کد خبر: 491152
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
فلسفه حجاب از نگاه اسلام و وظايف حكومت اسلامي در حفظ وتحقق آن در گفت‌وگوي «جوان» با دكتر شعبان حق‌پرست
سعيد همتي
معناي «حجاب» چيست و آيا تنها مختص به زنان است؟
كلمه حجاب در لغت به دو معناي پوشيدن و پوشش آمده است، گاهي نيز به معناي هر چيزي كه ميان دو شيء جدايي انداخته و مانع رسيدن آن دو به يكديگر شود، به كار رفته است چنانكه در آيه ۴۶ سوره اعراف آمده است: وبينهما حجاب، مراد از حجاب در اين آيه چيزي است كه مانع از رسيدن لذت بهشتيان به اهل آتش و مانع از رسيدن آزار و اذيت اهل آتش به بهشتيان مي‌شود.
در مجموع مي‌توان گفت امروزه چادر حجاب برتر براي زنان محسوب مي‌شود گرچه نمي‌توانيم بگوييم اگر كسي با يك پوشش ديگري مقدار واجب را بپوشاند باحجاب نيست، منتها نوع پوشش نبايد به گونه‌اي باشد كه باعث جلب نظر نامحرم شود كه در چنين صورتي آن نوع پوشش حرام خواهد بود و به صورت يك قاعده كلي مي‌توان گفت، هرگونه رفتار و گفتار و پوششي كه باعث شود نظر نامحرم جلب شود حرام خواهد بود حتي در راه رفتن، سخن گفتن، استفاده از آرايش و عطريات و مانند آن. به همين دليل ملاحظه مي‌كنيم كه خداي متعال به زنان پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: «فلاتحضغن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض (احزاب، آيه ۳۲) با مردان نامحرم به گونه‌اي هوس‌انگيز و با ناز و كرشمه سخن نگوييد تا بيماردلان در شما طمع كنند.» مسئله حجاب آنقدر از حساسيت برخوردار است كه اگر كسي منكر وجوب حجاب شود و بداند اين انكار او به انكار خدا و رسول(ص) برمي‌گردد، مرتد خواهد بود و از دين خارج خواهد شد.

اساساً فلسفه «پوشش» در اسلام چيست و چرا تا اين حد به اين موضوع اهميت داده شده است؟
فلسفه پوشش در اسلام شامل مواردي مي‌شود كه هر كدام به جنبه‌هاي رواني، خانوادگي، اجتماعي، بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او برمي‌گردد. در واقع پوشش زن در اسلام در اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گري و خودنمايي نپردازد.
زنان چون مظهر جمال خداوند هستند و همينطور به اين دليل است كه ميل به خودنمايي و خودآرايي دارند، پوشش در اسلام به آنها اختصاص يافته است و براي مردان هم مسئله كنترل نگاه بيان شده است.
اما در فلسفه پوشش در اسلام به آرامش رواني نيز توجه شده است كه در اثر وجود حجاب و عفاف در زنان اين آرامش براي جامعه به ارمغان مي‌آيد. در صورت عدم آن و از بين رفتن حريم ميان زن و مرد هيجان‌ها و التهاب‌هاي جنسي افزايش مي‌يابد و باعث مي‌شود كه جامعه آرامش خود را از دست بدهد و دچار تزلزل شده و افراد آن به بيماري‌هاي روحي مبتلا شوند، اين با توجه به روح سركش و غريزه اشباع نشدني انسان قابل درك است.

جنبه‌هاي ديگري را هم مي‌شود براي آن متصور دانست؟
بله، جنبه ديگر فلسفه پوشش جنبه خانوادگي است كه به استحكام پيوند خانوادگي برمي‌گردد، اين كاملاً واضح است كه زن اگر زيبايي‌هاي خود را در خانه و براي همسر خود محدود كند هم به تقويت بنيان خانواده خود كمك مي‌كند و هم به آرامش رواني جامعه و جلوگيري از ايجاد فساد در آن، با رواج يافتن التذاذهاي جنسي در سطح جامعه و بيرون از محيط خانه باعث آسيب‌هاي اجتماعي از جمله گريز جوانان از ازدواج مي‌شود.
جنبه اجتماعي حجاب به استواري اجتماع مربوط مي‌شود. همانطور كه در مورد قبلي مطرح كرديم كشيده شدن التذاذهاي جنسي از محيط خانه به اجتماع علاوه بر بروز آسيب‌هاي اجتماعي متفاوت، باعث تضعيف نيروي كار و فعاليت جامعه مي‌شود.
شهيد مطهري در اين باره مي‌فرمايند بر عكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده‌گيري كرده‌اند و گفته‌اند: «حجاب موجب فلج كردن نيمي از افراد اجتماع است» بي‌حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است و اين كاملاً در كشورهاي غربي معلوم است و چه رسوايي‌هايي كه در اينباره در اين جوامع پيش آمده و مي‌آيد.
و بالاخره آخرين جنبه كه بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او است موجب ارزش و احترام زن مي‌گردد؛ زنان هر چقدر كه در جامعه و در رفتارشان با نامحرمان عفيف‌تر و باوقارتر باشند بر ارزششان افزوده مي‌شود و احترامشان بيشتر مي‌شود و مردان اجازه هر نوع برخوردي با آنان را به خود نمي‌دهند.
حال غرب با توجه به حجاب و اهميت آن در سلامت جوامع اسلامي سال‌هاست كه درصدد ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طريق آن به پاكي زنان ضربه وارد كند و از طريق اين ضربه است كه به راحتي مي‌تواند به تمامي جامعه آسيب زند و به سمت نيل به اهداف خود پيش برود.

نقش حجاب را در تحكيم خانواده چگونه ارزيابي مي‌كنيد و آيا بدحجابي تأثيري در پديده‌هايي مانند طلاق دارد؟
يكي از علل اصلي طلاق، عدم رعايت دستورات اسلام در تشكيل خانواده و در تداوم و بقاي آن است. اگر ايمان زن و مرد ملاك اصلي در ازدواج باشد، آنگاه به دنبال وجود ايمان، امنيت در خانواده‌ها ايجاد مي‌شود و از هرگزندي مصون مي‌شود. زني كه در ملأعام در برابر نامحرمان حجاب را رعايت نمي‌كند و زيبايي‌هاي خود را براي آنها عرضه مي‌كند، در واقع مؤمن نيست و هرجا ايمان نباشد، امنيت نيست و طلاق يكي از محصولات عدم ايمان و امنيت است.
در محيطي كه حجاب وجود دارد، دو همسر به يكديگر تعلق دارند و احساسات و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است، اما در بازار آزاد برهنگي و بدحجابي، مقام زن را در حد يك كالاي مشتركي در‌مي‌آورد كه همگان مي‌توانند از او استفاده كنند و پيمان زناشويي قداست خود را از دست مي‌دهد، آنگاه رابطه محبت‌آميزي كه ميان زن و شوهر بايد باشد، سست مي‌شود و به‌تدريج بنيان خانواده از هم پاشيده مي‌شود و خانواده‌ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشي مي‌گردند؛ با اين توضيح معلوم مي‌شود ميان بدحجابي و طلاق رابطه معناداري وجود دارد.

بسياري از افرادي كه به حجاب پايبندي خاصي ندارند ادعا مي‌كنند كه حجاب يك امر شخصي است و نبايد حكومت يا نيروهاي انتظامي در اين‌باره دخالتي داشته باشند و موضوعي را به مردم تحميل كنند. با توجه به نگاه اين افراد، مقوله حجاب يك امر شخصي است يا عمومي و اجتماعي؟
اگر ملاك در شخصي بودن امري، سليقه‌اي بودن آن باشد، صددرصد بايد بگوييم كه حجاب يك امر شخصي محسوب نمي‌شود.
به‌عنوان مثال انتخاب رنگ براي لباس يك امر سليقه‌اي است، يكي رنگ زرد را مي‌پسندد، ديگري رنگ آبي و به‌همين ترتيب. درعلاقه به شعر و شاعر يكي شعر حافظ را مي‌پسندد ديگري سعدي را، بسته به سليقه افراد است، اما حجاب اينگونه نيست كه يك امر شخصي باشد، بلكه پس از پذيرش اسلام و بعد از اينكه فردي مسلمان شد، بايد به اين واجب الهي تن دهد و آن را رعايت كند، زيرا عدم رعايت اين فريضه الهي، آثار بسيار سوئي را در جامعه مي‌گذارد، فساد و تباهي را در جامعه گسترش مي‌دهد، جلو رشد و تعالي انسان‌ها را مي‌گيرد، بنيان خانواده‌ها را سست مي‌كند، باعث افزايش طلاق مي‌شود، زنان را در حد يك كالا تنزل مي‌دهد و مانند آن، بنابراين به ‌اين معنا يك بدحجاب نمي‌تواند بگويد «چار ديواري اختياري» يا «عيسي به دين خود، موسي به دين خود» زيرا اقدام اينگونه افراد شبيه مسافر يك كشتي است كه در اتاقك خود مشغول سوراخ كردن كشتي مي‌شود، او با اين كار خود، هم خود را و هم تمام مسافران كشتي را غرق مي‌كند. قاعده كلي اين است كه زن بايد خود را از نامحرم بپوشاند و او را تحريك نكند، خواه در داخل خانه يا مدرسه يا دانشگاه يا بازار يا در عرصه اجتماع. تنها استثنا آن است كه در مقابل محارم خود آزاد است.

در همين راستا برخي اظهار مي‌كنند برخورد نيروي انتظامي با بدحجابي برخلاف آيه ۲۵۶ سوره بقره «لا اكراه في‌الدين» است، آيا اين نظريه درست است؟
اولاً اين آيه و آيات شبيه به آن به يك مسئله در حوزه تكوين اشاره مي‌كند و آن اينكه دست انسان در پذيرش دين باز است. انسان آزاد آفريده شده و مي‌تواند اسلام نياورد، همچنان كه مي‌تواند اسلام بياورد و مسلمان شود. پس اين آيه را مي‌توان درباره كساني مطرح كرد كه مي‌خواهند اسلام بياورند.
به آنها مي‌گوييم شما در پذيرش دين آزاديد. بهترين شاهد ما مطلبي است كه در ابتداي هر توضيح‌المسائلي آمده و آن اينكه در اصول دين شخص بايد خودش به يقين برسد اما بعد از اينكه فردي اسلام را پذيرفت قطعاً بايد ملتزم به لوازم و بايدها و نبايدهاي آن بشود. بنابراين آزادي انسان در اسلام محدود به مرز واجبات و محرمات است. يعني واجبات را بايد انجام دهد و محرمات را بايد ترك كند.
در صورتي كه كسي واجبي را ترك يا حرامي را مرتكب شود اولاً امر به معروف و نهي از منكر او نسبت به تداومش واجب خواهد بود و ثانياً نسبت به ترك واجب و انجام حرام، ‌حاكم اسلامي حق دارد او را تعزير كند تا هم خود او بازداشته شود و هم نسبت به ديگران بازدارندگي ايجاد كند. وادار كردن كساني كه فريضه حجاب را علناً ترك مي‌كنند از نگاه فقهي ادعا، اكراه محسوب نمي‌شود يا حداقل اينگونه موارد اكراه به حق خواهد بود نه اكراه به ناحق. توضيح بيشتر اين بحث را مي‌توان در ذيل اصطلاح «حكومت» در علم اصول فقه پيگيري كرد به عنوان مثال ماده ۲۰۷ قانون مدني بر ماده ۲۰۲ همان قانون حاكم است.
در ماده ۲۰۷ آمده است: ملزم شدن شخص به انشاي معامله به حكم مقامات صالحه قانوني، اكراه محسوب نمي‌شود. در پايان متذكر مي‌شوم كه آزادي انسان از نگاه اسلام در سايه عبوديت حاصل مي‌شود بنابراين كسي كه واجبات را انجام مي‌دهد و محرمات را ترك مي‌كند، مسير آزادي را طي مي‌كند از آن طرف كسي كه حجاب را ترك مي‌كند يعني به واجب الهي عمل نكرده است در نتيجه نمي‌توان درباره او از آزادي سخن گفت.

مي‌توان گفت كه رعايت نكردن حجاب در سطح جامعه باعث تضييع حقوق ديگران مي‌شود؟
قرآن كريم مي‌فرمايد: «ولاتعاونوا علي‌الأثم‌والعدوان (مائده، آيه۲) درگناه و تجاوز يكديگر را كمك نكنيد.» زني كه حجاب را رعايت نمي‌كند در واقع به ديگران كمك مي‌كند تا مرتكب گناه شوند، به عبارت ديگر زمينه گناه را براي ديگران فراهم مي‌كند و حال آنكه حق هر انساني آن است كه خدا را بپرستد و از دستورات او اطاعت كند و سرپيچي ننمايد و در يك كلمه گناه نكند.
اينگونه زنان در واقع حقوق مردان را ضايع مي‌كنند. يك جوان كه در دانشگاه درس مي‌خواند و در آستانه ازدواج است و امكان ازدواج براي او فراهم نيست، وقتي دختري با وضعيتي زننده در مقابلش قرار مي‌گيرد، توان فكر و انديشه را از او مي‌گيرد و مانع بزرگي در مسير ترقي او ايجاد مي‌كند و در واقع يك ضرر بزرگ روحي- رواني بر او وارد مي‌كند.
آلوده كردن محيط درس و كار به‌ لذت‌جويي‌هاي شهواني، موجب فلج‌كردن نيروي اجتماع مي‌شود و جامعه را از رشد و ترقي باز مي‌دارد، البته منظور بنده از رشد، پيشرفت صنعتي نيست تا به ما اشكال كنند كه اين اتفاق در كشورهاي دورچرا نيفتاده است. بلكه مراد، پيشرفت و سعادتي است كه اسلام طراحي كرده است وگرنه كشورهاي غربي تنها در صنعت و تكنيك و مانند آن پيشرفت كرده‌اند ولي در اخلاق و معنويت دائم در حال پسرفت هستند، به‌گونه‌اي كه در برخي از امور از حيوانات نيز عقب‌تر رفته‌اند كه ازدواج مردان با يكديگر از آن نمونه است.
اگر پسران و دختران ما در محيط جداگانه درس بخوانند همچنان كه در مدارس مشاهده مي‌كنيم يا اگر در يك محيط درس مي‌خوانند همچنان كه در اكثر دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم، دختران طبق ضوابط فقهي و شرعي بدن خود را بپوشانند و هيچ‌گونه آرايشي نداشته باشند و به‌طور كلي از هر حركتي كه باعث تحريك پسران شود، خودداري كنند، قطعاً بهتر درس مي‌خوانند و فكر مي‌كنند و مراحل ترقي را طي خواهند كرد.

نگاه مكتب اسلام به امنيت روحي- رواني چيست؟
در مكتب اسلام، براي امنيت روحي- رواني مردم در جامعه ارزش خاصي در نظر گرفته شده است، به عنوان مثال لكه‌دار كردن حيثيت مردان و زنان مؤمن را با تهمت‌هاي ناروا، گناه كبيره قلمداد كرده و به كساني كه زنان و مردان پاكدامن را به زنا متهم مي‌كنند و چهار شاهد بر اثبات مدعاي خود ندارند براساس آيه چهار سوره نور، فاسق ناميده و علاوه بر اينكه الي الابد شهادتشان قبول نمي‌شود با ۸۰ ضربه تازيانه بايد به مجازات برسند.

خب رابطه امنيت و حجاب چگونه رابطه‌اي بوده و ميزان تأثيرگذاري آنها از يكديگر به چه ميزان است؟
از نگاه كتاب و سنت، امنيت در هر حوزه‌اي زاييده نظم است، نظم هم با عمل به قوانين و مقررات
به وجود مي‌آيد و در سايه امنيت است كه استعدادها شكوفا مي‌شود، در نتيجه جامعه مسير ترقي و تعالي را به سرعت طي خواهد كرد، بنابراين اگر اسلام نسبت به امنيت جسمي و روحي- رواني مردم حساس است، قبل از اين قوانين و مقررات و بايد و نبايدهايي را براي ايجاد چنين امنيتي طراحي كرده است. نگاه اسلام به حجاب از اين زاويه قابل بررسي است، به اين معني كه اگر زنان مطابق طراحي اسلام حجاب خود را رعايت كنند، امنيت روحي- رواني براي مردان به وجود مي‌آيد و خود نيز از بسياري از خطرات حفظ مي‌شوند. حجاب يكي از مصاديق فرهنگ عفاف در جامعه است. حفظ عفت آنقدر از اهميت برخوردار است كه پيامبر اكرم(ص) در يكي از سخنانش براي امت خود دعا مي‌كند و مي‌فرمايد: خدايا به محمد و آل محمد و كساني كه محمد و آل محمد را دوست دارند، دو چيز ارزاني كن؛ يكي عفت و ديگري كفاف. كفاف يعني آنقدر داشته باشند كه دست نياز به سوي اين و آن دراز نكنند.

با توجه به آنكه مي‌بينيم در جامعه ما بيشتر به امنيت جسمي افراد اهميت مي‌دهند تا گونه‌هاي ديگر امنيت، به نظر شما امنيت جسمي در اولويت است يا امنيت روحي- رواني؟
همينطور است. متأسفانه ما در تأمين امنيت جسمي مردم حساسيت بيشتري نسبت به امنيت روحي- رواني آنها قائل شده‌ايم. به عنوان مثال، كمربند ايمني را اجباري كرديم و به تدريج نهادينه شد. براي سرعت غيرمجاز، جريمه‌هاي سنگين در نظر گرفتيم، كلاه ايمني را براي موتورسواران و معاينه فني وسايل نقليه را نيز اجباري كرديم؛ همه اين سختگيري‌ها براي آن است كه جسم و جان مردم سالم بماند و جالب اين است كه مردم هم به تدريج به اين مقررات عمل كردند و عموماً رعايت مي‌كنند. چون انسان عاقل مي‌داند كه اين كارها به نفعش است و به ضررش نيست و جسم و جان او سالم مي‌ماند.
اما در مورد حجاب كه باعث حفظ امنيت روحي- رواني مردم مي‌شود و در بسياري موارد از تزلزل در بنيان خانواده‌ها و از هم پاشيدن آن جلوگيري مي‌كند، سرمايه‌گذاري نكرديم و اين در حالي است كه امنيت حاصل از حجاب در جامعه بسيار مهم‌تر و حساس‌تر از امنيت جاني مردم در مثال‌هاي بالاست.
اگر جواني كه در آستانه ازدواج است ولي امكان ازدواج براي او فراهم نيست زني را با ظاهر نامناسب و زننده ببيند به شدت از لحاظ روحي آسيب مي‌بيند و زندگي او تحت تأثير اين رفتار ناشايست قرار مي‌گيرد.

علني شدن بي‌حجابي و مصاديق آن چگونه شكل مي‌گيرد و چگونه مي‌شود از عمومي شدن آن به‌صورت كارشناسي جلوگيري كرد؟
مسيري كه يك گناه تا علني شدن طي مي‌كند آن است كه ابتدا مردم در مقابل انجام گناه، امر به‌معروف و نهي از منكر را ترك مي‌كنند. وقتي كه مردم در مقابل گناه عكس‌العمل نشان ندهند، باگذشت زمان، قبح آن گناه شكسته مي‌شود، وقتي قبح گناه شكسته شود، انجامش براي همگان آسان مي‌شود. در نتيجه به ‌صورت آشكار گناه مورد نظر به انجام مي‌رسد. اينجاست كه امام علي(ع) فرمودند: «اشد الذنوب ما استهان به صاحبه» شديدترين گناهان، گناهي است كه انجام‌دهنده‌اش آن را سبك بشمارد. علني شدن گناه، آثار بسيار خطرناكي را درپي مي‌آورد چنانكه در آيات و روايات به آن اشاره شده است، به‌عنوان مثال مي‌توان به جلد ۱۱ وسايل‌الشيعه مراجعه كرد كه در آن روايات آمده: با علني شدن برخي از گناهان، مرگ‌هاي ناگهاني زياد مي‌شود يا سبب مي‌شود كه باران كم شود يا زلزله بيايد.
در فقه شيعه هم براي كساني كه متظاهر به فسق هستند يعني علني مرتكب گناه مي‌شوند، احكام خاصي وجود دارد، مثلاً در روايات آمده: «لاغيبه للمعلي بفسقه» يعني غيبت كردن پشت سر كسي كه علناً مرتكب گناه مي‌شود حرام نيست. امروزه بدحجابي به‌صورت آشكار و علني در جامعه ديده مي‌شود.
معلوم است علت اين پديده شوم كه حيثيت جامعه اسلامي را لكه‌دار كرده است به‌خاطر اين است كه در مقابل اين گناه، امر به معروف و نهي از منكر را ترك كرده‌ايم هم از جانب مردم و هم از طرف كساني كه مسئوليت دارند.
ترك اين دو فريضه بزرگ الهي گاه به جايي مي‌رسد كه امام حسين(ع) براي احياي دوباره دين بايد جان خود را فدا كند. امر به معروف و نهي از منكر زمينه‌ساز تمام فرايض الهي در جامعه هستند.
ما امروزه حتي در پايين‌ترين مراتب امر به معروف و نهي از منكر يعني مرحله قلبي و زباني نيز انجام وظيفه نمي‌كنيم.
اگر تك‌تك افراد جامعه در بازار يا خيابان، در دانشگاه يا ادارات دولتي و مانند آن به‌صورت تذكر زباني از چنين منكري نهي كنند، آثارش روز‌به‌روز در جامعه ظاهر مي‌شود.
ما با بي‌اعتنايي‌هاي خود كار را به آنجا رسانديم كه قبح اين گناه شكسته شد و ترك اين فريضه بزرگ الهي يعني حجاب، بسيار آسان شده است، بنابراين امام علي(ع) مي‌فرمايد: «و ايم الله ما كان قوم قط في غض نعمه من عيش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لان‌الله ليس بظلام للعبيد» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۸) به خدا سوگند! هيچ ملتي از آغوش ناز و نعمت زندگي گرفته نشد مگر به واسطه گناهاني كه مرتكب شدند، زيرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمي‌دارد.

بهترين نوع برخورد با اين پديده چگونه بايد صورت بگيرد كه هم امنيت مردم حفظ شود و هم جامعه به سمت تعالي حركت كند؟ سهم رسانه ملي را به عنوان تأثيرگذارترين ابزار چگونه تبيين مي‌كنيد؟
البته قبل از برخورد، بايد احكام حجاب در اسلام براي مردم اطلاع‌رساني شود يعني يك اهتمام جدي به اين مسئله صورت گيرد.
در رسانه‌هاي گروهي اعم از صدا و سيما، روزنامه‌ها و مجلات همچنين در دانشگاه‌ها و مدارس و ادارات دولتي اهميت حجاب، آثار حجاب و ‌شكل حجاب براي مردان و زنان تشريح شود تا موضوعاً و حكماً براي مردم روشن شود. فراموش نكنيم كه اين مسئله براي عموم مردم متدين جامعه روشن است، ولي ممكن است برخي هنوز در بي‌خبري به سر ببرند بنابراين تبليغ و رساندن اين حكم به سمع و نظر مردم بسيار مهم است. در مرحله بعد نسبت به كساني كه اين فريضه بزرگ الهي را زيرپا مي‌گذارند بايد از كانال‌هايي وارد شد. امر به معروف و نهي از منكر- طبق اصل هشتم قانون اساسي در جمهوري اسلامي ايران، ‌دعوت به خير، ‌امر به معروف و نهي از منكر وظيفه‌اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، ‌دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.
اما از آنجا كه اين دو فريضه داراي مراتب است و مرتبه اول آن قلبي است، يعني ناخشنودي دروني بايد در چهره، ظاهر و رفتار امر به معروف و نهي از منكركننده ظاهر شود مثلاً با عبوس كردن، ‌دست ندادن و مانند آن.
مرتبه دومش زباني است كه بايد امر و نهي كرد و در مرتبه سوم كه يدي و اعمال قدرت است از ضرب و سپس جرح شروع مي‌شود تا به مرحله قتل مي‌رسد.

مرتبه يدي وظيفه مردم است يا حكومت، وآيا در حال حاضر به آن عمل مي‌شود؟
مرتبه يدي با سه مرحله خود تنها وظيفه حكومت است و هيچ‌كس نبايد اين اقدام را انجام دهد مگر با اجازه حكومت اما مرحله قلبي و زباني بين مردم و دولت مشترك است يعني تمام افراد جامعه اعم از افراد عادي و حكومت شرعاً موظف هستند امر به معروف و نهي از منكر كنند. فراموش نكنيم اگر تذكر زباني توسط يكايك مردم مسلمان جامعه به انجام رسد در آن زمان معلوم مي‌شود كه اثرش از اثر بمب اتمي كمتر نيست.
منظور اين است بسياري از انحرافات از جامعه ريشه‌كن مي‌شود و كمتر پيش خواهد آمد كه نياز به اعمال مراحل بعدي شود. فراموش نكنيم كه ماهيت اين دو فريضه، دفع است نه رفع.

جايگاه امر به معروف ونهي از منكر دراين بين كجاست؟
در نتيجه امر به معروف و نهي از منكر يعني امر به معروفي كه قرار است ترك شود و نهي از منكر يعني نهي از منكري كه قرار است، واقع شود. زيرا اگر معروف، ‌ترك و منكر واقع شود، امر به معروف و نهي از منكر نسبت به آن، ‌بي‌معنا خواهد بود مگر نسبت به استمرار و تداوم آن. در نتيجه اين دو فريضه هميشه رو به آينده دارند.
شاهد اين مدعا آن است كه فقها، ‌قصد استمرار از ناحيه تارك يا مرتكب را جزو شرايط وجوب اين دو فريضه مي‌دانند به همين جهت است كه حوزه اين دو فريضه نسبت به حدود و تعزيرات و قصاص فرق مي‌كند.

نقش قاضي دراين بين چقدر اهميت دارد؟
از نظر فقهي دست حاكم و قاضي نسبت به مجازات كساني كه حجاب را رعايت نمي‌كنند و تظاهر به بدحجابي در ملأعام مي‌كنند، باز است زيرا طبق قاعده هر كس واجبي را ترك يا حرامي را مرتكب شود، حاكم اسلامي حق دارد او را تعزير كند به شرط آنكه اولاً آن گناه، گناه كبيره و ثانياً حدي براي آن تعيين نشده باشد يعني مجازات معيني براي آن در نظر گرفته نشده باشد و گناه ترك حجاب از اين قسم است.

اختيار تعزير و انتخاب نوع آن باز هم به دست حاكم است؟
بله. دقيقاً همينطور است، چه با شلاق يا جريمه نقدي يا توبيخ و عزل از مقامات دولتي و مانند آن. البته در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي آمده است: «زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر مي‌شوند به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه يا به ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.» پس دولت اسلامي حق دارد در اين مرحله با مجازات و كيفر، مانع زير پا گذاشتن مقررات اسلامي توسط اينگونه افراد شود.

با توجه به موضوعات مطرح شده مي‌توان گفت وضع جامعه معلول بي‌تفاوتي افراد متدين و دينمدار نسبت به ناهنجاري‌هاي اجتماعي مخصوصاً بي‌حجابي است؟
البته يكي از علل همين است كه بي‌تفاوت شده‌ايم و امر به معروف و نهي از منكر را ترك كرده‌ايم.
فريضه‌اي كه براساس سخن امام علي(ع) در مقابل تمام اعمال خير حتي جهاد في سبيل‌الله مثل دريايي عميق در مقابل رطوبتي است كه در يك نفس كشيدن انسان وجود دارد، ولي ناهنجاري‌ها عمل ديگري نيز دارد از جمله غذاي حرام و شبهه‌ناك.

 

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Sweden
|
۰۰:۴۳ - ۱۴۰۲/۰۷/۱۸
0
1
اون موقع که این حرف ها رو می زد سال 2012 بود و الان سال 2023!
ناشناس
|
Sweden
|
۱۴:۰۴ - ۱۴۰۳/۰۱/۳۱
0
0
الان باید بگردیم دنبال این آقا ببینیم الان کجا هستند و چه می کنند
ناشناس
|
Sweden
|
۱۴:۰۹ - ۱۴۰۳/۰۱/۳۱
0
0
مسئله حجاب در اسلام نه جزو اصول دین است و نه فروع دین! ببینید این نگاه تندرو، به چه شکل حجاب را تفسیر می کنند!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار