
امام خامنهاي درباره استان سيستان و بلوچستان فرمودند: «در اين استان زمينههاى عمران و پيشرفت فراوان است. اين استان از لحاظ وضع هوا- كه براى كشاورزى بسيار مساعد است- از لحاظ معدن، از لحاظ آبزيان و شيلات، از لحاظ مسير ترانزيت تجارى، از لحاظ مردم بااستعداد و از لحاظ داشتن مرزهاى طولانى، استان حسّاسى است. مرز آبى و خاكى اين استان، هزار و ۵۰۰ كيلومتر است. مسائل اين استان در دل خود تهديدهايى دارد كه مىشود آنها را به فرصتها تبديل كرد و از فرصتها استفاده نمود تا تهديدها را برطرف كرد. » همين بيانات چراغ راهي شد براي جهادگراني چون خادمان جهادي گروه منتظران خورشيد كه بار سفر ببندند تا براي شناسايي تهديدها در اين استان محروم و تبديل آنها به فرصت عازم اين ديار شوند. از همينرو در آستانه عيد غدير خم، قرارگاه محروميتزدايي شهيد نورعلي شوشتري ميزبانمان شد تا به همراه خاكريز رسانهاي جبهه جهادي منتظران خورشيد به قصد ديدار با خانواده شهداي تروريستي اخير چابهار، يعني شهيد جهادگر حامدبزي و شهيد مرتضي آسوده راهي سيستان شويم تا در سفر به سرزمين مردمان هميشه در صحنه بلوچ علاوه بر تجديد بيعت با آرمانهاي شهدا و آشنايي با مناطق محروم اين خطه گذري كوتاه بر فعاليتهاي جهادگران خادم قرارگاه محروميتزدايي نورعلي شوشتري (علمدار جهادگران) داشته باشيم. آنچه در پي ميآيد حاصل همراهيمان با خادمان جهادي است كه بخش پاياني آن تقديمتان ميشود.
مجتمع پيامبر اعظم(ص) مجتمع پيامبر اعظم(ص)، شامل سه روستاي شيعهنشين زبرينگ و سنينشين چيل كنار وكوردان ميباشد. حدود ۲۵۰ كيلومتر جاده خاكي را طي ميكنيم تا به روستاي زبرينگ ميرسيم، با مردمي مهربان، صميمي و البته مهماننواز. همه نيتمان اين است كه همزمان با عيد سعيد غديرخم همراه شيعيان روستاي زبرينگ و اهالي سنينشين روستاهاي چيل كنار و كوردان جشن وحدت را برگزار كنيم. اهالي همين روستاي زبرينگ تا دو سه سال پيش يعني قبل از آمدن بچههاي جهادي همه كپرنشين بودند اما الان بيشتر آنها خانهدار شده يا خانههايشان در حال ساخت است. جالب است كه خيليها در كنار خانه، كپرشان را حفظ كرده و به ويژه ساعات گرماي روز داخل كپرشان ميروند. فرشاد عالي مسئول قرارگاه شهيد شوشتري ميگويد: دنبال طراحي خانههايي هستيم با ساختار و شكل و شمايل كپر و حتي با چند تا از بچههاي معماري هم صحبت كردهايم. اگر بتوانيم خانهاي با معماري و ساختار كپر بسازيم ميشود آن را در همه استان تعميم داد.
با جديتي كه در بچههاي منتظران خورشيد مشاهده ميشود، رفع محروميت و تحقق حداقلهاي زندگي در زبرينگ دور از دسترس نيست. اكثر مردم روستا به كار كشاورزي و دامداري مشغول هستند. با حضور نيروهاي جهادي به حمد خدا وضعيت رفاهي و امكانات اوليه در روستاي زبرينگ به وضعيت خوبي رسيده و مردم تا حد امكان در رفاه زندگي ميكنند.
«چيل كنار» بيبرق و بيآب بعد از روستاي زبرينگ به روستاي «چيل كنار» ميرويم. به محض رسيدنمان، كارگرهايي را ميبينيم كه بالاي تيرها مشغول سيمكشي و وصل كردن ترانسها هستند. خوب به ياد دارم در سفر قبلي كه به اين روستا آمده بوديم تير برقها از ۲۰ متري روستا رد ميشدند و روستاهاي بعدي (كوردان و زبرينگ) برق داشتند و اين روستا برق نداشت اما شكر خدا از آن زمان، پيگيريهاي سه چهار ماهه بچههاي جهادي و كمي هم رسانهها جواب داده و حالا اين روستا هم برقدار ميشود. چقدر برايمان شيرين است وقتي لبخند را روي لبهاي اين مردم رنج كشيده كويرنشين ميبينيم. مردمي كه سالهاي سال، شبها بر سقف كپرشان خيره شده و در حسرت برق روشناي خانههاي حصيريشان شب را به صبح ميرساندند.
از «عابد حيات» يكي از نيروهاي برق رسان با آن چهره سياه و سوختهاش كه وقتي ميخندد برق چشم و سفيدي دندانهايش از دو سه متري مشخص است، ميپرسيم: از كي اينجا آمدهايد؟ و او در جواب ميگويد: يك هفتهاي ميشود براي برقكشي به روستاي چيل كنار آمديم، همه چيز آماده است و امروز هم سيمكشي تمام ميشود.
معمولاً كمبود اعتبارات دليل اصلي محروميت اين مناطق ذكر ميشود اما گاهي هم دلايلي وجود دارد كه تا با چشمان خود نبيني باورت نميشود. فرشاد عالي در مورد روستاي چيل كنار ميگويد: روستاي چيل كنار در حال حاضر از توابع دهستان «كوتيج»، بخش «فنوج»، شهرستان نيكشهر است! اين روستا در مرز نيكشهر و ايرانشهر واقع شده و تا حالا مسئولان اين دو شهر اختلاف داشتند كه اين روستا جزو كدام شهر است. نيكشهر ميگفت جزو ايرانشهر است و ايرانشهر ميگفت جزو نيكشهر. يكي از عوامل محروميت روستا در اين سالها هم همين مسئله بود. ما كلي پيگيري كرديم تا اينكه بالاخره فرماندار نيكشهر چند ماه پيش رسماً اعلام كرد كه چيل كنار جزو اين شهرستان است.
مشكل ديگر چيل كنار، مسئله آب است. آب مصرفيشان از رودخانهاي كه يك كيلومتر پايينتر است تأمين ميشود. دختر بچهها و زنان مسن بايد وسايل و لباس و ظرف را روي سرشان بگذارند و يك كيلومتر پايين برده تا بشويند. با چشمهاي خودمان چند تايي از اين دختران را ميبينيم كه براي خنك نگه داشتن آب، دور كوزه را گوني خيس پيچيدهاند. اين مردم براي استحمام هم از آب رودخانه استفاده ميكنند. عالي درخصوص مشكلات مردم چيل كنار اينگونه ميگويد: بچههاي جهادي حوضچهاي ساخته بودند تا حداقل آب شستوشو در آن جمع شود و زنها به رودخانه نروند اما آب خوردنشان را همچنان از رودخانه ميآوردند. حتماً بايد پمپ گذاشت تا آب به روستا بيايد. اهالي ميگويند مسئولان اداره امور عشايري شهرستان قول مساعد دادهاند كه اگر برق برسد استخري درست ميكنند و بعد پمپ ميگذارند تا آب به روستا بيايد.
دراپ، اولين روستاي ايرانشهر بعد از چيل كنار به روستاي «دراپ» ميرويم كه از توابع ايرانشهر محسوب ميشود. «دراپ» روستايي است با ۳۰ خانوار كه در قطعه زميني هموار اما سفت و شني چسبيده است. تنها ساختمان آجري روستا، مدرسه تقريبا نوسازش است كه همان ابتدا چشمت را ميگيرد اما با ورود به روستا اولين چيزي كه به چشم ميخورد پراكندگي كپرها و چند خانه آن است. مثل غريبهها هر خانوادهاي در يك گوشه جا خوش كرده است. علت اصلي اين جمع پراكنده هم رودخانه فصلي جاري در كنار روستا است كه اكنون نيز آب دارد. روستا ۶،۵ سالي ميشود كه برق دارد اما هنوز آب خوردن ندارد و اهالي از آب رودخانه براي مصارفشان استفاده ميكنند. براي شرب هر خانوادهاي چاه آبي دارد. خودشان ميگويند براي مشكل آب چند بار پيگيري كرديم اما هنوز كاري انجام نشده است. اغلب زنان روستا بعد از اتمام كار و فعاليت خانه، سوزندوزي ميكنند اما گاهي فرش هم ميدوزند.
كمي بعد دبير قرارگاه شهيد شوشتري نشست خبري خود را در ميان اهالي برگزار ميكند و درخصوص اهداف قرارگاه شهيد شوشتري برايمان ميگويد: استفاده از تمام ظرفيت استان، ايجاد يكپارچگي، هماهنگي و انسجام بين كارها و لمس كردن مشكلات مردم و همراهي با مسئولان از فوايد كار قرارگاهي است.
فرشاد عالي عمل به تأكيدات دين مبين اسلام و رهنمودهاي امام خميني(ره) و بيانات امام خامنهاي در رفع محروميت و توجه به اقشار مستضعف و آسيبپذير با هدف بسترسازي ظهور امام زمان(عج) را از اهداف قرارگاه محروميتزدايي شهيد شوشتري معرفي ميكند.
دبير قرارگاه محروميتزدايي شهيد شوشتري درخصوص برنامه چهارساله قرارگاه شهيد شوشتري هم ميگويد: تأسيس قرارگاه و اجراي رزمايش «پيامبر اعظم» نخستين مرحله از برنامههاي چهار ساله بوده كه اجراي نخستين رزمايش جهادي قرارگاه شهيد نورعلي شوشتري تحت عنوان «رزمايش پيامبر اعظم(ص)» به استعداد ۱۰۸۰ نفر به وسيله ۱۹ گروه جهادي در شهرستانهاي نيكشهر، زاهدان، زابل، هيرمند و بنجار در نوروز ۱۳۹۰ صورت گرفت.
روستايي با ۱۰ خانوار روستاي ۱۰ خانواري «گزان» با دراپ دو سه كيلومتري بيشتر فاصله ندارد. دراپ روي زمين سفت بنا شده اما گزان روي ماسهها واقع شده است. خيلي عجله داريم كه قبل از تاريك شدن هوا به روستا برسيم تا بتوانيم عكسي گرفته و گپي با مردم بزنيم. غروب به روستا ميرسيم. مردم كار روزمره را جمع و جور ميكنند كه به خانههايشان يا بهتر است بگويم به كپرهايشان بروند. اين روستا ۹،۸ سالي است كه برق دارد اما آبشان از آب رودخانه و چاه تأمين ميشود. با خودم ميگويم: اگر اين رودخانه نبود هيچ كدام از اين روستاها هم نبودند و انگار علت ماندگاري اين مردم در اين كوير همين رودخانه است. گزان هم مانند دراپ و بيشتر روستاي اين حوالي فقط مدرسه ابتدايي دارد و بچهها براي ادامه تحصيل- البته اگر شرايط فراهم ميشد و ميتوانستند- به روستايهاي بزرگتر اطراف مثل اسپند ميروند. از دراپ و گزان تا اسپند يك ساعت پياده و با وسيله ۲۰ دقيقه راه است. قنات روستا بر اثر خشكساليها كاملاً خشكيده و بيشتر مردم روستا به «رمشك» كرمان مهاجرت كردهاند. فقط همين ۱۰ خانوار ماندهاند كه به قول خودشان آنها هم آشنايي در جايي ندارند كه بروند. تقريباً همه مردان روستا براي كار به بندرعباس يا عسلويه ميروند. مهمترين مشكل مردم اين روستاها بيكاري است. مردم و به ويژه جوانان اين مناطق براي كارگري به شهرهاي دور و نزديك ميروند. اگر به كشاورزي و دامپروري اين مناطق توجه شود لازم نيست مردهاي يك روستا براي يك درآمد اندك خانواده را رها كرده و به بندر بروند.
در اينجا سفر ما به اتمام ميرسد. براي برگشت دو گروه ميشويم. يك گروه از ايرانشهر و گروه دوم از چابهار رهسپار ميشوند. دلمان اما براي اين سفر جهادي، بچههاي همراه و البته براي اهالي روستاي زبرينگ، چيلكنار، دراپ و... مردم پاك و دوستداشتني تنگ ميشود. انسانهايي كه همه دنيايشان در دستان پر مهرشان جاي ميگيرد.