کد خبر: 471895
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۸:۰۹
گفت‌وگو با كارگردان نمايش «آيينه‌دار صبح»
امين خرمي

در ميان ابواب هنر، ادبيات در دو شاخه مكتوب و منظوم و تا حدودي رسانه ملي در خلق آثاري كه بتواند داشته‌ها و مباني معرفتي و ريشه‌اي انقلاب اسلامي را براي نسل‌هاي آينده معرفي كند و در معرض ديد عموم قرار دهد توفيقي محدود داشته‌است اما رسانه‌اي جذاب و پرمخاطب مانند سينما يا هنري فاخر و فرهنگ‌ساز مانند تئاتر در اين امر تا حدود بسياري از قافله توليدات جامانده‌اند و علامت سؤال بزرگي را در ذهن مخاطبان خود به‌وجود آورده‌اند كه چرا با وجود چهره‌ها و شخصيت‌هاي بزرگي چون امام خميني(ره)، روحانيون بزرگ و خدوم انقلاب اسلامي يا فرماندهان دلير و شجاع دفاع مقدس دو حوزه سينما و تئاتر نتوانسته‌اند رسالت خود را در راستاي توليدات هنري به درستي ايفا كنند. 

در ميان باغ بي‌برگي از توليدات آثار نمايشي با محوريت شخصيت‌هاي تأثيرگذار در نظام جمهوري اسلامي ايران اين روزها نمايشي با عنوان «آيينه‌دار صبح» در تالار مهر حوزه هنري به روي صحنه رفته كه برگرفته از روزهاي پرفروغ تاريخ انقلاب اسلامي و شخصيت امام‌خميني (ره) است و در اين ميان نكته مهم آن است كه كارگرداني اين اثر هنري را جواني از جوانان همين انقلاب بر عهده گرفته است و به عنوان اولين نمايش در تاريخ تئاتر سه دهه اخير كه با موضوع امام‌خميني(ره) توليد شده، انصافاً توانسته اثري مطلوب و موفق را براي اجراي صحنه‌اي آماده سازد. در ادامه گفت‌وگوي صميمانه نيما گودرزي، نويسنده و كارگردان اين اثر را درباره چرايي و چگونگي توليد نمايش «آيينه‌دار صبح» از خاطر مي‌گذرانيد.


آقاي گودرزي بدون مقدمه به سراغ مهم‌ترين سؤال اين گفت‌وگو برويم، چرا با وجود گذشت ۳۳ سال از انقلاب اسلامي تا پيش از نگارش و توليد نمايش «آيينه‌دار صبح» توسط شما، هيچ اثري با محوريت شخصيت امام‌خميني(ره) در تئاتر كشور ما با وجود ريشه‌هاي انقلابي و اسلامي اين ايام تاكنون شكل نگرفته بود؟
بدون هيچ اغراقي بايد اذعان داشت كه توليد آثار نمايشي با اقتباس از زندگي شخصيت‌هاي جريان‌ساز انقلاب اسلامي به خصوص با محوريت زندگي طلايه‌دار اين انقلاب، يعني امام خميني(ره) به عنوان بنيانگذار انقلابي جريان‌ساز در برابر كاخ مستحكم رژيم طاغوت كاري بسيار دشوار اما در عين حال لذت‌بخش است. به اعتقاد من مهم‌ترين عامل در راه توليد آثار هنري به ويژه هنر فاخر تئاتر با استناد به مفاهيم ناب و زندگي پرافتخار امام خميني(ره) توجه به كار پژوهشي و مطالعاتي است. 

به شخصه دغدغه توليد چنين اثري را سال‌هاست به دليل علاقه قلبي به ابعاد متعدد شخصيت امام خميني (ره) در ذهن داشتم و بيش از دو سال براي نگارش اين متن تنها به مطالعه در تاريخ انقلاب اسلامي ايران پرداختم. در اين ايام با موارد متعددي جهت خلق يك درام رو‌به‌رو شدم و با هر فراز از كار مطالعاتي نكته‌هاي فراوان و جذابي را براي توليد يك اثر نمايشي براي خود يادداشت مي‌كردم و هربار كه شروع به نوشتن مي‌كردم با عظمتي از مفاهيم و لايه‌هايي از اتفاقات رو‌به‌رو مي‌شدم و مي‌ترسيدم كه در خلق يك اثر صحنه‌اي نتوانم مطلب را به درستي و همانند آنچه در تاريخ به وقوع پيوسته به مخاطب ارائه دهم و دست از كار مي‌كشيدم و بار ديگر به مطالعه و پژوهش اسناد بيشتري مي‌پرداختم. 

واقعاً نمايش، هنري است كه با عشق هنرمندان و فعالان اين رشته تا به امروز به حيات خود ادامه داده است و به دليل آنكه متأسفانه بازدهي مطلوب اقتصادي براي هنرمندانش ندارد با مشكلات عديده‌اي در راه توليد آثار خود رو‌به‌رو است. با وجود اين مشكلات آشكار مي‌توان نتيجه گرفت كه فرصتي براي كار مطالعاتي و نگارش متوني با استناد به زندگي و اتفاقات چهره‌هاي جريان‌ساز انقلاب اسلامي به سبب تمركز بالاي توليدكنندگان چنين آثاري كمتر وجود دارد يا بهتر است بگوييم اصلاً وجود ندارد. 

اگر اين مسئله را آسيبي براي تئاتر حرفه‌اي كشور در نظر بگيريم، براي رفع آن‌چه بايد كرد؟
ببينيد تئاتر ما در كلام حرفه‌اي است و در عمل كمتر با ساختاري حرفه‌اي در بدنه هدايت، توليد و اجراي آثار نمايشي رو‌به‌رو است. اين امر نه متوجه مسئولان است و نه هنرمندان! در حقيقت مشكلي ريشه‌اي و بطني است و اگر خواستار رفع آن باشيم بايد در حقيقت نگاه‌مان به جريان توليد آثار نمايشي را در كشور به صورت ريشه‌اي تغيير دهيم. 

از نمايش «آيينه‌دار صبح» بگوييد، داستان اين نمايش از كجا در ذهن شما شكل گرفت؟
آنچه در مطالعه تاريخ انقلاب من را به خود جذب كرد حضور يك كارگر ساده و از طبقه پايين جامعه در استان قم به نام ابراهيم فخار بود كه در آن شرايط سخت سلطنت رژيم پهلوي، شبي امام زمان(عج) را در خواب مي‌بيند كه به وي مي‌فرمايد:«روحاني به نام خميني به زودي وارد خواهد شد و شرايط را اصلاح خواهد كرد». 

وي فرداي آن روز اين خواب را براي مادر خود و مردمان شهر قم تعريف مي‌كند و توسط «ساواك» (نيروي امنيتي رژيم شاه) دستگير مي‌شود، بعد از انقلاب و با آزادي اين فرد او به تهران مي‌آيد و متولي مسجدي در قلهك مي‌شود و تا زمان جنگ كه به جبهه مي‌رود در آن مسجد به خدمت مشغول مي‌شود. 

تا اينجاي داستان كاملاً مبتني بر واقعيت در تاريخ معاصر كشور به روايت داستان مي‌پردازيم اما بخش دوم را براي آنكه بتوانم در بطن اين نمايش نقبي هم به حماسه هشت سال جنگ تحميلي بزنم با توجه به تخيل خود داستاني فرعي را وارد نمايش كردم و آن اينكه ابراهيم فخار در زمان جنگ نذر مي‌كند كه بعد از پيروزي ايران با پاي برهنه به نزد امام خميني(ره) مشرف شود اما زماني كه به اداي اين نذر مي‌پردازد امام خميني(ره) دارفاني را وداع را گفته‌اند. 

به هر حال پردازش اين تخيل نيز مبتني بر بخشي از واقعيت‌هاي جامعه ما بود، چون نذر مشرف شدن به محضر امام خميني(ره) آن هم با پاي پياده در زمان حيات اين بزرگوار، اتفاقي بود كه ريشه در واقعيت دارد، اينطور نيست؟
بدون شك همينگونه است. به هر حال با داستاني طرف هستيم كه حتي اگر اجازه خلق تخيل در توليد آن را نيز به خود بدهيم بايد بر اساس مستنداتي باشد كه خداي ناكرده راه به بيراه نرفته باشيم. 

در توليد اين نمايش و از زمان اجراي اين نمايش برخورد مناسبي با آن صورت نگرفت و اغلب آن را در زمينه آثار سفارشي كه متأسفانه ديد درستي نسبت به آن در جامعه و به‌خصوص ميان هنرمندان ما وجود ندارد قرار داده‌اند. 

ببينيد تئاتر نمي‌تواند خارج از سفارش باشد! حتي وقتي هنرمندي به خلق داستاني سراسر مبتني بر تخيل مي‌پردازد باز هم از ذهن و علاقه خود سفارش گرفته و آن را با تكنيك‌هاي خلق و نگارش درام در‌هم آميخته است. در كنار اين مسئله توليد آثار سفارشي در همه جهان مرسوم است و از قضا جزو بهترين توليدات نمايشي نيز به‌شمار مي‌رود چرا كه حمايت از توليدكنندگان آن آثار در قياس با ساير آثار نمايشي بسيار بيشتر است. 

اما همانگونه كه شما اشاره كرديد متأسفانه ديد درستي از اين مسئله در جامعه ما وجود ندارد، هر‌چند كه با قدرت اعلام مي‌كنم كه «آيينه‌دار صبح» به هيچ‌وجه اثري سفارشي نيست بلكه با تمام وجود به خلق آن ايمان، علاقه و اراده داشتم. انقلاب اسلامي به‌ويژه رهبري آن يعني حضرت امام خميني(ره) همواره بخش بزرگي از ذهن مرا به خود اختصاص داده بود كه چگونه يك روحاني توانست با ذهنيت و سخنان خود مردم يك جامعه را با خود هم‌رأي كند و بساط پوشالي سلطنت رژيم شاه كه تماميت آن آميخته با خون و درد و رنج مردم بي‌گناه ايران بود را نابود كند. 

به ظرفيت‌هاي موجود در بدنه هنر تئاتر كشور اشاره كرديد، مي‌توان به خلق مستمر چنين آثاري در آينده نيز اميد داشت؟
هنر انقلاب مانند مفهوم عميق و كلان آن نيازمند اعتلاي هر‌چه بيشتر است و ما هنوز با نقطه آرماني خود فاصله بسياري داريم. حقيقت آن است كه اين هنر با ادعا به جايي نمي‌رسد و بايد هنرمنداني كه به اين انقلاب ايمان دارند و ديني بر گردن‌شان قرار دارد براي اعتلا و گسترش آن وارد ميدان شوند و مسئولان نيز با تمام وجود بايد از آنها حمايت كنند، آن چيزي كه مي‌تواند نام هنر ايران را در جهان پرافتخارتر از گذشته نمايد، هنر انقلاب اسلامي و آثار فاخر آن است و بدون شك با ميدان‌دادن به فعالان اين عرصه و بي‌توجهي به مانع تراشي معدود مدعيان هنر تئاتر مي‌توان شاهد توليد و اجراي مستمر چنين آثاري بود، به‌خصوص امسال كه توسط مقام معظم رهبري به نام سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نامگذاري شده است، مي‌تواند بهانه‌اي براي خلق نگاه جديد و حمايت يكپارچه و منظم از فعالان هنر انقلاب اسلامي باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار