
اين سريال به كارگرداني رضاكريمي و تهيهكنندگي محمدرضا تخت كشيان توليد شده است و بازيگران اصلي و مطرحي چون رضا كيانيان، افسانه بايگان، شهرزاد كماليزاده و خاطره حاتمي كه عضو يك خانواده هستند در اين سريال به ايفاي نقش پرداخته اند. شهرزاد كماليزاده دراين سريال نقش «بهاره» دختر بزرگ خانواده اميري را بازي ميكند. از همين رو با وي به گفتوگو نشستيم كه در ادامه ميآيد.
خانم كماليزاده در ابتدا بفرماييد كه شما تنها بازيگر نقش «بهاره» بوديد يا كانديداهاي ديگري هم مدنظر بودند؟ خير، من تنها كانديداي بازي در نقش بهاره نبودم وآنطوري كه شنيدم با چند خانم ديگر هم براي ايفاي نقش بهاره صحبت شده بود.
قبلاً تجربه همكاري با كارگردان يا تهيهكننده اين كار را داشتيد يا خير؟
راستش من دو سال پيش با كارگردان راه طولاني يعني آقاي رضا كريمي افتخار همكاري در فيلم سينمايي «آدمكش» را داشتم.
چه كارهايي و چه تمرينهايي براي ايفاي درستتر نقش بهاره انجام داديد؟ قبل از اينكه تصويربرداري شروع شود ما بايد به يك شناخت كافي و وافي درمورد نقش برسيم تا بتوانيم آن نقش را به صورت صحيح و قابل قبول ارائه كنيم. خود من بعد از اينكه فيلمنامه را خواندم با كارگردان و نويسندگان كار، ارتباط كاريام شروع شد و تمام بحثهاي ميان ما حول بهاره و نقش و جايگاه او در داستان ميچرخيد و كارگردان و نويسندگان كمك كردند كه من به يك شناخت رواني و شخصيتي از بهاره برسم و با توجه به بازخوردهاي كار فكر ميكنم اين اتفاق افتاده است.
فكر نكنم كه قبل از سريال راه طولاني با آقاي كيانيان همبازي بوده يا با ايشان كار كرده باشيد، اينطور است؟ خير. متأسفانه من قبل از اين كار افتخار همكاري با آقاي كيانيان را نداشتم و راه طولاني اولين تجربه بازي من با آقاي كيانيان است.
از آنجايي كه كار با بازيگراني مثل آقاي كيانيان آرزوي بازيگران جوان است، در لحظهاي كه فهميديد قرار است نقش دختر آقاي كيانيان را بازي كنيد، چه احساسي به شما دست داد؟ خب مسلم است كه با شنيدن اين خبر خيلي خوشحال شدم، به خصوص اينكه قبلاً تجربه بازي با ايشان را نداشتم و در واقع همكاري با گروه راه طولاني براي من افتخار بود؛ افتخاري كه با آقاي كيانيان و خانم بايگان همبازي بودم و از اولين روز تا آخرين روز كار كه گروه با هم در حال كار كردن بوديم، همهاش خاطره است و كسب تجربههاي خوبي از پيشكسوتاني مثل آقاي كيانيان و خانم افسانه بايگان نتيجه همكاري با اين گروه بود.
در جايي از سريال خانواده اميري متوجه ترك خانه و شبهه فرار بهاره از خانه ميشوند، اما بهاره به خانه برميگردد و نامهاي را نشان ميدهد كه دليل بيرون رفتن از خانه را درآن نوشته بود و بعد از آن مضامين نامه را بهاره ميخواند و بعد از چند قسمت اميري در مقابل مخالفت همسرش در رفتن به خانه جديد نامه را نشان همسرش ميدهد و اين نامه طيبه را سخت به هم ميريزد. آيا به هم ريختگي و آشفته حالي طيبه به خاطر مضمون نامهاي است كه خوانده ميشود؟ نه اينطور نيست. زماني كه اعضاي خانواده متوجه غيبت بهاره ميشوند نامه روي زمين و دور از چشم اهالي منزل افتاده بود و بهاره زماني كه به خانه برميگردد در مقابل اعتراض خانوادهاش به بيخبر رفتن او، به نامه اشاره ميكند و در مقابل چشم اعضاي خانواده نامه را برميدارد و شروع به خواندن آن ميكند. در حالي كه چيزي كه ميخواند با چيزي كه در نامه نوشته شده كاملاً با هم فرق دارد و در واقع براي ردگم كردن فيلم بازي ميكند.
اما چنين مفهومي به مخاطب منتقل نميشود. اين در حالي درست است كه در ادامه داستان نامه مثل يك كاراكتر بخشي از بار دراماتيك داستان را به دوش بكشد و در ادامه حقيقت روشن شود، آيا اينگونه است يا مقوله نامه دراينجا به اتمام ميرسد؟ اين حدس شما درست است. وقتي كه خانواده در مقابل اشاره بهاره به نامه مجاب ميشوند، بهاره نامه را پاره ميكند و پدرش در فرصتي مناسب تكههاي پاره شده را به هم ميچسباند و متوجه خلاف ادعاي بهاره با مضمون نامه ميشود، اما مسئله به همين جا ختم نميشود و اين نامه تا آخر داستان اصلي يك داستان ديگر دارد كه بخشي از ماجراي داستان اصلي را تشكيل ميدهد و الان نميتوانم اشارهاي به آن بكنم چون با كوچكترين اشارهاي داستان لو ميرود.
حرف اصلي اين سريال حرف بسياري از جوانان امروزي است كه در مقابل زحمات اولياي خود به آنها ميگويند: شما براي ما چه كار كردهايد؟ و واكنش اوليا به چنين سؤالي عواقب بدي مثل مصيبتهايي كه اميري دچار آنها ميشود را در پي دارد. به نظر شما اين مقوله كه نگاه تازهاي هم به معضلات اجتماعي است، چقدر جاي كار دارد؟ همانطور كه شما اشاره كرديد، اين مسئله كه ساختار محتوايي سريال راه طولاني را تشكيل ميدهد، مشكلي است كه بسياري از خانوادهها درگير آن هستند، براي همين يك گروه نمايشي بايد بعد از آنكه اين مسئله را به صورت جمعي يا فردي ريشهيابي كرد، ضمن اينكه در اين ريشهيابي نياز جوانان امروزي هم در كار لحاظ شود، بعد ببينيم چطور ميشود اطلاعرساني كرد و از چه موضعي بايد وارد شد كه حداكثر تأثيرگذاري بر جامعه و جوانان را داشته باشد، آن وقت به اعتقاد من به يك كار تأثيرگذار ميرسيم كه نه يك بار و دو بار بلكه بايد مكرر آن را با روايتهاي مختلف تكرار كرد، با اين همه من فكر ميكنم با زحمتي كه بازيگران و عوامل سريال راه طولاني متحمل شدهاند، اين سريال پيام خودش را داده و جوابش را گرفته است.
من فكر ميكنم در پس روابط كاري آرام بهاره و دندانپزشك جنجالي نهفته است كه خود آن به تنهايي يكي از مهمترين محورهاي داستان محسوب ميشود كه در وهله اول خود بهاره را درگير ميكند. اين حدس درست است؟ بله، اينطور است. اتفاقاً عادتي كه من دارم اين است كه از مخاطبان دور و اطراف خودم وضع حركت داستان را ميپرسم. در اين كار هم خيليها در ذهنشان داستان را پيش بردهاند و پايانهاي مختلفي براي كار تصور كردهاند، اما جالب اينجاست كه هيچكدام داستان و پايان سريال را نتوانستهاند حدس بزنند، براي همين هم رابطه دكتر و بهاره مواردي را پيش ميآورد كه حتي نميتوان به آنها فكر كرد.
اين موردي كه به آن اشاره كرديد در واقع يك موفقيت بزرگ براي تلويزيون است. موفقيت در زماني حاصل شده كه همه به ضعف فيلمنامهها اعتراض دارند، به نظر شما چنين موفقيتي از كجا نشأت ميگيرد؟ موفقيت اين كار را بايد از ابتدا به خاطر هماهنگي بين بخشهاي مختلف دانست و زحمت عمده كار به نظر من روي دوش كارگردان بود، ضمن اينكه به همان ميزان هم متن و فيلمنامه به توفيق اين كار كمك كرد چون فيلمنامه اين سريال بر عكس بسياري از سريالهاي ايراني كه نوشته يك نفر است،با قلم چند نويسنده نوشته و بازنويسي شده بود و اين مسئله به اعتبار و غناي كار ميافزايد و همانطور كه نقش و داستان را ديديد، آنقدر واقعي است كه خيليها به راحتي آن را ميپذيرند و با آن همذاتپنداري ميكنند.