
در ابتدا بايد گفت كه شبكه دو سيما با وجود راهاندازي شبكه پويانمايي همچنان يك شبكه با محوريت توليد برنامه و فعاليت در حوزه كودك و نوجوان و براي كودك و نوجوان شناخته شده است و گويا نام اين برنامه هم كه «زنگ + تاريخ» ميباشد، بيارتباط با شرايط سني كودكان و نوجوانان نيست چرا كه اولين واژه اين عنوان يعني «زنگ» اشاره به كلاسهاي درسي اين طيف از اجتماع دارد و در عمق نام و عنوان كامل اين برنامه يعني زنگ تاريخ كه اشاره به يكي از درسهاي جذاب و ضروري دوران تحصيلي دبستان و مدرسه است، منظور اين نامگذاري نهفته است و نگاه مخاطبان بزرگسال به اين برنامه و توجه به اين نام توسط اين قشر از مخاطب از دو حالت خارج نيست؛ يكي آنكه ديدن و شنيدن زنگ تاريخ براي بزرگسالان يادآور دوران گذشته و ايام تحصيل خود در دوره دبستان و راهنمايي ميباشد و از اين حيث اختيار نام اين برنامه در تناسب با رويكرد و هدف منظور نظر سازندگان آن، اقدامي درست و هوشمندانه است چرا كه در مقوله نامگذاري اينگونه آمده است كه بايد مخاطب با شنيدن و ديدن نام يك برنامه يا هر رسانه ديگري، ابتدا به ساكن با رويكرد آن برنامه آشنا شود، در اين صورت است كه تقريباً بخش بسيار مهمي از مقوله جذب مخاطب عملي گشته است. شق دوم قضيه اين است كه مخاطب بزرگسال با ديدن و شنيدن اين برنامه اگر به ياد دوران نوستالژيك خود نيفتد و هدف سازندگان اين برنامه براي او روشن نشود، تنها به صورت تجريدي به عنوان اين برنامه يعني زنگ تاريخ بسنده ميكند و با توجه به اينكه اين نامگذاري تركيبي از دو واژه زنگ و تاريخ صورت گرفته است، اين قشر از مخاطب زنگ را به عنوان نهاد هشدار در اين نامگذاري ميداند كه در كنار تاريخ تكميل ميشود.
در مجموع اولين برداشت ذهني اين قشر مخاطب با مفهومي شبيه هشدار در تاريخ يا هشدار تاريخ و ... صورت ميگيرد و در نهايت منظور از اين نامگذاري را عبرتهاي تاريخي براي كودكان و نوجوانان استنباط ميكند، همچنين از اين زاويه كه بيان تاريخ و بازگو نمودن آن براي هر ملتي يك چراغ هدايت و راهنماييبخش و آيينه عبرتهاي گرانبها و ارزشمندي است كه به خاطر آن شايد دهها و صدها سال ملتي در رنج و مشقت و سختي بودهاند تا نتيجه اين تبعات در قالب تاريخي آموزنده و آكنده از عبرتها و دروس گرانباري باشد كه براي نسلهاي بعدي از جمله نسل حاضر، به امانت گذاشته شده است، خصوصاً كه در سالهاي اخير تلاشهاي مذبوحانه و ناجوانمردانهاي از سوي جريانهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي يا حذف و سانسور بخشهايي از آن شده است و البته اين بخشهاي كليدي از تاريخ هستند كه ميتوانند نقش تعيينكنندهاي در ايجاد يك نگرش از سوي يك ملت نسبت به هر كشور يا حكومتي باشند، اما برنامه زنگ تاريخ نقاط قوت و نقاط ضعف ديگري هم دارد كه شايسته است در امر برنامهسازي آن هم در اين برهه مهم تاريخي توجه لازم به موارد ضعف برنامهها صورت بگيرد چرا كه لزوم آموزش و بيان تاريخ بر همه آشكار و روشن است و برنامههايي كه به بيان تاريخ و بازگو كردن واقعيتهاي زندگي ميپردازند بايد تقويت شوند و با تحولات و نوآوريهاي لازم به سمت بهتر شدن و افزايش مخاطبان خود پيش بروند، اما يكي از موارد مهم كه ارتقاي سطح كيفي برنامه زنگ تاريخ را در پي دارد، بحث انتخاب مجري و نحوه اجراي اين برنامه است كه براي امر اجراي زنگ تاريخ از مجري كارشناس تاريخ و استاد برجسته تاريخ كشورمان يعني دكتر حميد روحاني استفاده شده است. دكتر روحاني در اجراي اين برنامه هم به صورت روخواني و مستند از روي كتاب و هم با دانش و اطلاعات شخصي خود توانسته است بار علمي و آموزشي برنامه را به سطح بالايي ارتقا دهد و اين برنامه را به يك كلاس درس تاريخ ومملو از نكات مهم و كليدي براي مخاطبان كودك و نوجوان خود تبديل نمايد.
دكور برنامه از ميز مجري شروع ميشود كه تعدادي كتاب تاريخي مهم و محوري روي آن چيده شده است تا علاوه بر اينكه بيانگر اهميت كتاب و كتابخواني در حوزه تاريخ محسوب شود، نشان دهنده مستند بودن مطالبي باشد كه از تريبون اين برنامه عنوان ميشود، همچنين پخش كليپها و موسيقيهاي متناسب با برنامه و موضوعات آن از ديگر شاخصههاي موفقيت اين برنامه است. فاكتور بسيار مهم ديگري كه موفقيت اين برنامه را در پي داشته است، بحث كوتاه بودن زمان برنامه زنگ تاريخ ميباشد چرا كه مخاطبان اين برنامه معمولاً كودكان و نوجوانان هستند كه شايد به سبب تازگي بسياري از مطالب و نيز كمتجربگي و پايين بودن سن و سال آنها شايد از تواناييهاي لازم براي گوش دادن و تماشاي يك برنامه خشك و رسمي تاريخي مفصل برخوردار نباشند و در صورت مراعات نكردن اين نكته توسط برنامهسازان چه بسا همين امر منجر به عدمبازدهي و عدمجذب مخاطب اين برنامه شود، اما در كنار نقاط قوتي كه اشاره شد بايد به چند نقطه ضعف اين برنامه هم اشاره شود، از جمله اينكه برنامههاي اينچنيني كه در حوزه علوم انساني و تاريخي ميگنجند، نوعي خستهكنندگي ذاتي دارند كه ناشي از عدمجذابيت و بعضاً يكنواختي آنهاست، اين موضوع در مورد كودك و نوجوان شديدتر است و اقتضائات اين مقطع سني ايجاب ميكند تا از روشها و شيوههاي جذابتري براي ايجاد انگيزه و علاقه به تماشاي چنين برنامههايي استفاده گردد، به عنوان مثال اگر مجري اين برنامه بسيار توانمند و با دانش هم باشد ولي چون صرفاً به صورت سخنراني به بيان مطالب تاريخي ميپردازد، براي نوجوانان اين شيوه بيان جذاب و نشاطآور نيست.
مشكل ديگر اين است كه هيچ نماد و نشانهاي از نوجوانان در قسمتهاي مختلف توليد اين برنامه مشاهده نميشود و شايد دخالت و حضور تعدادي نوجوان در برقراري بهتر ارتباط اين برنامه با مخاطبان خود كمككننده باشد، همچنين تنوع بخشيدن بيشتر به برنامه و افزودن بخشها و آيتمهاي مختلف و جذاب ميتواند در جذب بيشتر مخاطب مفيد فايده واقع شود چرا كه بيان تاريخ براي اين مقطع بايد با شيوههاي مختلفي صورت بگيرد از جمله توليدات انيميشني و سريالهاي تلويزيوني ميتواند براي نوجوانان جذاب و عامل پيگيري از ناحيه آنان شود و حتيالامكان شيوه گفتوگومحور بايد با رعايت حس و حال و اقتضائات روحيه نوجوانان صورت بگيرد.