فضاي نقد يكي از فضاهاي مورد نياز هر جامعه براي رشد و بالندگي آن است. در كنار نقد كه ميبايست در هر جامعه آزاد و آزادانديشي وجود داشته باشد، مبحث ديگري به نام مناظره براي ايجاد فضاي تضارب آرا و بيان كردن تفكرات، مكاتب و نگاههاي مختلف موضوعات گوناگون از جمله شاهرگهاي حياتي هر جامعه دموكراتيك و سالم محسوب ميشود همانطوركه در قانون اساسي و مانيفست انقلابيون كشور هم آمده است و از سوي انقلاب اسلامي نيز بارها مورد تأكيد قرار گرفته، چرا كه به مثابه سوپاپ اطمينان جامعه محسوب ميشود تا با ايجاد فضايي براي تضارب آرا و برخورد انديشههاي متعارض بتوان به همه فرصت بيان عقيده داد و آرمانهاي انقلاب را به سمت و سوي تحقق پيش برد زيرا بدون وجود اين دو فضا مكاتب انحرافي و سياستهاي غلط ميتوانند همچون خوره به جان جامعه افتاده و به انحراف كشتي انقلاب از آرمانها و ارزشهايش بينجامند.
نقد و مناظره فضايي است كه ميتواند مانع از افراط و تفريطگراييهاي سياسي و انديشهاي درهر جامعهاي شود. اسلام نيز بارها با بيانهاي مختلف بر عمل به اين مهم از سوي مسلمانان و اعضاي جامعه اسلامي تأكيد نموده است كه شايد در مفاهيم اسلامي بتوان امربه معروف و نهي از منكر را نيز جزيي از اين فضا قرار داد، اما اين مسئله همواره از سوي ولايت فقيه كه راهبر كشتي انقلاب اسلامي هستند، مورد حمايت همهجانبه قرار گرفته هرچند گاهي برخي كوتهفكريها يا كمكاريهاي مسئولان به شدت و حدت در اين موضوع انجاميده است. امام خامنهاي بارها كرسيهاي آزادانديشي را در دانشگاهها مورد حمايت و تأكيد قرار دادهاند زيرا به زعم ايشان بهوسيله همين كرسيهاست كه حقيقت بر همگان روشن ميشود و جوسازي، تبليغات منفي و فضاسازياحزاب و افراد با چنين حربهاي خنثي ميشود و مخاطب به يك نگاه منطقي دست مييابد. متأسفانه هرچند آرمانهاي انقلاب ما و ولايت فقيه همواره بر اين اصل تأكيد نمودهاند اما فضاي نقد و مناظره در كشور ما آنگونه كه بايست نبوده وگاه مسئولان شيوههاي تبليغاتي را در اين مناظرهها بهكار ميبرند. همانگونه كه در انتخابات ۸۸ برخي از كانديداها بهاين وسيله فضاي مناظره را به سويي ديگر بردند. آن اتفاقات موجب شد مسئولان پس از انتخابات از برگزاري و اجراي چنين فضاهايي بهراسند اما اكنون كه به انتخابات سال ۹۱ نزديك ميشويم، دوباره فضاي نقد و بررسي و مناظره داغ شده است؛ اينبار براي آنكه اتفاقات ۸۸ دوباره تكرار نشود، مسئولان بهخصوص در رسانه ملي فضاي مناظره را تا حدي گسترش دادهاند و به فضاهاي علمي و تاريخي نيز كشاندهاند.
در همين چند روز گذشته چندين مناظره جنجالي از شبكههاي مختلف تلويزيون پخش شد كه دوباره نظر مخاطبان را به خود جلب كرد. يكي از تازهترين اين مناظرات ميزگردي بود كه در شبكه چهار سيما و در برنامه «هزار و يك شب» بهصورت زنده روي آنتن رفت. اين مناظره هرچند براي برنامهفرهنگي «هزار و يك شب» اتفاقي جالب توجه است اما با مشكلات مختلفي نيز روبهرو بود ازجمله آنكه درمناظر اخير اين برنامه در مورد فداييان اسلام بهنظرميرسيد كه با شبههافكنيهاي آشكار عليه شخصيت شهيد مبارز نواب صفوي، بيشتر به زير سؤال بردن ايشان و مبارزات فداييان شباهت داشت تا مناظرهاي بيطرفانه، چنانچه براي مخاطبان اين برنامه كاملاً عدالت و شرايط مناظره فراهم نشده بود. مجري كارشناس اين برنامه بيطرف نبود و صحبتهاي او نيز به نوعي حمله به يكي از طرفين شبيه بود تا اداره مناظره. هرچند اين مناظرات و نقد آزاد اينچنيني براي جامعه بسيار مفيد است اما يادمان نرود كه هر مناظره و نقدي آن هم در رسانه ملي و بدون حضور زنده تماشاچيان متخصص در محل، اين رسالت را به سمت و سويي ديگر ميبرد. فراموش نكنيم كه مناظرات اگر اصولي و برحسب منطق پيش نروند، ميتوانند به يك شوي سوفسطايي تبديل شوند كه به واسطه سفسطه و نيزفضاسازي يك طرف حق و ديگري باطل براي مخاطب ديده شود. سقراط را همگان شهيد راه حقيقت مينامند زيرا وي عالمي بود كه از به اشتباه افتادن مردم به وسيله سفسطه ميترسيد. وقتي مردم عادي از يك موضوع اطلاعات كافي و وافي ندارند بهراحتي ميتوانند اسيرفضاسازي و فن بيان يك فرد شوند همانگونه كه قرنها پيش سوفسطاييان حقيقت را وارونه جلوه ميدادند. هرچند ما نيز دركنار ولايت فقيه از چنين رويدادهاي فرخندهاي به شدت حمايت ميكنيم اما بر ايجاد فضايي برابر و عادلانه در مناظرات تأكيد داريم.