
ضربالمثلي است كه ميگويد «اين قصه سر دراز دارد»، منظور از قصه احتمالاً داستان خانه سينما است كه واقعاً سر درازي دارد و معلوم نيست آخرش به كجا يا ناكجا خواهد رسيد. خانهاي قرار بوده مسئوليت صنوف سينمايي را داشته باشد؛ خانهاي كه اساسنامهاش را شوراي فرهنگ عمومي تصويب كرده است، اساسنامهاي كه توسط مديران خانه دچار تغييراتي ميشود، مديراني كه معلوم نيست طرف ما هستند يا طرف آنها (آنها را غير خوديها بخوانيد)، تغييراتي كه در اساسنامه داده شد و بندهاي آن جابهجا شد، بندهايي كه مغاير قانون بود، وزارت ارشادي كه ميخواست قانون را اجرا كند، قانوني كه به بسته شدن خانه انجاميد، بسته شدني كه به دادگاه كشيده شد، ديوان عدالت اداري رأي وزارت ارشاد را نقض كرد، نقض رأيي كه از سوي مديران خانه سينما به عنوان پيروزي و بازگشايي خانه اعلام شد، وزارت ارشادي كه براي نقض رأي دليل آورد، شوراي فرهنگ عمومي كه همزمان با وزارت ارشاد رأي انحلال خانه را صادر كرد، مأموري كه براي پلمب خانه سينما به خيابان سمنان رفت، افرادي كه در خانه بست نشستند تا خانه بسته نشود، مأموري كه معذور نبود و كارش را انجام نداده برگشت. كساني كه در خانه بست نشستند خوشحال شدند، فردايش تجمع شد، شعار داده شد و باز هم خانه بسته نشد.
اگر از مرحوم فردوسي ميخواستيم درباره اين قضايا شعري بسرايد، بيشك تعداد ابيات شعر چيزي كمتر از شاهنامه نداشت، تنها فرقش اين بود كه فردوسي ميدانست آخر شاهنامه چه خواهد شد ولي ما نميدانيم كه آخر داستان خانه سينما چه ميشود. بدبينانهترين نوعي كه ميتوان پيرامون داستان خانه سينما اظهار نظر كرد اين است كه قصه خانه سينما بودار است. خيلي هم بودار است، بوي بدي هم ميدهد. بالاخره يا كار با اصلاح درست ميشود آنگونه كه صنوف سينمايي ميگويند و ميتوان با همان ساختار اما با اصلاح اساسنامه ادامه كار داد يا نميشود آن را درست كرد كه حرف وزارت ارشاد است و بايد خانه را منحل كرد و اموالي را كه از بيتالمال به آنجا اختصاص داده شده است، به خزانه دولت بازگرداند.
اينكه در فضاي غبارآلود هر بار هر كسي مسئول يا غيرمسئول با ربط يا بيربط، مغرض يا مصلح بخواهد در مورد خانه سينما حرفي بزند، رسانهها هم آن را منعكس كنند و بعدا ز آن موجي از تأييد و تكذيب راه بيفتد بسيار خستهكننده و فرسايشي شده است. جنگي كه امروز به راه افتاده چه حاصل و سودي براي سينماي ايران داشته ؟ كدام يك از خواستههاي صنفي سينماگران در اين ميان مرتفع شده است ؟ بهتر نيست كمي از اين غبار فاصله بگيريم ؟ تا كي بايد آب را گلآلود كرد تا عدهاي از آن ماهي بگيرند ؟ مديران و تصميم گيراني كه در حل كردن معادله تك مجهولي خانه سينما واماندهاند، چطور ميتوانند براي سينماي بيمار ايران نسخهپيچي كنند؟ ما هنوز منتظر هنرنمايي دوستان هستيم.