اذهان جامعه جا بيندازند كه شما در نقطه ضعف قرار داريد. با طي مراحلي كه گفته شد آنقدر رسانه قدرت دارد كه اذهان جامعه كه يكي از اركان اصلي در شكلگيري جامعه است را جهت دهد.
وقتي باور كسي تغيير كرد اساساً رفتارش هم تغيير ميكند. اين ميشود نقش محوري رسانه در جنگ نرم. در چگونگي موفقيت رسانه در اين عرصه بايد گفت كه يكسري اتفاقات به نظر حقير بايد بيفتد؛ اول اينكه مديران گارد خود را باز كنند. انتقادپذير باشند. يعني مديران محترم هم بايد همكاري كنند و هم بايد فضا را باز كنند تا خبرنگاران بتوانند بهتر كار كنند. نكته دوم اينكه فضا و زمينه مهيا شود تا جوانان بتوانند در شبكههاي اجتماعي بهتر با هم ارتباط بگيرند، يعني روحيه خودباوري در جوانان بيشتر شود و اين روحيهآفريني نبايد دولتي باشد بلكه بايد كاملاً مديريت به دست خود مردم باشد و در اين گردش اطلاعات كه مصوبه خود دولت هم است همه با هم كمك كنيم تا اين اتفاق محقق شود. الان بعضي از وبلاگها و روزنامههاي اينترنتي و ايميلهاي گروهي هستند كه ثلث اخبار و مطالب خبرگزاريها هستند و آن فقط به خاطر مطالب جالب و خودپخته آنهاست.
با توجه به تحريم صدا و سيما و توقف پخش شبكههاي برونمرزي ايراني، آيا بهتر نبود ما در غرب بنگاههاي كوچك رسانهاي چون جزيرههايي ايجاد ميكرديم تا در چنين شرايطي به كار خود ادامه دهند؟به نظر من اين اتفاق همين الان هم افتاده است، فقط ما بايد آنها را كشف كنيم، مثلاً AfP در امريكا، (خبرنگاران آزاد امريكا) شبكهاي است با خبرنگاراني كه سياستهاي امريكا را به باد انتقاد ميگيرند، اتفاقاً اخبار خوبي هم توليد ميشود تا جايي كه دستمايه گزارشهاي الجزيره انگليسي است از حاشيهنشيني و چادرنشيني در اطراف نيويورك بگيريد تا جرائم اخلاقي و اقتصادي مسئولان امريكا اما ما در پوششدهي و ارتباط با اين شبكهها قدري ضعيف عمل ميكنيم. بايد از جنبشهاي خبري آزاديخواه حمايت كنيم. خيلي از اين گروهها در همايشات بيداري اسلامي و وحدت اسلامي در ايران حاضر شدند و ما ليست كاملي كه نه اما ليست بلندي از اين گروهها در اختيار داريم. بانكهاي اطلاعاتي خوبي نسبت به اين گروهها و بنگاهها داريم. بايد از دستگاه ديپلماسي و اجرايي درخواست بشود كه در حوزه ورود كند و آنها هستند كه ميتوانند با ارتباطگيري با اين گروهها آنها را تغذيه كنند و از آنها عليه استكبار جهاني استفاده كنند.
غرب مدتهاست كه از شيوه پراكندن ويروس رسانهاي و بزرگنمايي مسائل كوچك در كشور ما بهره ميبرد، ما چه كار در اين خصوص ميتوانيم انجام دهيم و آيا اصلاً كاري صورت گرفته است؟بخش عمدهاي كه به اين بنگاهها سوژه ميدهد، برميگردد به خطاهاي داخلي ما. اگر ما خطاهاي داخلي را به حداقل برسانيم، اين ويروسپراكنيها به حداقل ميرسد. ملت ما دسترسان اول به اخبار و سيستم خبررساني دروني هستند. اگر در درون خود ما قبل از ساخته شدن يك خبر به عنوان ويروس و پراكنده شدن آن به تشريح آن بپردازيم و در اختيار مردم قرار دهيم ديگر شايد لازم نباشد براي جلوگيري ويروسهاي رسانهاي اين همه وقت و سرمايه را تلف كنيم. اگر ما اولين خبر را بدهيم، مرجع خبر هستيم. در صورتي كه هميشه مرجع خبر دستگاه رسانهاي خارجي است و متأسفانه يك هفته از خبر ميگذرد تازه در درون به فكر چاره براي خبر ساخته و منتشر شده در جامعه ميافتيم.
در زمان جنگ و دفاع مقدس واحدي به نام اطلاعات و عمليات داشتيم كه چون اتاق فكري عمل ميكرد. آيا ما در اجراي مأموريتهاي رسانهاي به اتاق فكر نياز داريم؟ اتاق فكري كه مانند واحد اطلاعات و عمليات به شناسايي، تشريح و كارشناسي و شناساييها بپردازد؟اتفاقاً نظر بسيار درست و جالبي است. بنده هم چندي قبل اين نظر را داشتم و آن راهاندازي واحد اطلاعات جنگ نرم بود. مديران به خاطر مشغله كاري كه دارند از خيلي مسائل غافل ميمانند، اگر يك مركز مونيتورينگ وجود داشته باشد و غرب را در حوزه رسانه رصد كند، مثلاً اگر بازي رايانهاي وارد بازار شد ميتواند سريعاً آن را شناسايي و اطلاعرساني كند يا مواردي از اين دست را. يكي از امتيازاتي كه گروه دفاعي و مقاومتي ما در زمان جنگ داشت سرعت عمل بالاي آنان بود. وقتي اطلاعاتي به دست ميآمد تا تشكيل جلسه وقتي نميبرد. ما اينجا در واحد اطلاعات جنگ نرم به نخبههايي احتياج داريم كه پس از رسيدن اطلاعات فوري تصميمگيري كنند. بهار عربي روبهروي كلمه بيداري اسلامي است. اگر سرعت عمل رسانههاي داخل درست بود لزومي نداشت كه رهبري خود وارد اين ماجرا شده و موضوع كشورهاي عربي را با بيداري اسلامي معرفي كند. وقتي اين اتفاق ميافتد كه واحد اطلاعات جنگ نرم سريع عمل كند. اين فكر خيلي خوب است به شرطي كه بهروزرساني شود.
رسانههاي ما بايد حرف ما را به آن سوي مرزها برسانند. در عين حال امام(ره) فرمودند: ما در جنگ انقلابمان را صادر كرديم. آيا ميتوان بين اين دو بحث رابطهاي منطقي پيدا كرد؟ تعريف شما نسبت به اين موضوع چيست؟ چرا و چگونه ما در جنگ انقلاب را صادر كرديم. امروز رسانه چطور ميتواند اين كار را در همان راستا انجام دهد؟انقلاب تا به ظهور نشست ما درگير جنگ شديم. يعني ظهور و بروز تمام توانمنديهاي انقلاب اسلامي در طول مدت جنگ رخ داد. مديريت اسلامي، كارآمدي اسلام، ولايت فقيه، فرهنگ عاشورا، خودكفايي، ارتقا در تمام سطوح جامعه و... كه از بركت انقلاب اسلامي بود در جنگ به منصه ظهور رسيد و ما در صادرات انقلاب ميخواهيم به تمام دنيا اين توانمنديها و بركات انقلاب و اسلام و انقلاب اسلامي را برسانيم. به همين علت جنگ بستر صدور انقلاب شد. اگر ما هر آنچه دستور اسلام و انقلاب است، انجام دهيم و طبق فرمان حضرت امام(ره) مكلف باشيم به تكليف نه نتيجه، انشاءالله پيروز ميشويم. در زمان جنگ كسي به فكر صدور انقلاب نبود، همه به فكر انجام تكليف بودند كه در حاشيه آن اتفاق مهمتري يعني صدور انقلاب افتاد. اگر خط قرمزهاي خودساخته، صلاح و مصلحتهاي بيجا كنار گذاشته شوند و قدري انقلابي فكر و عمل كردن و قبول كردن اشتباهات و تصحيح آنها انجام گيرد، طبيعتاً ما در اين جنگ با قولي كه خدا در قرآن به مؤمنان در جدال با سپاه كفر داده پيروز ميشويم. اگر ما صداقت را سرلوحه كار قرار دهيم و همه مسئولان همكاري كنند، اگر كسي قرار شد استعفا بدهد، تشنه خدمت باشد نه قدرت. اسلام روحالله را با همان تفكر نه كمي بيشتر و نه كمي كمتر اجرا ميكنيم و انشاءالله پيروز هستيم.