
خوشرو درباره اين سهگانه عكس ميگويد: «هر چه فكر ميكنم جز فضل خداوند مهربان چيز ديگري اين اتفاقهاي بزرگ را ممكن نميكرد. خداوند را به جهت اين موهبت، هر روز شكر ميكنم.» اوتأكيد ميكند كه حرف زيادي براي گفتن ندارد، درواقع حرمهاي مطهر ائمه اطهار چنانند كه خود عكسها همه حرفها را ميزنند و بهتر است عكاس به ذكر اين مرثيه بسنده كند كه چرا حال و احوال اين حرمهاي مطهر در زندگي روزمره شهريمان جاري نيست. خوشرو ميگويد اين روزها به بهانه اين كتاب هر جا مجبور شده است صحبت كند. در دايره واژگاني محدودش تنها به ذكر همين نكته بسنده كرده است و بس «حرم ثامن الائمه همه گفتنيها را خود ميگويد و هر زبان و كلامي اضافه برآن به تكرار مكرر گفتهها دچار ميشود.» بر آستان رضا كتابي در ۳۴۸ صفحه با چاپي بسيار نفيس مشتمل بر ۴۰۰ قطعه عكس از حرم مطهر رضوي است كه مؤسسه توسعه متوازن ايرانيان آن را به دوستداران و شيفتگان خاندان عصمت و طهارت (ع) هديه نموده است.
چه ضرورتهايي شمارا واداشت تا از اماكن متبركه عكاسي كنيد؟ اماكن متبركه تنها يك مكان نيستند، آنها زيارتگاههاي انسانهاي برتر و برگزيده باريتعالي هستند كه در همه دورانها الگوي عملي براي مسلمانياند، يعني در جوامع اسلامي ريشه دارند و فرهنگ و ديدگاهشان زنده، پويا و جاري است. به گمانم مجموعه عكسهايي كه شاخصههاي اينچنيني را بازتاب دهند، كم است. بديهي است هيچ كتاب يا هيچ عكس خاصي نميتواند اين مفاهيم را تمام و كمال عيان كند اما به يقين مجموعههاي عكس و تمركز چندساله شايد بتواند چنين برآيندي را حاصل آورد. نقطه زوم دوربين عكاسيام در سه كتاب عكس «نسيم سحر»، «سجده صاحبنظران» و اينك «برآستان رضا» كه در دو مجموعه دو سال اخير، ظهور بارزتري هم دارد، كشف و شهود در معماري ايراني- اسلامي اين بارگاههاي آسماني است. هميشه از معماري ايراني- اسلامي به نيكي و بزرگي ياد ميشود اما به گمانم در اين سالهاي اخير كمتر تلاشي براي معرفي ويژگيهاي آن به نسل امروز انجام شده است. اماكن متبركه در واقع تجلي تمامي داشتههاي معماري ايراني- اسلامياند. تلاش كردهام با عكسهاي ديتيل از كوچكترين عناصر معماري حرمهاي مطهر، زواياي پنهان مانده اين هنر كهن را به ثبت برسانم كه هزاران نكته باريكتر از مو در خود نهفته دارند. ضرورت ديگري هم ميبينم: اين روزها حملات ناجوانمردانه و بسيار موهن به ساحت مقدس اسلام و پيامبر مكرم ما ميشود كه بدون شك برنامهريزي شده و هدفمند است، فكر ميكنم براي شناساندن زيباييهاي تمامنشدني دينمان بايد كار فرهنگي بيپاياني انجام دهيم، اينگونه كتابها هر قدر هم چاپ شوند، كم است.
اين تصاوير چه لحظههايي را در پيش چشم مخاطب قرار دادند كه تا كنون ديده نشده بود؟
اين معماري از شكل ساختمان تا رنگ و لعاب و آينهكاريها همه و همه هوشمندانه آمدهاند تا تو را روبهروي آن بزرگوار بيانتها ياري كنند. اينگونه كتابها ميتواند جزئياتي از حرمهاي مطهر را پيش چشم آورد كه معمولاً زائران آنها را نميبينند. زائر چنان هيجانزده و محو حال و هواي خاص زيارتگاه و راز و نياز با آقا و امام خود ميشود كه مجالي براي سير و سلوك در در و ديوار و طاقها نميماند. در حرم امام رضا (ع) آنقدر هنرنمايي و ريزهكاريهاي حيرتانگيز هنري به كار رفته كه چشم آدم از مشاهده يكيك آنها درميماند. اينگونه كتابها ميتواند با بزرگنمايي تصاوير اين كاشيكاريهاي بسيار كوچك نشان دهد در هر قطعه از آنها چه دنياي بزرگي از هنر معنوي نهفته است. بديهي است همين معماري ويژه، محيط و اتمسفري پديد ميآورد كه زائر ميتواند در آن احساس آرامش داشته باشد و حس كند با همه شلوغي ميتواند با امام خود خلوت كند. در واقع اين معماري در خدمت روح و حال و هواي آنجاست.
به دلايل مختلف از جمله شلوغي و زيارت زائران عكاسي از حرم سختيهاي زيادي به همراه دارد، از شرايط عكاسي از حرم بگوييد؟ عكس گرفتن عكاس نبايد مخل راز و نياز زائران با امام شود، آنجا خانه امن مردمي است كه با هزاران اميد و نياز به پابوس امامشان آمدهاند و تو حق نداري براي عكس گرفتن در حال او مداخله كني. يكي از دلايل اينكه در حرم مطهر رضوي سخت مجوز كار كردن ميدهند همين است. ديگر اينكه از معماري حرمهاي مطهر پيداست آنجا، آدابمدار است. دقت كرده باشيد براي رسيدن به مرقد مطهر آقا امام رضا(ع) و صحن ضريح بايد از چند رواق و مدخل بگذري، اين يعني براي رسيدن به منزل مولايت بايد طواف كني و بگردي. وضو گرفتن ديگر ركن جدانشدني اين اماكن عزيز است. در كتاب «بر آستان رضا(ع)» موضوع محوري عكسهايم «عبادت» است. كتاب با «عبادت و نماز» آغاز ميشود و با «عبادت و نماز» تمام. عكاسي از حرم آقا، اين بود كه مبادا مخل عبادت زائري گرانقدر شوم، التماس آن روزهاي من به خود حضرت آقا امام رضا(ع) اين بود كه مرا ببخشد اگر ناآگاهانه گزندي به آرامش خاطر زائرش رساندم.
چرا ابتدا عكاسي از اماكن متبركه را از عراق شروع كرديد و سپس به مشهدالرضا رسيديد؟ سالهاست عكس ميگيرم و هميشه يك حسرت فروخورده، يك بغض داشتم كه چرا فرصتي فراهم نميشود تا از آستان عزيز ايشان عكاسي كنم. گاه كه برخي دوستان را ميديدم و فكر ميكردم ميتوانند پل ارتباطي باشند و اجازه عكاسي حرفهاي تمامعيار را از آستان مقدس رضوي بگيرند، از ايشان به جد درخواست ميكردم براي تحقق اين آرزوي ديرينه من پا پيش بگذارند و مرا از شرمندگي درآورند، اما با وجود الطاف همه دوستان، هيچگاه اين مهم ميسر نشد كه نشد. فكر ميكردم هيچگاه سعادت عكاسي حرفهاي را از حرم مطهر آقا امام رضا(ع) نخواهم يافت. يكجا دلم خيلي سوخت و عرق شرم تا پايم را فراگرفت و آن وقتي بود كه سال گذشته براي عكاسي به عراق ميرفتم و در كربلاي معلي يا نجف، شيعيان عزيز عرب كه مرا مشغول عكس گرفتن ميديدند و ميفهميدند ايرانيام، نزدم ميآمدند و از من عكسهايي از حرم امام رضا(ع) طلب ميكردند و من خجالتزده ميگفتم: «هنوز توفيق اين لطف بزرگ را نيافتهام.» وقتي از حرم مطهر امام حسين(ع) عكاسي ميكردم از جناب ايشان خواستم شفاعت بفرمايد و خودش اجازه عكاسي از آستان مقدس رضوي را به دستم بدهد. كتاب «سجده صاحبنظران» كه آماده شد، با هزار نذر و نياز آن را به مسئولان حرم آستان رضوي دادم، ايماني غريب دارم كه لطف خود آقا امام حسين(ع) باعث شد دعاهايم مستجاب شود و همان عكسهايي كه از حرم مطهر ايشان گرفتم، سند عكاسيام را از حرم پاك و نوراني امام رضا(ع) امضا كرد. به گمانم خود آقا امام رضا(ع) ميخواست من اول به مولايمان امام حسين(ع) ابراز ارادت كنم و از حرم ايشان عكس بگيرم، بعد رخصت و اجازه عكاسي از حرم عزيزشان را نصيبم كند.