
امروز همه ما اذعان داريم كه مقاومت و پايداري رزمندگان در طول جنگ برگرفته از فرهنگ عاشورايي بوده و بعد از گذشت بيش از هزار سال از روز عاشورا امروز ميتوانيم تأثير آن را در دفاع مقدس ببينيم. در طول هشت سالِ جنگ تحميلي، تمام پايداريهايي كه صورت ميگرفت برگرفته از عاشورا بود. معنويتي كه در عاشورا موج ميزد در دوران دفاع مقدس هم كاملاً مشهود بود. همانطور كه همه ميدانيم عاشورا جنگ تماميت اسلام با تماميت كفر بود. اگر بخواهيم اسلام را در حضرت سيدالشهدا(ع) مجسم كنيم، ميبينيم كه امام حسين(ع) در مقابل همه كفر كه بني اميه بودند ايستادگي كرد.
چند پيام و درس مهم از عاشورا وجود دارد كه امروز در كشور ما در حال پياده شدن است. اولين ويژگي مبارزه با باطل است. جنگ ما در حقيقت جنگ با عراق نبوده، چراكه عراق يك كشور دوست، برادر و همسايه براي ما بوده است. اما تمام ابرقدرتهاي جهان، شرق و غرب، همه دنبال يك آدم بيعقل و بيمنطق ميگشتند تا عليه ما يك جنگ را شروع كنند. آنها هم آمدند صدام را پيدا كردند و آلت دست خودشان در منطقه قرار دادند و جنگ را بر ما تحميل كردند، وگرنه ما كه با عراق مشكل و دشمني نداشتيم. ۷۵ درصد عراق شيعه هستند و اگر بخواهيم از لحاظ مذهبي هم حساب كنيم ميبينيم با آنها يك عِرق مذهبي هم داريم. نكته دومي كه در پيام عاشورا وجود دارد اين است كه امر به معروف و نهي از منكر احيا شد. در طول جنگِ كربلا هم شاهد هستيم كه اباعبدالله اين پيام را مطرح كردند. انقلاب ما هم الگو گرفته از عاشوراي امام حسين(ع) است. شما در عاشورا ميبينيد كه ياران امام از پيرمرد تا نوزاد، از جوان و نوجوان، از زن تا مرد، همه نقشآفريني كردند. در كربلا نوزاد و نوجوان ۱۳ساله و پيرمرد ۷۰ ساله هستند كه به شهادت ميرسند.
امام جامعه اسلامي، فرمانده و پرچمدار همه در عاشورا به شهادت ميرسند و دقيقاً همه اينها را ما در طول جنگ تحميلي داريم و بوده است. همه كفر در برابر همه اسلام به جنگ برخاست و يك جنگ نابرابر را بر ما تحميل كرد. در هشت سال دفاع مقدس ميبينيم كه زنان ما نقش عمده و بزرگي ايفا كردند، فراوان ميبينيم كه حضور زنان در جنگ حضور پررنگ و فعالي است، چه زناني كه تربيت فرزندانشان را بر عهده داشتند چه آنهايي كه در پشت جبهه كارهاي تداركاتي و پشتيباني انجام ميدادند و كساني كه در مسائل درماني به عنوان پزشك و پرستار و بهيار در جبهههاي مقدس و بيمارستانهاي صحرايي حضور پيدا ميكردند و چه فرماندهان و مسئولان جنگ ما حتي خانوادههايشان را هم به شهرهاي جنگزده كه زير بمباران بود ميبردند و نميتوانستند يك يا دو ماه يك بار خانوادههايشان را كه در همان شهر بود ببينند. روزي شخصي نوجوان در زمان رياست جمهوري مقام معظم رهبري به آقا عرض كردند كه وقتي شما روحانيان بالاي منبر ميرويد، روضه حضرت قاسم(ع) را نخوانيد. ايشان دليلش را پرسيد كه او گفت شما ميگوييد حضرت قاسم ۱۳ ساله بود كه پا به ميدان جنگ گذاشت و الان كه ما ۱۳ ساله هستيم و ميخواهيم به جبهه برويم مجبوريم يا شناسنامهمان را عوض كنيم يا از شناسنامه كسان ديگري كه بزرگتر از خودمان هستند استفاده كنيم، يا به صورت قاچاقي وارد جبهه شويم (نقل به مضمون.) ببينيد موارد اينچنيني از احساس دروني افراد نشأت ميگيرد. يا آن نوجوان ۱۳ سالهاي كه امام فرموده رهبر ما آن نوجوان ۱۳ سالهاي است كه نارنجك به كمر ميبندد و خودش را زير تانك مياندازد. يا مادري كه فرزند شيرخوارهاش را بر پشتش ميبندد و با بچه در جبهه حضور پيدا ميكند. ما در زمان جنگ و در بيمارستانها هزاران علياصغر را از دست داديم.
وقتي حضرت زينب ميفرمايد: «من جز زيبايي نميبينم و شهادت خوي مردان ماست»، يا اينكه تكه خاكي را از زمين برميدارد و به سمت آسمان پرتاب ميكند و ميفرمايد: «اين كم را از ما بپذير.» همه اينها در حالي است كه حضرت زينب، مادر دو شهيد و عمه و خواهر چند شهيد است. ما از اين مادران هم در زمان جنگ داشتهايم. وقتي مادر پنج شهيد با چشمي گريان ميگويد كه فرزند ششمي ندارم كه وارد جبهه شود و به شهادت برسد، همه از عاشورا الگو گرفته است و به جرئت ميتوان گفت تمام هشت سال دفاع مقدس الگويش عاشورا بوده و امروز هم به لطف خدا بايد بتوانيم با همان الگو كار كنيم.