
رهبر معظم انقلاب درخصوص شيوه مقابله با دنياي غرب فرمودند: «يكى از نكاتى كه بايد در مواجهه با دنياى غرب كاملاً به آن توجه داشت، عامل و ابزار هنرى است كه در اختيار غربيهاست. اينها از هنر حداكثر استفاده را كردهاند براى ترويج اين فرهنگ غلط و منحط و هويتسوز؛ به خصوص از هنرهاى نمايشى، به خصوص از سينما حداكثر استفاده را كردهاند. اينها به صورت پروژهاى يك ملت را تحت مطالعه قرار ميدهند، نقاط ضعفش را پيدا ميكنند، از روانشناس و جامعهشناس و مورخ و هنرمند و اينها استفاده ميكنند، راههاى تسلط بر اين ملت را پيدا ميكنند؛ بعد به فيلمساز، به فلان بنگاه هنرى در هاليوود سفارش ميكنند كه بسازد و ميسازد.
بسيارى از فيلمهايي كه براى ماها و براى كشورهايي نظير ما ميسازند، از اين قبيل است... و در مورد كشور انقلابى ما هم به طور ويژه؛ نگاه ميكنند، خصوصيات را ميسنجند، وضعيت را ميسنجند، فيلم را بر اساس آن ميسازند، خبر را بر اساس آن تنظيم ميكنند، رسانه را بر اساس آن شكل ميدهند و ميفرستند فضا. بايد به اينها توجه داشت. سليقهسازي ميكنند، فرهنگسازى ميكنند؛ بعد از آنكه سليقهها را عوض كردند، ذائقهها را عوض كردند، آن وقت اگر احتياج به زر و زور بود، دلارها را وارد ميكنند، نيروهاى نظامى و ژنرالها را وارد ميكنند. اين، شيوه حركت غربيهاست؛ بايد مراقب بود. بايد همه احساس كنند كه مسئوليت ايجاد تمدن اسلامىِ نوين بر دوش آنهاست.»
اشاره و هشدار رهبري نسبت به اين نكته كه سينما و هنر غرب از طريق آثار مختلف در پي ترويج سبك زندگي غربي است، اشارهاي بس دقيق ميباشد كه نمونههاي عيني و هر روزه آن را ميتوانيم از شبكههاي مختلف از جمله شبكههاي داخلي مشاهده كنيم.
در بسياري از آثار سينماي امريكا كه از شبكههاي داخلي ما نيز مكرر پخش ميشود، شاهد تبليغ و ترويج ظريف فرهنگ و سبك زندگي امريكايي هستيم، اما متأسفانه بعضي از متوليان مربوطه در اين رسانه فكر ميكنند با حذف چند صحنه جنسي يا پوشاندن سر و دست بازيگران زن از طريق جلوههاي كامپيوتري، اين فيلمها ديگر هيچ مشكلي نداشته و براي جامعه ما مفيد هستند! در حالي كه در اكثر اين فيلمها خط سير و داستان ماجرا و مراودات حتي خانوادگي مبتني بر نگاه و سبك زندگي غربي است و حذف چند نما چيز چنداني را تغيير نميدهد.
سليقه سازي، تغيير ذائقه، تبليغ و ترويج سبك زندگي غربي نه تنها در فيلمهاي خانوادگي و اجتماعي هاليوود كاملاً دنبال ميشود و به تعبير درست و فني مقام رهبري يك پروژه مشخص و تعريف شده است، بلكه در فيلمهاي انيميشن، حادثهاي و فانتزي نيز قابل مشاهده ميباشد. البته سازندگان اينگونه فيلمها هرگز در آثارشان فرياد نميزنند كه «اي مردم جهان زندگي ما بهترين نوع زندگي است و سبك و نگاه امريكايي بهترين سبكها و نگاههاست»، بلكه آنها اين مفهوم را به شكلي بسيار بسيار ظريف و نامحسوس در تار و پود فيلم تنيده و به ضمير ناخودآگاه تماشاگر منتقل ميكنند. در اين ميان وظيفه دستگاههاي فرهنگي اعم از صدا و سيما و نيز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه در نمايش تلويزيوني و توزيع آثار ويدئويي غرب به شكلي سنجيده عمل نموده و اينگونه بيمحابا آنتن رسانه ملي و نيز بازار پخش و توزيع محصولات خانگي را در اختيار توليدات هاليوود قرار ندهند.
به راستي متوليان مربوطه چه توجيهي براي نمايش و عرضه اين همه آثاري دارند كه در آنها زندگي امريكايي، يك زندگي ايدهآل به تصوير كشيده شده، بيآنكه پشت پردههاي اين چنين آثاري براي تماشاگر معلوم باشد.
همچنين چه دليلي دارد در حالي كه حتي كشورهاي اروپايي مانع اكران و نمايش بيحد و حصر آثار امريكايي در كشورهايشان ميشوند تا فرهنگ امريكايي سيطره كاملي بر فرهنگ بومي آنها پيدا نكند، اما اين همه فيلم امريكايي از تلويزيون يا شبكه محصولات خانگي كشور ما پخش ميگردد كه در آنها مأموران امريكايي و سازمان جاسوسي سيا، قهرماناني دلسوز براي بشريت معرفي شدهاند.
اينگونه آثار چه سنخيتي با فرهنگ و آرمانهاي انقلاب اسلامي دارد. مخاطبان اينگونه آثار چه تصوري از رفتار تناقضآميز مسئولان فرهنگي كشور در اين مورد خواهند داشت كه از يك سو شعار ضد استكباري ميدهند و از طرف ديگر دروازهها را باز كرده و محصولاتي به ظاهر فرهنگي را به كودكان و نوجوانان و جوانان اين ديار عرضه ميسازند كه شخصيتها و قهرمانان اصلي و محبوب اين فيلمها، مأموران افبيآي و سيا هستند.
آيا اين تأسفبار نيست كه همين چندي پيش و در حالي كه هيئت جمهوري اسلامي در خارج از كشور مشغول مذاكره با گروه ۱+۵ بود، فيلمي امريكايي در شبكه خانگي توزيع شد كه در آن مأموران سازمان جاسوسي امريكا را در حال تلاش براي نجات بشريت از موشكهاي هستهاي نشان ميدادند. اين ايجاد سمپات نسبت به مأموران امنيتي و جاسوسان امريكايي كه خصومت آنها نه تنها با مردم ما بلكه با تمامي جوامع آزاديخواه محرز شده، چه معنا و مفهومي دارد.
باز هم همين چند وقت پيش و در ساعت هفت صبح شاهد فيلمي امريكايي از شبكه نمايش بوديم كه در آن مردي زني را به خانه خود آورده و وقتي از طرف پدر پيرش و پسر خردسالش مورد سؤال قرار ميگيرد كه اين زن كيست، مرد با طمأنينه و ضمن معرفي آنها به هم پاسخ ميدهد، اين دوست تازه من است و او را با خود به اينجا آوردهام تا چند روز با ما باشد و بعد با او ازدواج كنم!(نقل به مضمون) به راستي آيا چنين فيلمها و صحنههاي باعث نخواهد شد تا سبك زندگي غربي در جامعه ما به شكلي موريانهوار نفوذ كرده و اركان اخلاقي و خانوادگي را به مرور ويران سازد.
البته و صد البته چنين آثاري به اين دو نمونه ختم نميگردد، بلكه شما هر روز ميتوانيد به وفور آثاري ديگر را با اين مفاهيم از شبكههاي تلويزيوني و ويدئويي كشور مشاهده نماييد و در اين ميان شبكههاي ماهوارهاي كه جاي خود دارند.
در هر حال همانطور كه مقام رهبري فرمودهاند، نقش هنر در ايجاد و ترويج فرهنگهاي مختلف از جايگاه ويژهاي برخوردار است و در اين ميان متوليان فرهنگي و هنرمندان كشورمان به سهم خويش براي كمك به ايجاد تمدن اسلامي و ترويج فرهنگ و اخلاق برتر نقش و وظيفه خطيري بر عهده دارند و بايد در يك تعامل جدي و شايسته، زمينه توليد آثاري را فراهم ساخته كه در اين راه مفيد و مؤثر واقع گردند.
و كلام آخر اينكه: ايكاش اين بار متوليان امور فرهنگي هنري وظيفه خود را در اين زمينه با دادن چند بخشنامه، بيانيه، مصاحبه و شعار تمام شده تلقي نكنند؛ بلكه به شكلي عيني، جدي و برنامهريزي شده، موجبات فعال شدن هنرمندان كشور را در تلاش براي ايجاد تمدن اسلامي و گسترش فرهنگ خودي فراهم ساخته و در برابر نفوذ فرهنگي غرب نيز راهحلهايي عملي و مبتني بر افزايش توليدات داخلي انديشيده و به كار برند.