
در اين ميان سريال شبكه ۳ كه چند دقيقه بعد از اذان مغرب پخش ميشد به دليل ساعت پخش و اينكه بيشترين ميزان مخاطب را داشت، بيش از ساير سريالها مور توجه قرار گرفت و نقد شد. «خداحافظ بچه» كاري از منوچهر هادي است. كارگردان جواني كه پيش از اين در سينما فعاليت داشته و با اين سريال گام در دنياي تلويزيون گذاشت.
هادي مدتها در سينما فعاليت داشته كه بخش اعظم آن امور فني و دستياري كارگرداني بوده است. وي كه دستياري اصغر فرهادي را در «چهارشنبه سوري» برعهده داشت «قرنطينه» را به عنوان اولين كارش در سال ۸۶ كارگرداني كرد و بعد از آن دو فيلم ديگر «يكي ميخواد باهات حرف بزنه» و «دنياي پر اميد» را به پرونده كاري خود افزود كه اولي در نوبت اكران و دومي به دنبال گرفتن پروانه نمايش است. هادي با آنكه در سينما سال شلوغي را داشته اما نخواست تلويزيون را نيز از دست بدهد، مخصوصاً اينكه مخاطبان سريالهاي مناسبتي به مراتب از پرفروشترين فيلمهاي سينمايي نيز بيشتر است.
منوچهر هادي با «خداحافظ بچه» به تلويزيون آمد، اما اين سريال با آنكه بهترين زمان پخش را نيز در اختيار داشت، نتوانست آنچنان كه انتظار ميرفت رضايت مخاطبان را جلب كند. خداحافظ بچه بيشترين نقد را در ميان سريالهاي ماه رمضان به خود اختصاص داد و حتي موضعگيريها و گلايههاي نهادهاي اجتماعي مانند سازمان بهزيستي را برانگيخت. اين سريال داستان تقلاي يك زوج جوان را روايت ميكند كه به دليل مشكل ناباروري زوجه و كتمان آن از خانوادههايشان به دنبال پيدا كردن نوزادي براي خود هستند تا او را به جاي فرزند سقطشده خود معرفي كنند و در اين راه مجبور به انجام انواع و اقسام كارهاي خلاف قانون ميشوند.
ضعف محتوا و فيلمنامه پراشكال، كليت سريال را تحتالشعاع قرار داده بود، به طوري كه تا اواسط كار حتي خود فيلمنامهنويس هم نميدانست كه آخر اين داستان چگونه ميشود، چه برسد به بينندگاني كه سر سفره افطار نشسته و ميخواهند با ديدن سريال ساعات خوشي داشته باشند.
سجاد ابوالحسني نويسنده سريال در گفتوگويي كه در ميانههاي پخش خداحافظ بچه انجام داد، اذعان كرده بود كه سريال داراي پايانبندي نيست و هنوز به دنبال يك پايانبندي خوب براي آن است. ابوالحسني كه در رمضان سال گذشته با نويسندگي سريال «۵ كيلومتر مانده به بهشت» نيز در شبكه ۳ حاضر بود، گويا فرق سريالهاي ۳۰ قسمتي مناسبتي را با مجموعههاي ۹۰ شبي نميداند؛ اينكه در يك مجموعه ۳۰ قسمتي نيز بگذاريم كار به خواسته مردم شكل بگيرد و با بازخوردهايي كه از مخاطبان ميگيريم داستان را سر و شكل دهيم، حاصلش چيزي نميشود جز آشفتگي «خداحافظ بچه» كه معلوم نبود در آخر اين سريال تبليغ بچهدار شدن و ازدياد نسل بود يا بچه دزدي و انجام كارهاي خلاف با توجيهات مندرآوردي كه باعث وهن قانون در جامعه ميشود.
مشكل اصلي اين سريال كه بيشترين ميزان نقد را به آن وارد كرد، خوب جلوه دادن اعمال خلاف براي رسيدن به هدف است. اشاعه شعار هدف وسيله را توجيه ميكند در تلويزيون جمهوري اسلامي و در زماني كه بيشترين حجم از بينندگان پاي برنامههاي تلويزيون نشستهاند، هنري بود كه تنها از عهده «خداحافظ بچه» برميآمد. جالب اينجاست كه مدير شبكه ۳ سيما در مقام دفاع از سريال برآمده و اعتقاد دارد: «اين سريال مخاطب را راضي ميكند.»
توجيه پورمحمدي اين است كه «سريال «خداحافظ بچه» در مجموع سريال شيرين و جذابي بود كه در راستاي تبليغ علاقهمندي به بچهدار شدن در خانوادهها ساخته شد و افزايش و قدر دانستن فرزندان را تبليغ كرد.» اين سؤال را بهتر است خود آقاي پورمحمدي پاسخ دهد كه در كجاي اين سريال تبليغ بچهدار شدن ديده شد؟ با آنكه در چند قسمت شاهد سر راه گذاشتن نوزادان به خاطر فقر والدين و دلايل آنها كه ابراز ميداشتند نميخواهند فرزندشان نيز مانند خودشان در فقر به سر ببرد بوديم يا دلداريهاي مرد به همسر نابارورش كه از دردسرهاي بچهداري ميگفت! شايد منظور آقاي پورمحمدي قسمتهاي پاياني سريال بوده باشد كه به صورت خيلي شعاري پدر و مادر «مرتضي» ميخواهند سريعتر براي نوزاد پسر، خواهري به دنيا بياورند و مانند اينكه يك مقاله را از صفحه سياسي روزنامه بخوانند، مضرات كاهش نسل را با ديد كاملاً سياسي و امنيتي بيان ميكردند و جالب اينجا بود كه «مرتضي» نيز اصلاً با آنها همراهي نميكرد!
به هر حال ماه رمضان امسال هم مانند سال گذشته و سالهاي گذشته، به پايان رسيد و براي مؤمنين حسرت روزهاي مناجات با خداي رحمان بر دل ماند. حال صدا و سيما مانده و سريالهايي كه در طول ايام ماه رمضان براي بينندگانش ترتيب داده بود. با آنكه ميتوان حدس زد در آينده بسيار نزديك در مجلس تقدير و تشكر از بازيگران و عوامل اين سريال آغاز شود و در هر مراسمي از نيكيهاي آن سريال گفته شود و صدا و سيما به خودش آفرين بگويد و جايزه بدهد اما اگر قرار است در سال آينده نيز سريالهاي ماه رمضاني داشته باشيم، از هم اكنون بايد به فكر سفارش فيلمنامه خوب به نويسندگان حرفهاي باشيم و كاري نكنيم كه مانند امسال خود نويسنده هم نداند از دل داستانش چه چيزي بيرون خواهد آمد و با داستاني كه ميبافد، تلويزيون را به آموزشگاه انواع خلافهاي حرفهاي تبديل كند. تلويزيون به قول حضرت امام (ره) دانشگاه است، پس مواظب باشيم چه واحدهاي تحصيلي در آن به دانشجويان كه تمامي مردم ايران هستند، ارائه ميشود.