
از سال ۸۸ و با تأسيس تماشاخانه ایرانشهر در کنار خانه هنرمندان و سالن انتظامی و اجرای تئاتر در این سالنها، خانه هنرمندان رنگ تازهای به خود گرفت و خیلیها برای تماشای تئاتر به باغ هنر میآیند. نمایندگان خانه تئاتر، خانه موسیقی، انجمن نقاشان، انجمن طراحان گرافیک، انجمن مجسمهسازان، انجمن خوشنویسان، انجمن شاعران و جامعه مهندسان معمار ایران هم از اعضای تشکیلدهنده شورای عالی خانه هنرمندان ایران هستند. پای صحبت مجید سرسنگی مدیر عامل خانه هنرمندان ایران نشستهایم که در خصوص مدیریت یک سالهاش در خانه هنرمندان و انتقاداتی که گاهي از سوی رسانهها مطرح میشود، بپرسیم.
آقای سرسنگی شما یک سالی است که مدیریت خانه هنرمندان را عهدهدار شدهاید. در این یک سال با انتقاداتی که وجود دارد چگونه مقابله کردهاید؟ مدیریت فرهنگی به طور کلی مشکل است و موانعی که بر سر راه مدیریت فرهنگی قرار دارد باعث میشود روند این مدیریت مدتی پس از آغاز، کند شود، زیرا این موانع نمیگذارند مدیر کار خود را درست انجام بدهد و باید تمام حواسش را بگذارد برای اینکه مثلاً کدام رسانه چه خبری را منتشر کرده تا پاسخش را بدهد. شکر خدا در کشور ما همه در حوزه فرهنگ صاحبنظر هستند و همین نظرها هم متأسفانه جریانهای کاذبی را به وجود میآورد که نهایتاً هم به ضرر سیر فرهنگی در نظام است. من ۲۵ سال است که کار مدیریت فرهنگی میکنم و افتخارم هم این است که مدیون انقلاب هستم.
الان کسانی در حوزه فرهنگ و هنر نفوذ کردهاند که نه تنها به فرهنگ و هنر هیچ علاقهای ندارند، بلکه هیچ گرایشی به انقلاب و دفاع مقدس و رهبری هم ندارند اما با ظاهرفریبی و تنشهاي کاذب باعث میشوند که همان گامهای کوچکی هم که در حوزه فرهنگ برداشته میشود، متوقف شود. در حوزه رسانه هم متأسفانه ما یاد گرفتهایم تنها نکات منفی را ببینیم. اگر قرار باشد کشور و نظام و دستاوردهایی که از دفاع مقدس برای ما مانده به نقاط متعالی برسد و بتواند نسل جوان را مثل نسلهای قدیمیتر خودش تحت پوشش قرار دهد، باید همه دست در دست هم بدهیم و به جای اینکه مقابل هم قرار بگیریم، در کنار هم باشیم. به نظر من رسانه میتواند در اصلاح فعالیتهای حوزه فرهنگی نقش بسزایی داشته باشد. همه اشتباه دارند. مهم این است که برخورد با اشتباهات به چه صورت است. آیا برخورد به گونهای است که اشتباه برطرف شود یا اینکه قصد برکناری یک مدیر از سمتش وجود دارد. در دورانی که ما زندگی میکنیم بزرگترین مشکل این است که برای مسائل سیاسی یکدیگر را قربانی میکنیم.
از زمانی که مسائل سیاسی وارد فرهنگ و هنر ما شده است، فرهنگ و هنر رو به قهقرا رفته است. من افتخار میکنم که در جنگ حضور داشتهام و در نظام اسلامی مدیر بودم. من سابقه حضور در بسیج و سپاه را دارم و اولین مؤسس انجمن تئاتر انقلاب و دفاع و همینطور دبیر اولین همایش نمایش و دین بودم و عمده سابقه تدریس من در دانشگاه تهران، در حوزه نمایش و دین است. به نظر من حوزه فرهنگ و هنر باید مستقیم وصل به ولایت باشد؛ یعنی عالیترین سطح تصمیمگیری در نظام. اما اگر ما به سمت جریانهای سیاسی برویم یا اینکه بخواهیم کسی که عقیده مخالف دارد را نابود کنيم، خسران بزرگی به نظام وارد کردهایم.
برخی از رسانهها تنها به دلیل مشکلات شخصی مطالبی را علیه خانه هنرمندان مینویسند. مثلاً خبرنگاری که از من باج خواهی کرده بود و به دلیل امتناع من از این امر، دست به انتقادات بیپایه و اساسی علیه خانه هنرمندان زده بود. مثلاً اینکه میگویند در خانه هنرمندان سکولارها سر کار آمدهاند؟ چه کسی سکولار است؟ من؟! آن زمان که من و امثال من در جبهه جنگ بودیم، اینها کجا بودند؟ چون کتابی که وزارت ارشاد نظام مجوزش را داده در خانه هنرمندان رو نمایی شده است، ما سکولار هستیم؟! ما که متولی مجوز کتاب نیستیم؟ چرا هنرمندان را سردرگم میکنیم؟ این همه هنرمندان را تحت فشار قرار ندهیم. جامعه خوب جامعهای نیست که هنرمندانش ساکت باشند. چطور میتوانیم ناممان را مسلمان بگذاریم و با این صراحت در خصوص آدمها قضاوت کنیم.
نظرتان در خصوص برخی از ظواهر نامناسبی که در خانه هنرمندان دیده میشود، چیست؟ این افراد در کنار در خانه هنرمندان که لباسهایشان را عوض نمیکنند، اینها از خانهشان با همین لباس میآیند و با همین پوشش در جامعه زندگی میکنند، اگر ما هنر داشته باشیم باید این افراد را فرهنگی کنیم. خدا شاهد است تقیدی که ما داریم، کمتر در مراکز فرهنگی دیده میشود.
در مورد اختلاط در محیط کافیشاپهای خانه هنرمندان و مصرف دخانیات در این محیطها آیا این مسئله را پیگیری کردهاید؟
اولاً که محیط کافیشاپهای خانه هنرمندان اینطور که میگویند نیست و در این زمینه برخیها دست به بزرگنمایی و سیاهنمایی زدهاند. عملکرد کافیشاپها کنترل میشوند. از طرف دیگر وضعیت فرهنگی کافیشاپهای ما مگر چقدر بدتر از وضعیت سایر کافیشاپهای سطح تهران است؟ در دورهای که تئاتر آپارتمانی مد شده و عدهای دور از چشم همه در آپارتمان جمع میشوند و به نام تئاتر هر کار خلافی هم ممکن است انجام دهند، در دورهای که موسیقی زیرزمینی بیداد میکند، ما دو کافی شاپ داریم که جوانان جلوی دوربینهای مداربسته گرد هم میآیند، شما بگویید کدام بهتر است؟ اینکه ما جوان را به محیط فرهنگی خودمان بکشانیم یا اینکه جوانان را راه ندهیم تا به منازل شخصی بروند. اگر ما برای جوانانمان فکری نکنیم دیگران برایشان فکر میکنند.
ما اجرای برنامهای را سالها قبل در خانه هنرمندان داشتیم که در دوره مدیریت پیشین متوقف شد. الان همان گروه دارند برنامههایشان را در سفارتخانهها بدون رعایت حجاب و موازین اسلامی اجرا میکنند. آن موقع گروه جلوی چشم ما بودند و براساس موازین شرعی ما کار میکردند اما الان در سفارتخانه بدون رعایت موازین و اصول اسلامی همان برنامه را اجرا میکنند و کسی هم کاری نمیتواند بکند. از طرف دیگر اگر ما کافیشاپهای خانه هنرمندان را تعطیل کنیم، وضعیت خیلی خوب میشود؟ اگر این اتفاق بیفتد، همین جوانان که اینجا میآیند، به کدام محیطها میروند؟ در ضمن پس از انتقادی که از محیط کافی شاپها شد، مدیران کافیشاپها و رستورانها را دعوت کردم و گفتم که از این به بعد کشیدن سیگار در کافی شاپها ممنوع است و باید رفتارهای مراجعین مورد نظارت قرار گیرد.
گفتم که مراقبت از این محیطها رابیشتر کنید، نه برای اینکه مدیریت شما یا من پایدار بماند، بلکه برای اینکه در وهله اول ما اعتقاد داریم به اینکه فضای فرهنگ باید فضایی سالم باشد که در شأن انقلاب، دفاع مقدس، شهدا، جانبازان و خانوادههای آنها باشد. این اعتقاد ما است. اما ما نمیتوانيم یک شبه جامعه را تغییر دهیم. کار فرهنگی کاری دراز مدت است و آن آدمهایی که فکر میکنند حوزه فرهنگ یعنی حوزه دستور، تجربه سالیان دراز نشان میدهد که اشتباه میکنند، اما در عین حال قوانین شرع و نظام در محیط خانه هنرمندان رعایت میشود و در صورت بروز خلاف، با خاطیان برخورد میشود.
از طرف دیگر در سایر محیطها و برنامههای فرهنگی هم وضعیت متفاوت با خانه هنرمندان برقرار نیست. شما مثلاً بروید محیطهای کنسرتها و سایر گردهماییهای هنری را ببینید و بعد بگویید آیا این محیطها بهتر از خانه هنرمندان است؟ از سوی دیگر ما اعتقاد داریم که مدیر فرهنگی معتقد به نظام کسی است که امروز خوب کار کند. هیچ کسی نیامده بگوید یعنی چه که شما در یک سال برای خانه هنرمندان برنامه ۵ ساله تدوین کردهاید؟ برای اولین بار یک مرکز فرهنگی پیدا شده که برنامه ۵ ساله داشته باشد. ما هر ماه یک بار مراسم سرو هنر برگزار میکنیم و هر بار تجلیل یک هنرمند سنتی است.
در زمانی که موریانه مدرنیسم غلط، به جان هنرهای سنتی افتاده است، ما داریم به هنرهای سنتی میپردازیم، این یعنی کار دینی کردن نه شو آف دادن. نقش ما در خانه هنرمندان، کار درست، عمقی و دراز مدتی برای فرهنگ و هنر کشور در چارچوب ارزشهای نظام و توسعه فضای هنری است.
برخوردتان در مقابل انتقادات رسانهای چه بود؟ من فکر میکنم دشمن از این اختلافات میان ما خوشش میآید. من هم گفتهام که ما پاسخ رسانههای منتسب به نظام را نمیدهیم چون نمیخواهیم دشمنانمان را شاد کنیم. من اگر قرار باشد بگویم که خانه هنرمندان را با چه شرایطی تحویل گرفتم و چطور سر و سامانش دادم، بهت میکنید. کار من بر سر تکلیف است. این هنرمندان زیر چتر نظام هستند و خود مقام معظم رهبری میفرمایند جذب حداکثری، در عین حال هم باید مواظب بود که فضا از دست نرود. ما باید هنرمندان را جذب حداکثری کنيم و شخصیتمان باید گویای هویت فرهنگی نظام باشد. مدیر مسلمان فرهنگی و هنری نمیتواند پرخاشگر باشد و به ریشههای نظام بزند.
من میتوانم از این انتقادات شکایت کنم اما این کار را نمیکنم چون نمیخواهم دشمنان از دعواهای ما خوشحال شوند و این درگیریها را تیتر خبرهاي خود کنند. زمانی که ما داشتیم بازار خانه هنرمندان را با جیب خالی میساختیم، یکی از رسانهها تیتر زد که خانه هنرمندان مکانهاي فرهنگی را تبدیل به رستوران میکند! در حالی که سه مغازه تبدیل به بازار فرهنگی و هنری شده بود. اما کسی نمیآید بگوید خانه هنرمندان ایران در حال تالیف اولین دایره المعارف هنر تشیع است.
به غیر از تألیف اولین دایره المعارف هنر تشیع، چه کارهایي در فهرست فعالیتهای خانه هنرمندان در حوزه دین و انقلاب قرار میگیرد؟ به عنوان مثال نمایشگاههای نقاشی، عکس و پوستر، تئاتر و همایشها و نشستهای متعدد با موضوعات دین و انقلاب و دفاع مقدس، گردهماییهای بسیج هنرمندان، برگزاری مراسم آیینی و دینی در روزهای عزاداری لیالی قدر در بوستان هنرمندان، اجرای مجالس تعزیه، مراسم افطاری، سمفونیها و کنسرتها با موضوع جنگ و دفاع مقدس، نمایش پوکههاي برنجی، نکوداشتهای بزرگان دفاع مقدس و یادبود شهدای جنگ تحمیلی، نمایشگاه ویدئو آرت و چیدمان با موضوع محرم، برگزاری نمایشگاه با موضوع وال استریت، شب شعرهایی با مضامینی دینی و انقلابی و. . .
ماجرای اینکه خانه هنرمندان برای برگزاری نشست خبری آقای علیزاده کرایه سالن مطالبه کرده بود و اظهارات مدیر روابط عمومی در نشست خبری کنسرت «آن و آن» در انتقاد به عملکرد خانه هنرمندان چه بود؟ خانه هنرمندان ایران یک NGO است و برای ادامه حیات خودش باید درآمد داشته باشد. ۴۰۰ میلیون تومان شهرداری به ما کمک میکند، ۱۰۰ میلیون تومان هم ارشاد اگر کمک کند، ۲۰۰ میلیون خودمان از محل فروش بلیت و تماشاخانه درآمد داریم، اما در سال یک میلیارد و ۶۰۰ ميليون تومان تنها هزینه پرسنلی ماست، یعنی با این یکمیلیارد و ۶۰۰ ميليون تومان فقط هزینههای پرسنلی مان را پرداخت میکنیم و اگر بخواهیم کار کنیم نیاز به پول داریم. مصوبهای در شورای عالی داریم که براساس آن برنامههای انجمنهاي وابسته مانند انجمن مجسمهسازان یا خانه موسیقی و تمام ۱۲ صنفی که شورای عالی را تشکیل میدهند، رایگان است.
برنامههای غیر انتفاعی مانند بزرگداشت اساتید یا مراسمهای ترحیم، هم رایگان است، اما یکسری از برنامهها هستند که انتفاعي هستند یعنی کسی میخواهد کنسرت بگذارد و بلیت بفروشد یا نمایشگاه بگذارد و کتاب بفروشد یا سالن را برای نشست خبری کنسرت اجاره کند. تعرفهای برای اینگونه برنامهها تصویب شده است. مدیر روابط عمومی کنسرت آقای علیزاده مدعی بودند که نباید هزینهای از بابت اجاره سالن پرداخت کنند، البته شخصیت آقای علیزاده جدای این حرفهاست و خانه هنرمندان متعلق به خود ایشان است، اما زمانی که مدیر روابط عمومی با روابط عمومی ما مذاکره میکند، وضعیت متفاوت میشود و نرخها بر اساس قانون به آنها گفته شده است. در حالی که اجاره سالن برای نشست پول دو قطعه بلیت کنسرت در بازار سیاه هم نبود. همین مسئله باعث کدورتی شد که خدا را شکر بعدها برطرف شد. از طرف دیگر اگر قرار باشد ما همه برنامههایمان را رایگان برگزار کنیم، میتوانیم اینجا را مدیریت کنیم؟ خب همه دوست دارند بیایند برنامههای فرهنگی و هنری شان را اینجا برگزار کنند. با این حال از هر ۱۰۰ برنامهای که در خانه هنرمندان برگزار میشود، ۹۵ برنامه رایگان است.
برخی میگویند که قیمتهای بالای بلیت تئاتر در تماشاخانه ایرانشهر و خانه هنرمندان یکی از موانعی است که مخاطبان برای تماشای اجراهای این سالنها با آن روبهرو هستند. نظرتان در این خصوص چیست؟ مگر بلیت چقدر گران است؟ بلیتهای ما ۲۰ هزار تومان است، بلیتهای تئاتر شهر ۱۰ هزار تومان. این در حالی است که تئاتر شهر ۱۸ میلیارد تومان بودجه دارد، در حالی که بودجه خانه هنرمندان ۴۰۰ میلیون تومان است.
چرا بودجه خانه هنرمندان با حمایت دولت و شهرداری بیشتر نمیشود؟ امیدوارم رسانهها به جای نقد، کمی هم به بودجه کم فرهنگی در جامعه بپردازند. خانه هنرمندان یک بخش خصوصی است و ارشاد به ما پولی نمیدهد. من اگر بودجه ۲۰ میلیاردی داشتم، بلیتها را رایگان میکردم. تئاتر شهر چقدر فروش دارد؟ تماشاخانه ایرانشهر هیچ کمک دولتی ندارد و باید با پول گیشه، خودش را بچرخاند. همانطور که ما بليت ۱۵ و ۲۰ توماني داریم، بليت ۵ هزار تومانی هم داریم. ما بعضی روزها برای دانشجویان اجرای ویژه میگذاریم، حتی تصمیم داریم در آینده برای کسانی که قدرت خرید ندارند، پرداخت آزاد بگذاریم یعنی اگر کسی ۲ هزار تومان هم بدهد اشکالی ندارد، اما زمانی که قرار است مجموعهای را مدیریت کنیم، باید امکانات مالی آن را هم داشته باشیم. چرا ایرانشهر به یکی از مراکز مهم تئاتر کشور تبدیل شده است؟ شما فردا بگویید بلیت ایرانشهر ۵ هزار تومان شده است، گروهها نمیتوانند با این پول بلیت از پس هزینههایشان بر بیایند. در ضمن ما تنها ۲۰ درصد از هزینه گیشه را میگیريم که این ۲۰ درصد را هم خرج تبلیغات گروه میکنیم. اگر گروهی این ۸۰ درصد گیشه را نگیرد، نمیتواند در ایرانشهر اجرا کند.
چرا شهرداری، هزینههای خانه هنرمندان را بیشتر از این ساپورت نمیکند، در حالی که شهرداریها در بسیاری از نقاط دنیا، یکی از مهمترین نهادهای حمایتگر تئاتر هستند.
الان هم شهرداری کمک میکند، اما شهرداری هم تا حدی میتواند کمک کند. ما وابسته به شهرداری که نیستیم بلکه یک مؤسسه فرهنگی و هنری مستقلیم. شهرداری همین الان هم در حال خرید یک ساختمان پنج طبقه برای انجمنها در ضلع شمالی پارک است و یک زمین هم در داخل پارک برای ساخت سالن جدیدی در اختیار ما گذاشته است.
همان سالن شماره ۳ ایرانشهر؟ بله.
بالاخره کارسالن شماره ۳ ایرانشهر به کجا رسید؟ زمین الان آماده است و بتن ریزی هم انجام شده و زمین هم در اختیار آقای حداد قرار گرفته است. اسپانسر اصلی ما شهرداری است. دکتر قالیباف و دکتر ایازی هیچ وقت خانه هنرمندان را تنها نگذاشتند، اما کمکهای شهرداری هم سقف دارد و این سقف را شورای شهر تهران مقرر میکند. شورای اسلامی شهر تهران، سال گذشته ۵۰۰ میلیون تومان را برای بودجه خانه هنرمندان مقرر کرده بود که امسال به مبارکی ورود ما ۱۰۰میلیون از آن را هم کم کردند!
آقای سرسنگی! خبری چندی پیش در رسانهها مطرح شد، مبنی بر اینکه داریوش مهرجویی قصد اجرای نمایشی در ایرانشهر را داشته اما مدیران تماشاخانه از رزرو سالنها تا دو سال آینده سخن گفتند و به همین دلیل نمایش مهرجویی به ایرانشهر نرسیده است. ماجرا از چه قرار بود؟ اولاً که ما این خبر را تکذیب میکنیم. ما به عنوان یک کمپانی خصوصی تئاتر، مثل تمام کمپانیهاي تئاتر به سمت رعایت استانداردها بین المللي حرکت میکنیم. یکی از این استانداردها این است که یک کمپانی تئاتر باید برنامه یک سالهاش را بداند. ما برای اولین بار در تئاتر کشور که امروزش از فردا خبر ندارد، آمدیم و برنامه یک ساله برای ایرانشهر ارائه دادیم. ما از دیماه سال ۹۰، برنامه سال ۹۱ را ارائه دادیم و قرارداد داریم، تا به حال چه زمانی در تئاتر کشور ما چنین برنامه ریزیای داشتیم. از یک طرف ما میگوییم که باید تئاتر کشورمان حرفهای شود، از طرف دیگر چون این قضیه به ضرر خودمان است، به این مصادیق آن اعتراض میکنیم. در تئاترهای دنیا بعضی اوقات تا سه سال برنامههایشان را بستهاند. ما فقط برنامه ۹۱ را بستهایم و اینطور نیست که تا سه سال بعد را بسته باشیم. آقای مهرجویی یا هر دوست عزیزی که میخواهند در ایرانشهر اجرا بگذارند، باید مانند همه درخواست بدهند تا شورای انتخاب ما کارها را بررسی و برای سال آینده تصمیم گیری کند. برخی هم میخواهند با جوسازیهایی مانند اینکه ایرانشهر تا سه سال دیگر رزرو است، تئاتریها را از ما ناامید کنند.
ماجرای تأسيس مرکز صحتشناسي آثار هنري در خانه هنرمندان که شما در شروع مدیریتتان وعدهاش را داده بودید، به کجا رسید؟ این مرکز تأسيس شده است و ما تشخیص صحت آثار هنری را در کنار قیمت گذاری آثار انجام میدهیم. این مسئله باعث میشود که تقلب در خرید و فروش آثار از بین برود.
خانه هنرمندان در خصوص بیمه هنرمندان هم فعالیتهایی داشته است؟ ما یک عده از هنرمندان را بیمه کردهایم و الان هم آمادگی داریم که اگر هنرمندان بخواهند از امکانات بیمه استفاده کنند، این کار را انجام میدهیم، البته طبیعتاً بحث بیمه هنرمندان مربوط به وزارت ارشاد است اما ما با کمک شهرداری و با توجه به اینکه من معاونت هنری شهرداری را هم بر عهده دارم، کمکهایی به هنرمندان بیمار ارائه میدهیم. ما هفتهای دو بار به عیادت هنرمندان بیمار میرویم و وضعیتشان را بررسی میکنیم. امیدواریم وزارت ارشاد فکری به حال بیمه هنرمندان کند. اگر هنرمندان بیمه خوبی داشته باشند هنرمند میتواند از همه بیمارستانها استفاده کند و دیگر نیازی نيست به بیمارستانی برای هنرمندان که اصلاً معلوم نیست چه تخصصهایی و چه امکاناتی در آن مهیاست، برود.
شما در گفتوگوهایتان از حمایت هنرمندان جوان و مستعد در خانه هنرمندان گفته اید، در حال حاضر چه تمهیداتی برای جوانان در خانه هنرمندان ایجاد شده است؟
بیشتر برنامههای مربوط به جوانان است، مثلاً در همین برنامه گرافیک-موسیقی، تماشاخانه انتظامی و ایرانشهر یا گالریها و نمایشگاهها همواره در کنار یک هنرمند پیشکسوت یک هنرمند جوان را هم داریم. از طرف دیگر ما برنامهای داریم که از اول مهرماه امسال دانش آموزان مدرسه را برای تماشای برنامههای خانه هنرمندان بیاوریم که اگر کسی ذوق هنری دارد، متبلور شود، این کار شاید الان جواب ندهد، اما ۲۰ سال دیگر حتما جواب میدهد. یکی از نگرانیهای من این است که ما حوزه هنر را گلخانهای تربیت میکنیم و اقتصاد هنر را ترویج نمیکنیم.
در مورد آموزشهاي هنر چطور؟ آیا طرحی به عنوان مثال مانند دانشگاههاي علمی - کاربردی دارید؟ بله. ما طرح دانشگاه مجازی هنرهای ایرانی و اسلامی، تحت عنوان مکتب عالی هنر داریم که قراردادش بسته شده و کارهایش پیشرفت ۶۰ درصدی داشته است. برای اولین بار در ایران یک دانشگاه مجازی تشکیل شده که هم هیئت علمیاش بین المللی است و هم دانشجویان و این در این سطح عالی به آموزش هنر در این دانشگاهها میپردازد.