ايشان رفتند زحماتي كشيدند اما به جايي نرسيد. من نميگويم آقايان حتماً كت و شلوار را بكنند و همان لباسهاي پيشنهادي را بپوشند اما بگذاريد ما لباسي داشته باشيم كه بگوييم ايراني است، در موزهها آن را نگه داريم و مال زمان هخامنشيان و ساسانيان و سلجوقيان هم نباشد. باب امروز باشد بالاخره جايي بايد موضع خود را درباره اينها (فرهنگ ازدواج و فرهنگ خانواده، فرهنگ لباس و الگوي مصرف و... در فرهنگ عمومي) معين كند، حتي اگر بگويد من الان وقت ندارم و اولويتم تعيين لباس ملي نيست. خيلي خب، معلوم بشود كه ما تا پنج سال يا ۱۰ سال اين اولويت را نداريم و ميخواهيم آن را كنار بگذاريم. ليكن بالاخره اين انبار مجموعه فرهنگي صاحبي داشته باشد» (مقام معظم رهبري ۱۳۸۱).
چند سال پيش بود كه امام خامنهاي مسئله لباس ملي را مطرح كردند و از مسئولان ارشد نظام در حوزه فرهنگي خواستند تا در اينباره برنامهريزي داشته باشند و كاري بكنند. چنانچه برخي كشورها داراي لباس ملي و بومي هستند كه نه تنها برايشان اهميت دارد، بلكه در مراسم مهم و بينالمللي هم با افتخار از آن استفاده ميكنند، نمونه اخير آن در اجلاس سران كشورهاي عدمتعهد در تهران بود كه برخي سران و مسئولان ارشد كشورها با لباس ملي حاضر شده بودند؛ اتفاقي كه سايتهاي ايران با تيتر درشت از آن به عنوان لباسهاي عجيب و غريب مهمانان در اجلاس ياد نمودند، در حالي كه اين براي آنها نه تنها چيز عجيبي نيست بلكه اهميت هم دارد، البته يكي از مسائلي كه باعث شده است تا لباس ملي و محلي كشورهاي مختلف كمي برايمان عجيب به نظر برسد، اين است كه فكر ميكنيم فقط كشورهاي جهان سومي و غيرپيشرفته از لباس ملي استفاده ميكنند اما در پاسخ بايد گفت در درجه اول استفاده از لباس ملي بيشتر ميان كشورهاي شرقي رايج است و علاوه بر اعراب كه متناسب با فرهنگ خاص خود هر كدام لباسي مختص به فرهنگ و منطقه خويش دارند، اغلب كشورهاي شرقي ازجمله روسيه، هند، ژاپن، پاكستان، مالزي و... لباس خاص خودشان را ميپوشند كه نشاندهنده هويت و مليت آنهاست. در اجلاس اخير تهران حتي حامد كرزاي نيز با لباس ملي خودش در اجلاس حضور داشت.
كت و شلوار به همراه كراوات الگوي غربي متناسب با فرهنگ غربي است كه علاوه بر كشورهاي غربي عموماً به وسيله شخصيتهاي سياسي از اين لباسها استفاده ميشود كه يا لباس ملي ندارند يا در فرهنگ غرب مضمحل شدهاند، همچنين كساني كه ريشهاي در فرهنگ كشور خود نمييابند، با اين وجود افرادي چون حامد كرزاي كه از سرمايهداران افغان در ايالات متحده امريكاست هميشه و همه جا لباس ملي خود را به همراه دارد تا از هويت افغاني خود دفاع كند، بنابراين لباس ملي با توجه به اهداف و آرمانهاي يك ملت، رسانهاي تأثيرگذار است كه ميتواند به يك پيام و الگوي فراملي هم تبديل شود، همان طور كه سال ۸۴ با اقبال عمومي به دكتر احمدينژاد، كاپشن ساده وي به عنوان يك نماد ميان مردم رواج پيدا كرد؛ كاپشني كه حتي در بعضي كشورهاي ديگر به وسيله كساني كه علاقهمند به ايران يا رئيسجمهوري ايران بودند، گاه ديده شده بود مورد استفاده قرار گرفته است، در آن زمان بود كه بازهم انگشت حسرت به دندان گزيديم كه چرا ما لباس ملي نداريم تا اشتياق جهاني به الگوهاي ايراني به اين شكل نمايان شود و نه الزاماً به تيشرتهاي عكسدار نامتعارف.
سالهاست كه حرف حضرت آقا در مورد لباس ملي بر زمين مانده است، مسئولان در خواب خرگوشي خود هستند و هيچ كدام حتي به خود زحمت زنده كردن اين حرف آقا راهم ندادند، چه برسد به اينكه در راستاي آن اقدامي جدي و عملي انجام دهند و اكنون در زماني قرار گرفتهايم كه سالهاست قدمهاي بزرگتري به عقب برداشتهايم و حجاب و بدحجابي به معضل فرهنگي كشورمان بدل شده است اگر آن روزي كه آقا فرمودند لباس ملي حقيقتاً كاري انجام ميشد، اين چنين در موضع ضعف قرار نميگرفتيم، البته اين بارهم مانند هميشه كه سفارشات معظمله ناقص و نيمهكاره انجام شد، چنانچه اصل را رها كرديم وبه فرع پرداختيم تحت عنوان طراحي و دوخت چادرهاي ملي با شكل و شمايل ناجور و نامتناسب. هركدام از طراحان به سبك و سياقي چادري براي خانمهاي محجبه طراحي كردند كه نه تنها نمادي از لباس ملي نيست، بلكه بيشتر به تخريب هويت ملي و ديني شباهت دارد.
زماني كه مبحث لباس ملي توسط امام خامنهاي مطرح گرديد، در آماري رسمي اعلام شده بود كه از هر ۲۰ امريكايي، ۱۹ نفر آنها ايران را كشوري عربي ميدانند و ايرانيان را عرب. با كمال تأسف يكي از مشكلات سياسي كشورمان آن است كه سلسله مزدور پهلوي نام پرشين را براي اهداف سياسي و اتحاد با آلمان به ايران تغيير داد كه پس از مدتي كوتاه با فروپاشي امپراتوري عثماني همسايهاي به نام عراق براي ايران تشكيل شد؛ همسايهاي كه اسم آن در لغت انگليسي با واژه ايران نزديكي داشت و اين مسئلهاي بود كه همواره ما را در معرفي كشورمان به غرب و جهان دچار مشكل ميكرد زيرا با آوردن اسم ايران بلافاصله نام عراق و صدام به اذهان عمومي جهان متبادر ميشد كه غرب هم از آن سوءاستفادههاي زيادي كرد، در صورتي كه اگر ما لباس ملي داشتيم حداقل در ظاهرمان هم كه شده تفاوتي فاحش ميان ما و اقوام و كشورهاي منطقه ديده ميشد، زيرا سياستمداران ما بايد با لباس ملي در مجامع و محافل بينالمللي حضور مييافتند نه لباسي كه بيشتر دولتمردان دنيا ميپوشند و اين دغدغهاي است كه حضرت آقا هم همواره داشتهاند ولي بايد گفت «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من/ آنچه البته به جايي نرسد فرياد است» معمولاً واژه لباس ملي انسان را به ياد گاندي رهبر فقيد هندوستان و حركت ارزشمندش در مقابله با لباسهاي انگليسي مياندازد اما ما در تاريخ پرفرازونشيب معاصرمان مجاهدان بزرگي داشتيم كه متأسفانه حتي اندك اشارهاي به آن نميشود براي مثال حضرت آيتالله مرعشي نجفي براي آنكه كشورش به غرب وابسته نشود به غير از جمعآوري كتب نفيس خطي با هزينههاي شخصي يكي ديگر از كارهاي مهمي كه انجام داد آن بود كه ايشان به هيچ وجه از توليدات خارجي و حتي ملزومات آن در لباس خود استفاده نميكرد و لباسهايشان اصلاً دكمه نداشت و به صورت گرهي دوخته شده بود، بنابراين فراموش نكنيم كه لباس ميتواند به تنهايي يك نماد در عرصه فرهنگ و فرهنگسازي براي حمايت از سرمايه و توليد ملي باشد اما تا وقتي كه ما در كشورمان افرادي همچون حضرت آيتالله مرعشينجفي را به عنوان الگو نميشناسيم، چگونه بايد انتظار داشت از اين ضرورت فراموش شده به عنوان اصلي براي فرهنگسازي و حمايت از توليد ملي قدم برداشته شود.