
برخلاف خطشكنيها و سرعت قابل توجه پيشرفتهايي كه در حوزههاي علمي و صنعتي داشتهايم، هنوز مسئولان فرهنگي كشور نتوانستهاند پاسخ متناسب و منسجمي را به مطالبات مردم و رهبري ارائه كنند. آخرين تذكار فرهنگي رهبر معظم انقلاب كه در ايام سفر ايشان به استان خراسان شمالي مطرح شد، مربوط به لزوم ترويج و تبليغ سبك زندگي اسلامي ميباشد. در زمينه بررسي چگونگي ترويج و تبيين اين مقوله فرهنگي، هنرمندان به عنوان قشري فرهيخته، تأثيرگذار و مورد توجه مردم نقشي قابل اعتنا و مهم بر عهده دارند. در حاشيه آيين اختتاميه جشنواره «فروغ ابديت» كه در امتداد اعتراض مسلمانان به ساخت شبهفيلم موهن عليه پيامبر اعظم(ص) برپا شده بود، فرصت پيدا كرديم تا در مورد علت اهميت مسئله سبك زندگي، دقايقي با دكتر حسين قناديان رئيس سازمان بسيج هنرمندان همصحبت شويم. آنچه در ادامه ميخوانيد مشروح اين گفت و شنود است.
جناب قناديان! يكي از مهمترين مطالبات و دغدغههاي رهبري كه طي يك سخنراني در خراسان شمالي به آن اشاره داشتند، اصلاح سبك زندگي و به تعبيري درستتر ترويج و تبيين سبك زندگي اسلامي است. با توجه به اينكه هنرمندان به عنوان يكي از بخشهاي تأثيرگذار در جامعه تلقي ميشوند آيا شما و همكارانتان در سازمان بسيج هنرمندان برنامه يا راهبردي براي تحقق اين خواسته فرهنگي ايشان طرحريزي كردهايد؟ در حوزه سبك زندگي عوامل مؤثر و متعددي درگير هستند. شايد اگر بخواهيم وزني را به اين عوامل بدهيم يكي حوزه «هنر» و ديگري بخش «رسانه» بيشترين نقش را دارند. اين دو بخش براي اينكه بتوانند سبك زندگي اسلامي را به خوبي و مناسب معرفي بكنند بايد تدابير و برنامهريزيهايشان به گونهاي باشد كه اين كارها و برنامهها به دلهاي مردم بنشيند و حس پذيرش آنها در مخاطب ايجاد بشود. بخش هنري اين موضوع به عهده سازمان بسيج هنرمندان است كه در اين رابطه لازم است زمينه آشنايي هرچه بيشتر هنرمندان با معارف اسلامي و با آموزههاي ديني و سيره نبوي را ايجاد بكند تا خود هنرمندان اين سبك زندگي را در حوزه عمل و رفتار خودشان پياده بكنند. هنرمندان بعد از اينكه توانستند اين اتفاق را در زندگي خودشان حادث بكنند بايد بتوانند با خلق آثارهنري اين مباحث را به صورت «زيبا»، «جذاب» و در عين حال «مورد و پذيرش مخاطب» آنها را به همه مردم جامعه هم عرضه بكنند. طبيعي است براي عرضه اين قبيل هنرمنديها بايد رسانه هم وارد كار بشود. در واقع ورود رسانه به اين كار براي نشر و ترويج آثار هنرمندانه هنرمندان است، به همين دليل است كه بايد يك پيوند بسيار دقيق و در عين حال منسجمي بين هنرمندان و رسانهها برقرار بشود. اينكه ميگوييم رسانه صرفاً منظور هر كدام از سازمانها و بخشهاي مختلف مانند صداوسيما، مطبوعات يا فضاي مجازي به تنهايي نيست، بلكه منظور مجموعهاي متشكل از تمامي رسانههاست. با كمك همه صنايعي كه ميتوانند در تبليغ، ترويج و نشر آثار هنري مؤثر باشند، بايد براي كمك و نتيجه بخش كردن ثمره تلاش هنرمندان به اين عرصه ورود كنند.
به نظر ميرسد كه بايد هم حوزه بسيج هنرمندان و هم بسيج رسانه با كمك جامعه هنري و رسانهاي براي انجام اين مهم به عرصه مورد نظر وارد بشوند، شايد مهمترين نقطه كانوني مسئله ترويج سبك زندگي اسلامي كه همه بخشها از جمله هنرمندان و رسانهها بايد به آن توجه داشته باشند، تبيين و ترويج سيره نبوي و نحوه زندگي حضرات معصومين(ص) است.
همانگونه كه فرموديد نمايش سيره نبوي و تقرير و فعل ائمه هدي(ع) در زندگي امروز ما همان سبك اسلامي است كه از جانب رهبري مورد مطالبه قرار گرفته است. آيا ميتوان عنوان سبك زندگي ايراني را از دل اين مسئله استخراج كرد يا به طور كلي چه تناسب و وابستگياي بين سبك زندگي اسلامي و ايراني وجود دارد؟ وقتي كه ما ميگوييم مسلمان ايراني يا كساني كه در كشور ايران زندگي ميكنند (با توجه به اينكه اكثريت جمعيت كشورمان مسلمان هستند) قطعاً مذهب و دينش هم بر اساس اسلام شكل گرفته است. اگر ما آيينها و سنتهايي داشته باشيم كه در طول تاريخ ساري و جاري بودهاند و امروز به دست ما رسيدهاند عموم اينها و آنچه را كه به تعبيري مكتب اسلام و تعاليم پيامبر بر آنها صحه گذاشته است، در زندگي ما جاري هستند و آن بخشي را هم كه مورد تأييد قرار نداده است، فرهنگ عمومي به آنها اقبال نميكند.
در واقع مردم آنها را به عنوان آيين و سنت ايراني مورد شناسايي قرار نميدهند. ما ميخواهيم بگوييم آنچه را كه امروز به عنوان مسلمان و ايراني از آن نام ميبريم، دو جزء جدا از هم نيستند و در يك پيكر با عنوان آموزههاي قرآن و اسلام قرار گرفتهاند كه به نام مسلمان ايراني در زندگي جريان دارد. خيلي از سنتهاي ايراني را داشتيم كه پس از ورود اسلام به كشورمان از طرف دين خدا مورد تأييد و تأكيد قرار نگرفتند كه به همين علت و به دليل تقيد مردم به اسلام ديگر مورد نظر آنها قرار نگرفته و به فراموشي سپرده شده است، بنابراين ما اين يكپارچگي بين هويت اسلامي و ايراني را در يك مسلمان ايراني و در قالب سبك زندگي اسلامي مشاهده ميكنيم.
به نظر شما ضرورت طرح اين مبحث از جانب مقام معظم رهبري در اين برهه زماني آن هم با سطح قابل توجهي از حساسيت چه ميتواند باشد؟ آيا ممكن است كه ايشان با اين فرمودهشان يك خطر مهم مثل خطر نابودي يا استحاله فرهنگ زندگي اسلامي- ايراني را گوشزد كرده باشند؟ به نظر ميرسد آن چيزي كه وجه مميز ما با غرب و بيگانگان است، فرهنگ ماست. اين فرهنگ بايد در يك جايي تجلي داشته باشد يا در آثار هنري يا در حوزه علوم يا در حوزه رفتار قابل نمايش و بررسي باشد، يعني به تعبيري ديگر در حوزه نظري، توليدات و رفتار اين فرهنگ خودش را نشان ميدهد. اگر ما رفتارمان با انديشهها و ارزشهايمان تطابق نداشته باشد يا به تعبيري ديگر اگر انديشه الهي داشته باشيم ولي رفتار و عمل ما يك عمل الهي و اسلامي نباشد، فرقي با ديگر افراد مشابه كه قيد و شرط ديني ندارند، نخواهيم داشت. حرف اين است اگر تيپ ظاهري و رفتار ما برگرفته از انديشه الهي نباشد و همانند رفتار و كردار همتراز با ديگر فرهنگها باشد، ديگر نميتوان به آن انديشه تفاخر كرد، چراكه آن انديشه عامل تأثير و تفاوت بين عمل ما با كساني كه اعتنايي به انديشه الهي ندارند، نبوده است.
ما بايد خودمان و رفتارمان را با انديشه اسلامي تطابق بدهيم تا حاصل اين تطابق در توليدات هنري و مؤثر ما متجلي گردد. اين اتفاق و منطبقسازي رفتار، زيبنده هر ايراني است تا به وسيله آن بتواند مسلمان و ايراني بودن خودش را نمايان كند. دليل عمده و اصلي كه رهبر معظم انقلاب هم به اين مسئله انذار ميدهند، اين است كه به رغم سپري شدن بيش از ۳۰ سال از پيروزي انقلاب در حوزه فرهنگ و كار فرهنگي قدري ضعيف عمل كردهايم. ما در توليد بسياري از علوم و صنايع مختلف پيشرفتهاي قابل توجهي با لطف خدا و همت مردم داشتهايم. از جمله در حوزههاي هستهاي، فضايي و پزشكي جزو برترين كشورهاي دنيا هستيم اما در حوزه فرهنگ مقداري كمكار بودهايم. ما پشتوانههاي فكري و نظري خوبي داريم اما متأسفانه در حوزه عمل و رفتار اجرا ضعيف هستيم. در اين دهه كه دهه پيشرفت و عدالت نام دارد، بايد تأثير اين پيشرفتها را نشان بدهيم، يعني به همگان نشان بدهيم كه فرهنگ ما بالنده، بهروز و براي پاسخگويي به نيازهاي رفتاري و عملي جامعه بشري، فرهنگي توانمند است، بنابراين لازم و ضروري است كه تمامي بخشها با هم و تقريباً به صورت يكسان رشد و پيشرفت كنند، پس بهتر است در اين برهه زماني كه دهه پيشرفت و عدالت نام دارد، فاصله و خلأ به وجود آمده در اين بخش را با تلاش و همت مضاعف پر كنيم، به همين علت است كه رهبر انقلاب ضمن گوشزد كردن مسائل مختلف، فلش و جهت اصلي را به سمت فرهنگ و كارهاي فرهنگي- اخلاقي بردند تا بتوانيم آرمانها و اهداف فرهنگي و راهبردي انقلاب را پيادهسازي و تبيين بكنيم.