جوان: طنز ناپاك در فيلم بارون كوهن بيش از هر چيز بر ماحصل كار او سايه انداخته است؛ طنزي رك و بيپرده كه براي فضاي اخلاقمحور بسياري از كشورهاي عربي و اسلامي مناسب نبوده است.
به عقيده بسياري از كارشناسان و مفسران جهان عرب، اين طنز ناپاك در كنار سياستي كه تا مغز استخوان «ديكتاتور» رسوخ كرده است، تنها دليل شكست اين فيلم در سينماهاي خاورميانه نيست بلكه نگاه كليشهاي به فرهنگ عرب عمده دليل ناكامي اين فيلم نزد مخاطبان عربزبان به شمار ميآيد.
مصر توانست در پايان رمضان سال ۲۰۰۹ ميلادي به پيشنمايش «ديكتاتور» خود سركي بكشد، البته منظور از «ديكتاتور» نه آن لودگيهاي ساشا بارون كوهن در فيلم جديد «ديكتاتور» است و نه حسني مبارك كه بالاخره بعد از سالها حكومت بار سفر را بست، منظور فيلم پرفروش «عيد فطر» است كه در آن «حسن حسني» بازيگر كهنهكار عربي نقش يك مستبد و ديكتاتور را ايفا كرد؛ فيلمي كه در همان زمان بيشباهت به ديكتاتور واقعي مصر نبود.
درست مانند فيلم «ديكتاتور» كه حوادثش در كشور خيالي «جمهوري وديعه» اتفاق ميافتد، در فيلم «عيد فطر» نيز كشوري خيالي به نام «بامبوزيه» خلق شده بود. در هر صورت در زمان اكران اين فيلم قدرت آنچنان حسني مبارك را درگير خودش كرده بود كه او به هيچگونه شباهتي ميان خود و شخصيت مستبد فيلم پي نبرد و از پيشبيني امكان وقوع حوادث ميدان التحرير در ۱۶ ماه پس از اكران اين فيلم پرفروش غافل ماند. بخشهايي از فيلم «عيد فطر» كه در آن يكي از پسران ديكتاتور فيلم در كمال آرامش اموال و داراييهاي كشور خيالي «بامبوزيه» را به چين ميفروشد و ديگر بخشها به خوبي نشان داد كه در برخي كشورهاي عربي ابزار رسانهاي همچون فيلم و سينما ميتواند مسائل سياسي را از نزديك لمس كند و چه بسا روي آن اثر بگذارد، به همين خاطر براي امريكاييها اكران نشدن فيلم كمدي «ديكتاتور» ساشا بارون كوهن در كشورهايي كه اين فيلم ميتوانست خسارتهاي فراواني را بر آنها تحميل كند، فرصتي بر باد رفته به شمار ميآيد.
فيلم «ديكتاتور» دومين فيلم موفق ساشا بارون كوهن است كه روي شيب تند مسائل ژئوپلتيكي خود بيش از آنكه در امريكا بفروشد، توانسته بازار سينما در كشورهاي غيرامريكايي را به تسخير درآورد، چنانچه ۶۴ درصد از ۱۶۷ ميليون دلار فروش كلي اين فيلم در بازار گيشهاي خارج از مرزهاي امريكا كسب شده است اما چرا پرده نقرهاي سينماهاي جهان عرب پذيراي اين فيلم نشد؟
شما هر گونه ديدگاه سياسي و فرهنگي كه داشته باشيد نميتوانيد به افتتاحيه جشنواره فيلم كن و حضور ساشا بارون كوهن شترسوار در اين جشنواره بنگريد و ادعا كنيد كه اين فيلمساز و بازيگر امريكايي كليشههاي عربي را بازيچه خود قرار نداده است!
چند نمونه از بهترين جوكهاي فيلم «ديكتاتور» همچون بازيهاي ويدئويي المپيك مونيخ يا صحنه مربوط به هليكوپتر جملگي طنزهاي موقعيتي هستند كه تنها با فشار دادن دكمه حساسيتهاي قومي- قبيلهاي اعراب به مرحله طنز و فكاهي ميرسند و در اين بين بسياري از اين جوكها ناپاك نيز هستند.
ايده غالب در فيلم «ديكتاتور» ساشا بارون كوهن، مورد هجو قرار دادن حماقت و خودشيفتگي ديكتاتوري است اما به جاي پرداختن به اصل، پراكندهگوييهاي زيادي صورت گرفته و هر چقدر كه توده شوخيهاي خندهدار درباره تلفظ عربي كلمات در فيلم روي هم تلنبار شده است، گپ فرهنگي بيشتري تحت عنوان طنز ميان فيلم و جوامع عرب شكل گرفته و در نهايت به يك خسارت فرهنگي انجاميده است.
همه اين عوامل دست به دست هم دادهاند تا مفسران جهان عرب با انتقاد از «ديكتاتور» از آن به عنوان فيلمي با درونمايههاي نژادپرستي ياد كنند.
علاءالدين ديكتاتور مضحك فيلم محصول تك تككليشههايي است كه جهان غرب طي مدت چند دهه آنها را از مردان عرب ساخته است. علاءالدين مستبد بيرحمي است كه نسبت به زن و امريكا نفرتي مبهم را در وجود خود حس ميكند و اين تمسخر در كنار طنز ناپاك فيلم، علاوه بر جهان عرب كشورهاي ديگري چون بلاروس، پاكستان، مالزي، تاجيكستان، تركمنستان و قزاقستان را به منع اكران اين فيلم واداشته است.
تقريباً نيمي از فيلم «ديكتاتور» به موضوع نفاق در جهان ليبرال و توسعهيافته كنوني اشاره ميكند و ماجراي سفر علاءالدين به سازمان ملل نيز برگرداني حيلهگرانه از يكي از صحنههاي فيلم «ديكتاتور بزرگ» چارلي چاپلين است اما نمايش دموكراسي كاذب امريكايي در اين فيلم و تمسخر كليشههاي عربي از همان نكتههايي است كه موجب اولويتبندي مخاطبان، طرد عدهاي و جذب عدهاي ديگر شده است.