کد خبر: 476157
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
فاطمه رحيمي
در خبرها آمده بود كه خانم آنجلينا جولي هنرپيشه معروف هاليوودي توانست به رغم انتقاداتي كه از او درباره پرداختن به موضوع زنان آسيب‌ديده بوسني و هرزگوين انجام مي‌شود به پاس توجه به آلام و مشكلات زنان بوسنيايي در جنگ ويرانگر با صرب‌ها به عنوان شهروند افتخاري شهر سارايوو معرفي شود. 

صرف‌نظر از اينكه در اين مورد به خصوص بسياري از زنان‌ آسيب‌ديده از خشونت در جنگ بالكان معتقدند نگاه جولي در فيلم‌ها و فعاليت‌هاي مربوط به آن تابعي از نگاه ايالات متحده به موضوع بالكان است و مانند دخالت نظامي امريكا از سر دلسوزي نبوده و نيست اما واقعيت اين است كه يكي از رموز موفقيت هاليوود و نفوذ و رسوخ فرهنگي غرب در عرصه‌هاي جهاني را مي‌توان در همين حساسيت‌ها و حضورهاي گاه و بيگاه منعكس دانست. 

امريكايي‌ها گرچه به عنوان صاحبان اصلي رسانه‌ها و ماهواره‌هاي تلويزيوني مي‌توانند خود را به عنوان مالك بلامنازع فرهنگ جهاني مطرح نمايند، اما واقعيت اين است كه عوامل فرهنگي اين قدرت هيچ گاه خود را مستغني از حضور همه‌جانبه در عرصه اجتماعي نمي‌دانند و چه به لحاظ پژوهشي و چه به عنوان توليد محصول در جاهايي كه زمينه حضورشان وجود دارد، حاضر مي‌شوند. 

ديپلماسي عمومي يا نفوذ غيرنظامي
ميان اصطلاحات مختلف، اصطلاح ديپلماسي عمومي (ديپلماسي مردم‌محور) در مفهوم امريكايي خود به گونه‌اي فراگير شامل هر دو گونه ديپلماسي فرهنگي و ارتباطي بوده و به كاربرد ابزارهاي بين فرهنگي و ارتباطات بين‌المللي در سياست خارجي معطوف مي‌‌شود. كتاب فرهنگ اصطلاحات روابط بين‌المللي كه به وسيله وزارت امور خارجه امريكا منتشر شده است، ديپلماسي عمومي را برنامه‌هاي مورد حمايت دولت تعريف كرده است كه با هدف اطلاع‌رساني يا تأثيرگذاري بر افكار عمومي در كشورهاي ديگر انجام و شامل انتشارات، تصاوير متحرك، مبادلات فرهنگي، راديو وتلويزيون مي‌‌شود. ايجاد افكار عمومي به وسيله دولت‌ها در كشورهاي ديگر، تعامل گروه‌هاي خصوصي و منفعتي يك كشور با نظايرشان در كشور ديگر، گزارش مسائل خارجي و تأثير آن بر سياست، ارتباط ميان ارتباط‌گران حرفه‌اي مانند ديپلمات‌ها و خبرنگاران خارجي و فرآيند ارتباطات بين فرهنگي از جمله‌ اين ابعاد است. بر مبناي اين ديدگاه در ديپلماسي عمومي‌محوريت با جريان فراملي اطلاعات و عقايد است.
 
نويسندگان غربي ابزارهاي نفوذ يك كشور بر كشور ديگر را به دو دسته رسمي‌‌و غيررسمي تقسيم كرده است. آنها دخالت آشكار نظامي را زير بخش نفوذ رسمي‌ ‌و كمك اقتصادي، كمك نظامي‌‌، دخالت پنهان اطلاعاتي و در نهايت نفوذ آشكار يا ديپلماسي عمومي را زير بخش نفوذ غيررسمي ‌‌برشمرده اند. كيگلي ديپلماسي عمومي را معادلي مؤدبانه‌تر براي واژه تبليغات و به معناي گسترش نظام‌مند اطلاعات به منظور تأثير‌گذاري بر افكار عمومي تعريف مي‌‌كند. دلاني، ديپلماسي عمومي را از ديدگاه روابط عمومي‌‌بين‌المللي «روش تأثيرگذاري مستقيم يا غير‌مستقيم دولت، افراد و گروه‌هاي خصوصي بر نگرش‌ها و افكار عمومي مؤثر بر تصميم‌سازي در سياست خارجي كشور ديگر»تعريف كرده است.
 
سرانجام مي‌توان به تعريف آژانس اطلاعات ايالات متحده اشاره كرد كه ديپلماسي عمومي را به معناي تقويت منافع ملي از طريق شناخت، اطلاع‌رساني و تأثير گذاري بر مردم كشورهاي ديگر و گسترش گفت‌وگو ميان شهروندان و نهادهاي يك كشور و همتايان خارجي آنان تعريف مي‌‌كند. در دهه ۱۹۷۰ رشته علوم ارتباطات به ارتباطات ميان فرهنگ‌ها توجه و آن را از حيطه خاص علوم رفتاري خارج كرد. مطالعات ارتباطات بين فرهنگي، در مورد روابط ارگانيك ميان ارتباطات و فرهنگ، نه فقط از منظر عناصر رفتاري و بيروني بلكه با توجه به اجزاي شناختي نظير نظام‌هاي دريافت و شيوه‌هاي استدلال نظريه‌پردازي كرد.
 
اين رويكرد مردم را نه فقط به عنوان ساختارهاي اقتصادي- اجتماعي و توده‌هاي منفعل جامعه‌شناختي بلكه به مثابه نظام‌هاي فرهنگي مورد توجه قرار مي‌دهد، بنابراين مي‌تواند شكاف‌هاي موجود ميان ملت‌ها و فرهنگ‌ها را از جنبه دروني هر فرهنگ كشف كند. در واقع ارتباطات بين فرهنگي بيشتر بر ارتباطات فردي، رودررو و مستقيم متمركز شده و ارتباطات بين‌المللي بيشتر با ارتباطات جمعي، يك‌طرفه و غيرمستقيم سرو كار دارد. روابط فرهنگي در سه پديده تاريخي جنگ، مذهب و استعمار ريشه دارد. نفوذ و اثرگذاري دو هدف اصلي ديپلماسي فرهنگي است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار