
امروز در شمال ایران، فقدان مدیریت صحيح و آينده نگر ، دریای مازندران را به یک دریای آلوده تبديل و جنگلها را طعمه زمینخواري و ساختمان سازی ساخته است. تالاب انزلی نیز از اين بلايا مصون نبوده و آهسته آهسته زیر فشارهاي مشابه در حال كشيدن نفس هاي آخر است. تردد دو هزار و ۸۰۰ قایق موتوری و آلودگیهای صوتی آنها ، نبود امكانات لایروبی، آلودگی آب، تخریب جایگاههای طبیعی پرندگان و افزایش نیترات آب به علت ورود فاضلاب هاي صنعتي و خانگي و روانآب شاليزارهاي اطراف كه بعضا حاوي آبشور كودهاي نيترات، پتاس و سولفات است و گاهي نيز حاوي باقيمانده سموم حشره كش و علف كش را به همراه دارد، تالاب انزلي را به بحران بیسابقهای کشانده است.عمق تالاب انزلی در گذشته حدود هشت متر بود که امکان صید هفت تا هشت تن ماهی براي هر تور اندازي در آن وجود داشت، اما امروز این عمق به یک و نیم تا دو متر کاهش یافته و سرشار از آلودگی شده است به صورتي كه حتي براي دام اندازان محلي و يا قلاب اندازي نيز اميدي به صيد ماهي نيست و اگر صيدي هم صورت گيرد به علت آلودگي محيط براي اين ماهي هاي بازار پسندي وجود ندارد.
«تالاب » قلب تپنده «خزر » بود!
تالابهاي كشورمان یکی پس از دیگری بیمار و يا برای همیشه خشک میشوند ، تالاب انزلی نيز در شرايط بحراني است، بیمار است و ثروتهای خود را به مرور از دست میدهد. تالاب بینالمللی انزلی با حدود ۲۰ هزار هکتار یکی از برجستهترین زیستگاههای پرندگان مهاجر ، مکان اصلي تخمریزی گونههای متنوع ماهیان دریای خزر و رویشگاه گیاهان گوناگون و كمياب از جمله «نیلوفر آبی» است.
۱۶ سال پيش که تالاب انزلی مسیر خود را به سراشیب مردابی شدن آغاز کرد و مرگ تدریجی زيباترين تالاب ایران شروع شده ا، برخي از دوستداران طبيعت داد حمايت خواهي و آينده نگري سر دادند اما افسوس كه صداها رسا نبود و گوش مسئولان از شنيدن آن عاجز. عرصه تالاب آرام آرام کوچکتر میشود و انبوه آبي كه روزگاري عمقش را نمي شد به صداي افتادن سنگي در آن تخمين زد، جای خود را به نیزار و نیزار جای خود را زباله داني مي دهد. مجموعهای از عوامل طبیعی نيز مانند کاهش بارندگي، بسته شدن راه هاي آبي منتهي به آن و افزايش عوامل مخرب انسانی همچون ساخت پل ميان گذر كه بخش اصلي اين پهنه آبي را به به دونيم مي كند، دست به دست هم دادهاند تا «تالاب»را «مرداب» کنند.
در زمانی نه چندان دور اردک، قو، چنگر، خوتکا، طاوسک، قرقاول، کبک،تنجه، عقاب دم سفید و آکراس، تنها بخشی از صدها گونه پرندهای بودند که تالاب انزلی پناهگاهشان بود و بيشتر اين پرندگان كه اغلب در حال انقراض و ناياب نيز بودند ، جزو گونههای شکار ممنوع و حفاظت شده محسوب مي شدند، ولی امروز دیگر نمیتوان اين گونه ها را مشاهده كرد زیرا خود تالاب در بحراني بیسابقهای به سر مي برد و ديگر توان ميزباني از هيچ يك از اين گونه هاي مذكور را به شايستگي گذشته ندارد.
هرچند هنوز تالاب مقاومت میکند و چهره وحشی خود را نگهداشته ، ولی رفته رفته زیر فشار عوامل ویرانگر عقبنشینی میکند، فقدان بودجه، نبود مدیریت و ترمیم متوالي تالاب و استفادههای گردشگری نابهنجارهمراه با آلودگی آب ناشي از حضور تعداد بسيار زياد قايق هاي موتوري كه منجر به تخریب محل تخمگذاری پرندگان شده است، اندك اندك تالاب را به سكوتي مرگبار ناشي از فرار ساكنانش دچار خواهد كرد.
چه كسي مسئول است
دو سال پیش و در پی هشدار رسانه ها و کارشناسان محیط زیست طرح مطالعات اجرایی پروژههای ششگانه طرح احیای تالاب بینالمللی بندر انزلی در نشستی تخصصی و با حضور مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان، فرمانداران رشت و صومعهسرا، مدیرکل دفتر فنی استانداری گیلان و کارشناسان دستگاههای اجرایی ذیربط در بندرانزلی مورد بررسی قرار گرفت.
طرح ساماندهی و احیای تالاب انزلی از سال ۸۹ با اعتبار اولیه ۱۰۰ میلیارد ریال در قالب شش پروژه در شهرهای انزلی، رشت و صومعهسرا آغاز شد، اما سرعت اجرای اين طرحها روند مطلوبی ندارد و همچنان سایه نابودی این میراث زیستی محيطي کشور را تهدید می کند.
مشکل مهم تالاب آلودگی روز افزون آب آن است،چرا که تقریبا فاضلاب تمام خانه های مسکونی و اغلب کارخانه ها و کارگاه های صنعتی واقع در اطراف به درون آن و یا به داخل رودخانه هایی که به تالاب می ریزند، سرازیر می شود. طبق نظر موسسه ی استاندارد در صورتیکه مقدار آمونیاک موجود در زباله ها و زوایدي كه به داخل تالاب ریخته مي شود از ۵ % بیشتر شود، تردیدی نیست که بزرگترین زایشگاه انواع ماهیاي فلس دار از جمله ماهی سفید در معرض خطر انهدام قطعی قرار خواهد گرفت و در پي آن زيان غير قابل جبراني نيز به ذخيره ماهيان استخواني خزر وارد خواهد شد.
از ديگر سو نام «تالاب انزلی» چند سالي است كه در ليست تالاب های در خطر نابودی قرار گرفته و بیم آن می رود این تالاب به زودی از سیاهه ی ۱۰ تالاب ممتاز کنوانسیون جهانی رامسر نيز خارج شود. در تایید این گفته کافی است به یاد آوریم که در طول ۱۰ سال گذشته دست کم سه مورد از مرگ دسته جمعی ماهیان تالابی در این زیستگاه گزارش شده است، رخدادی که آشکارا شدت کاهش توان زیست پالایی و خود ترمیمی تالاب را نشان می دهد.
وضعیت اسف بار تالاب انزلی آن هم در یکی از معدود مناطق بسیار مستعد کشور از نظر حجم بالای اندوخته های آبی ،گواهی آشکار بر لنگي هاي روز افزون مدیریت حاکم بر سازمان حفاظت محیط زیست و در حاشیه ماندن اصل پنجاهم قانون اساسی است، اصلی که به تصریح آشکار در آن باید «دولت از هر نوع فعالیتی که منجر به آلوده ساختن و تخریب محیط زیست بیانجامد جلوگیری کند»، و اين در حالي است كه متاسفانه تنها در دو سال گذشته شاهد مرگ پي در پي تعداد زيادي از عرصه هاي آبي مهم كشور همچون «پريشان»،«بختگان»،«اروميه» و «ارژن» بوده ايم.
رییس اداره حفاظت محیط زیست بندرانزلی نیز در این باره و با اشاره به اينكه در طول شش ماه اخير بارها و بارها بروز سیلاب و حمل نخاله و زباله هاي موجود در مسير آبريز ها مشکلاتی را در تالاب انزلی ایجاد کرده، خاطرنشان مي کند: حجم بالای رسوب در اندك زمان قابل جمع آوری نیست و نیاز به کمک دست اندرکاران طرح احیای تالاب آن هم با يك مديريت واحد كشوري در این زمینه است .
اکبر میغی با بيان اينكه باید هر چه سریع تر با طراحی تله های رسوب گیر و اقدام به لایروبی بستر تالاب از بار اضافی آن در کوتاه ترین زمان ممکن کاست ، مي گويد : بايد با توانمند سازی جوامع محلی و ملزم کردن واحدهای صنعتی ، شهری و کشاورزی به تصفیه ی سامانه ی فاضلاب ، پس آب و پسماند خود ،جلوي ورود عوامل آلاينده به اين تالاب گرفته شود و اين درحالي است كه اين مهم تنها به سازمان محيط زيست شهرستان انزلي محدود نمي شود و به عزمي ملي در اين رابطه نياز منديم.
كاهش ۹۰ درصدي پرندگان مهاجر
دکتر اسماعیل کهرم نيز كاهش۹۰درصدي شمار پرندگان مهاجر به ویژه پرندگانی که از شوروی سابق به ایران میآمدند را ناشي از تخریب زیستگاههاي طبيعي و دخالتهای غیر مسئولانه نظیر ساخت کنار گذر در تالاب انزلی كه باعث تنزل وضعیت زیستگاههای زمستانگذرانی پرندگان شده است مي داند و مي گويد :« سه دهه پیش زمانی که تالابها هنوز تخریب نشده بود شمار پرندگان مهاجری که از سمت شوروی آن زمان به ایران میآمدند ۵/۵ میلیون قطعه برآورد میشد، اما این آمار الان بالغ بر پانصدهزار پرنده است، زیرا اغلب تالابها و ایستگاههای زمستانگذرانی پرندگان خشک و تخریب شده است».
اين كارشناس بين المللي محيط زيست با اشاره به اینکه تالاب انزلی تقریباً خشک شده و از تالاب «سیاه کشیم» و «سلکه» چیزی باقی نمانده که ایستگاه پرندگان مهاجر باشد، تصریح میکند: تالاب «بوجاق» هیچگاه محلی برای زاد و ولد پرندگان نبوده است بهویژه اکنون که بخش عمده این تالاب تخریب شده و ازیک سو، برداشت شن و ماسه از اراضی این تالاب بیداد میکند و از سوی دیگر، بخشی از این تالاب تبدیل به زبالهدانی شده است.
دكتر كهرم با اشاره به نقش مخرب ساخت ميان گذر انزلي و بابيان اينكه میانگذر انزلی تنها عمر تالاب را کوتاهتر کرده، مي افزايد : عامل دیگر شوربختی انزلی میان گذری است که وزارت راه و شهرسازي ،علیرغم مخالفتها و حکم توقف فعالیت ساختمانی آن، در دل تالاب ساخته است .
گفتني است درپي فعاليت تراکتورها برای ساختن ميان گذر و بر اثر خاکریزی مدام در تالاب تبادل آب میان دو قسمت تالاب انزلی تا حد زیادی قطع شده و همین امر، روند خشک شدن تالاب را تسریع کردهاست.
۱۲ پيام آور نيستي!
۱۲ رودخانه، آلایندههای آبی و خاکی مانند شیرابههای زبالهها و فاضلابهای خانگی شش شهر استان گیلان شامل رشت، صومعهسرا، فومن، شفت، انزلی و ماسال را كه در حوزه آبریز تالاب انزلی واقع شده اند را وارد آن میکنند و به جاي نويد دهندگان حيات تالاب به پيام آوران نيستي آن بدل شده اند . علاوه بر این زبالههایی که در روستاهای مناطق بالادست در کنار رودخانهها در اثر بیدقتی و بیانضباطی برخی از شهروندان و دهیاران رها میشود نيز باعث شده که سیلابهای فصلی بخش زیادی از این زبالهها را وارد تالاب انزلی کنند که چهره اي بسیار ناپسند و زشت براي آن به ارمغان آورده است.
پاکسازی تالاب انزلی از وجود این زبالههای انبوه نیازمند وجود وسایل مکانیکی است که این امکانات در اختیار اداره کل محیط زیست گیلان نیست. در واقع این استان و حتی نهاد بنادر و کشتیرانی گیلان نیز فاقد دستگاههای لازم هستند و حتي روش هاي ساده اي همچون استفاده از تلههای رسوبگیر نيز براي پاکسازی تالاب انزلی از ياد رفته است.
در سال ۱۳۸۷ یک کارخانه کمپوست با ظرفیت ۷۰ تن در منطقه «بشمن» ساخته شد ولی در ۱۳۹۰ به خاطر زیادهروی در ظرفیت آن، کارخانه دستخوش مشکلات عدیده و کارش متوقف شد. بنابراین امکان صنعتی برای بازیافت زباله هاي منطقه وجود ندارد و اين زباله ها پس از رها شدن به ناچار سر از تالاب در مي آودند. شب هنگام هم برخي از کشتارگاهها و مرغداریهاي به طور مخفیانه پسابهای خود را در این تالاب بینظیر رها میکنند. بهعلاوه پوشیده شدن سطح آب از گیاه خارجی« آزولا» (كه سال ها پيش و به منظور تامين علوفه برای دامهاي اين استان توسط برخي از عوامل جهاد كشاورزي به كشور وارد، ولي بعدها به معضلي مرگبار در استان تبديل شد،) لایهای نفوذناپذیر را بر روي سطح آب تالاب به وجود آورد که تبادل اکسیژن را بین هواي اطراف و آب تالاب را مختل کرده و در نتیجه آبزیان تالابی با کمبود اکسیژن مواجه شده و بسیاری از این آبزیان مانند انواع ماهی همچون اردک ماهی، سوف، سیم و هامور در اثر کمبود اکسیژن دسته دسته در سال هاي اخير تلف شدند.
از ديگر سو قطع بي رويه درختان بالادست و بر هم خوردن اكوسيستم جنگلي منجر به ورود حجم عزيمي از شن و ماسه و آبرفت هاي جنگلي به تالاب شده است كه هر ساله با باران هاي فصلي شسته شده و پس از ورود به تالاب عمق آن را كم كرده، فضاي زيست آبزيان را محدود تر مي كنند.
گفتني است در حال حاضر آنچنان زبالههاي رها شده در تالاب انبوه شدهاند که طبیعت توان خودپالایی را از دست داده است و بنابراین به بودجه و تکنیک و توانایی حرفهای نیازمند است که تا دوباره بتواند نفس بکشد.