
مدتي ازتوهين آشكار و غيرقابلبخشش دشمنان به ساحت پيامبراعظم(ص) ميگذرد؛ مسئلهاي كه تمام مسلمانان جهان را به تكاپو واداشت تا هركدام به محكوم كردن اين حركت شنيع و غيرانساني دست بزنند و بحمدالله هم اين موج عظيم اسلامي خروشان است. همين امر باعث كنجكاوي و رغبت بيشتر غيرمسلمانان به اسلام و شخصيت پيامبراسلام (ص) شده كه محمد كيست؟ اين نكته مؤيد آن است كه خداوند دشمنان اسلام را از جاهلان قرار داده، زيرا خود آنها با جهل خود باعث اين توجه و كنجكاوي شدهاند، بنابراين اولين حركتي كه پس از محكوم كردن توهين به پيامبربايد مدنظر قرار بدهيم چيست؟ اين سؤالي است كه بايد ازخودمان بپرسيم و قبل ازهر چيز فرهنگ محمدي را در زندگي فردي و اجتماعيمان جاري و ساري كنيم؛ كاري كه بعد از سال موسوم به پيامبراعظم(ص) مطرح شد نيمهكاره ماند و در مورد آن فرهنگسازي اصولي صورت نگرفت، لذا بايد دراين عرصه از هم اكنون اقدام جدي و عمومي كنيم كه اگرچنين فرهنگي درجامعه عملياتي شود به طور حتم مشكلات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و. . . نخواهيم داشت.
اگر برخورد با همسر را از پيامبراسلام(ص) ميآموختيم و آن را آموزش عمومي ميداديم اين صفهاي طولاني در دادگاههاي خانواده وجود نداشت. اگر برخورد با دشمنان، با همسايگان، فاميل و آشنايان از سيره و روش آن حضرت استفاده ميكرديم، روابط اجتماعي و و وضعيت جامعهمان از وضعي كه حال بدان گرفتار است رهايي مييافت، درآن صورت ديگر دغدغه جامعهشناسان بالا رفتن جرم و جنايت و دغدغه روانشناسانمان انزوا و شيوع بيماريهاي رواني مختلف درجامعه نبود. آنگاه براي درمان دردهاي جامعه به نسخههاي غربي رجوع نميكرديم و راههاي منسوخ شده آنها را دوباره آزمايش نميكرديم. پيامبر اسلام (ص)همان اسوه حسنهاي است كه ما به عنوان پيروان آن حضرت نتوانستيم به شمهاي اخلاق محمدي مزين شويم كه اگرمحمدي شويم محكوم كردن ما تأثيرگذاري دو چندان خواهد داشت.
يكي از افتخارات ما ايرانيان آن است كه از ميان اين همه شعرا و ادباي جهان، بيتي از فردوسي بر سردر سازمان ملل است: بني آدم اعضاي يكديگرند / كه در آفرينش زيك گوهرند
اما آيا هيچ ميدانستيد اين شعرفردوسي حكيم برگرفته ازحديثي از پيامبر اعظم (ص) است؟ واقعاً چند نفر ما ازاين مسئله آگاهي داشت؟ مطمئناً شاعر، اين نكته نغز را از مكتب بلند مرتبه و جامع اسلام كه سرلوحهاش حضرت محمد(ص) است اخذ كرده. وقتي با سيره آن پيامبر بزرگوار روبهرو ميشويم و زندگي فردي و اجتماعي خودمان را هم مرور ميكنيم بايد كمي خجالت بكشيم. پيامبرمعزز اسلام(ص) درحاليكه مردي شصت واندي ساله و تقريباً سالمند بود، با اين حال تمامي آداب زندگياش آميخته با نظم و آراستگي بود، بهگونهاي كه هركس در هر سنيني باشد ميتواند از ايشان الگو برداري كند كه اگركسي ايشان را نشناسد، قطعاً گمان ميكند با جواني ۱۸ ساله روبهرواست، درست همانطوركه درمورد شخصيت امام علي(ع) و حسنين (ع) هم اين حس به انسان دست ميدهد، اما واقعا ما كه ادعاي مذهبي بودن و شيعه بودن ميكنيم، چقدرسعي كردهايم زندگيهايمان را به وقت پيامبراسلام(ص) تنظيم نماييم. لباس تميز، موهاي مرتب و تميز، مصرف خوشبوكننده كه درنظر آن حضرت طبق روايات متعدد حتي ازخوراك هم بيشتر اهميت داشت؛ چنانچه حضرت روحالله(ره) هم به تبعيت ازهمين اخلاق محمدي به معطركردن خود اهميت زيادي ميداد وهميشه از گرانترين عطرها استفاده ميكرد ولي متأسفانه ما در جزئيترين موارد زندگي به سيره محمدي خود را نياراستهايم ومحمدي نشدهايم چه برسد به مسائل كلان اجتماعي، اقتصادي، سياسي و. . . آيا براي ما كه مدعي امالقرايي جهان اسلام هستيم، درست است كه دم از پيامبراسلام(ص) بزنيم و درعمل ندانيم ايشان چگونه شخصيتي داشتند؟! و چه دستورالعملهايي براي ما ارائه كردهاند؟! متأسفانه درجامعه مااگر مردي هر روز چند بار مسواك بزند، به موهاي خودبرسد، لباس تميز و مرتب و اتو كشيده بپوشد، ازعطرهاي خوشبو استفاده كند فوراً عوام به اوبرچسب سوسول و تيتيش ماماني ميزنند، مگر نه آن بود كه پيامبر ما اينگونه بود.
در كتاب سننالنبي علامه طباطبايي ميخوانيم، پيامبراسلام(صل)هميشه ازعطر استفاده ميكرد. روزي به امام صادق(ع) عرض كردند چرا مانندامام علي از لباسهاي ضخيم استفاده نميكنيد، ايشان فرمودند: «آن لباسها در زمان امام علي (ع) عرف بود اما امروز عرف جامعه چيز ديگري است.» پس با توجه به اين روايات و نيزفرموده مشهور امام علي(ع) كه فرزند زمانه خويشتن باش، الان عرف جامعه همانگونه كه امام خميني(ره) عمل مينمود استفاده ازعطرهايي است كه مردان درجامعه استفاده ميكنند اما برداشت ناصحيح وشخصي ازسيره پيامبراعظم(ص) گاه ما را ناخواسته به دوري ازجامعه و قطع ارتباط مؤثربا آن مجبورمينمايد. اگرشيوه و سيره پيامبر را به درستي در امور اجتماعي وشخصي رعايت نماييم، بدون آنكه به افراد چيزي بگوييم آنها مجذوب گفتار و رفتارما ميشوند كه اين يك برخورد طبيعي بشر و بنا بر فطرت اوست، حال بياييد از خود بپرسيم تا چه حد با سيره آن حضرت آشنا هستيم و به آن عمل مينماييم.