کد خبر: 469332
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۳۰
كاظم چليپا در گفتگو با «جوان»:

به گزارش جوان، نقاشي نيز مانند ساير هنر‌ها پس از انقلاب اسلامي دچار تغيير و تحولات زيادي شد. استاد «كاظم چليپا» از جمله نقاشان نسل اول بعد از انقلاب و از بنيانگذاران «حوزه هنري»به شمار مي‌رود كه كار‌هاي وي در ابتداي انقلاب اسلامي همراه با موضوعات مرتبط با انقلاب داراي شهرت شد. استاد چليپا در گفت‌وگو با «جوان» به مسائلي از جمله پاك شدن نقاشي‌هاي ديواري شهر مشهد اشاره كرده است. گفت‌وگوي ما با وي را در زير مي‌خوانيد.

شما به عنوان يكي از افراد شاخص در نسل اول نقاشان بعد از انقلاب شناخته مي‌شويد؛ كساني كه به خاطر زمان و نوع موضوعاتي كه كار مي‌كردند از آنها به عنوان نقاشان انقلاب اسلامي ياد مي‌شود، چه اتفاقي افتاد كه ديگر آن شور و هيجانات انقلابي در آثار شما و هم‌نسلانتان كمتر ديده مي‌شود؟ 

تحولات سياسي و اجتماعي، علاوه بر عموم جامعه روي هنرمندان و آثارشان نيز تأثير مي‌گذارد و نمي‌توان هنرمند را از جامعه جدا دانست. درابتداي انقلاب بچه‌هاي هنرمندي بودند كه به طور خود انگيخته و خودجوش در كنار هم جمع شدند و حوزه هنري را به عنوان سازماني جوشيده از انقلاب تشكيل دادند و در آن‌جابه توليد آثار پرداختند، اما بعداً اين ساختار تحت چتر مديريتي سازمان تبليغات اسلامي رفت و داراي چارت سازماني و اداري شد. اين چارت سازماني و بوروكراسي در بعضي مواقع با روحيه آزاد هنرمندان در تعارض قرار مي‌گرفت، البته همين سازماندهي اداري عامل گسترش حوزه هنري و گسترش آموزش هنر مخصوصاً در شهرستان‌ها شد، اما انگيزه‌هاي پررنگ انقلابي هنرمندان به سختي در دل اين بوروكراسي جاي مي‌گرفت. 

پس اين بوروكراسي عاملي براي عدم شكوفايي استعداد‌ها شد؟ 

البته اين چيزي است كه در همه انقلاب‌ها وجود دارد. انقلاب بر اساس يك شور و هيجان شكل مي‌گيرد، اما وقتي در طي مسير كم كم داراي سازماندهي و اداره مشخص مي‌شود ديگر آن شور و هيجان فروكش مي‌كند و عقلايي‌تر تصميم مي‌ گيرد و مي‌خواهد حسابگرانه‌تر با مسائل برخورد كند. به غير از اين همان طور كه مي‌دانيم هنر قائم بر هنرمند است، اما اين شرايط محيطي است كه يا آن را رشد مي‌دهد يا متوقف و منزوي مي‌كند يا آن را به سمت كيفي‌تر شدن پيش مي‌برد يا اينكه توقع توليد كمي‌تر را از آن پيدا مي‌كند.
 
هنرمند از حوادث اطرافش تأثير پذير است، حال برخي از هنرمندان در مقابل تغييرات مقاومت مي‌كنند و خودشان را دربرابر دگرگوني‌هاي بيروني حفظ مي‌كنند يا اينكه با تغييرات و دگرگوني‌ها همراه مي‌شوند. حوزه هنري نيز از هنرمندانش كه دچار هيجانات اول انقلاب بودند خواست تا مشغول مسائل عميق‌تر شوند و با تعمق بيشتري به توليد آثار بپردازند.
 
چنانچه در سينما، ادبيات، شعر و نقاشي اين مسئله از هنرمندان خواسته شد كه از نگاه هيجان زده و به قولي شعاري و شعار زده بپرهيزند و آثاري با عمق فكري بيشتر توليد كنند. زماني هنر دچار شعار زدگي و هيجان بود و بعد از آن مي‌خواست با آرامش و تفكر كار كند، وقتي در هنر بخواهيم يك اثر و كار داراي عمق فكري ارائه كنيم، نياز به تأمل بيشتر، كار بيشتر و سكوت بيشتر است. 

به نظر شما اين مسئله هنوز هم ادامه دارد؟ 

ما هم اكنون درگير مسئله ديگري هستيم و آن هم ضرورت فرهنگ درك هنر، فهم هنر، درخواست هنر و پذيرش هنر است؛ چيزي كه امروزه بايد در جامعه روي آن كار شود، چه در ميان مسئولان و چه در ميان مردم عوام. اين مسئله از طريق فعاليت‌هاي هنري در سطح مراكزمختلف و شهرستان‌ها بايد پيگيري شود. حاصل انجام اين كار نهادينه شدن فهم و درك هنر در سطح شهر‌ها و در ميان خانواده‌ها مي‌شود. 

به جايگاه هنر و درك هنر اشاره كرديد، متأسفانه ما در چند وقت گذشته شاهد تخريب يكي از بزرگ‌ترين نقاشي‌هاي ديواري ايران بوديم؛ نقاشي‌هايي با موضوع و محوريت شاهنامه فردوسي كه در مشهد مقدس قرار داشت و به دلايلي تخريب و پاك شد. نظر شما درباره اين برخورد‌هاي قهر آميز با هنر چيست؟ 

من به شخصه با اين اتفاقات موافق نيستم و به خاطر اين حوادث متاسفم. نه تنها من بلكه همه فرهيختگاني كه با مسائل آشنا هستند، چه در رده مسئولان و چه در رده هنرمنداني كه با نگاه‌هاي مختلف در اين مملكت مشغول به فعاليت هستند، با اين اتفاقات موافق نيستند. به دليل اينكه هر چيزي كه در اين كشور وجود دارد و به آن پرداخته شده است، چه شاهنامه فردوسي، چه سرگذشت حكومت‌ها و چه موضوعات اسطوره اي، همگي برخاسته از هنر و فرهنگ ايراني- اسلامي است.
 
نگاه كنيد، مملكت ما از ابتدا يكتاپرست بوده و همه اسطوره ها، افسانه‌ها و داستان‌هاي قهرماني و پهلواني آن داراي نگاهي اخلاق مدار و سرشار از اخلاق خدا محور، انسان مدارانه و انسانگرايانه بوده است. وقتي شاهنامه فردوسي را مي‌خوانيم سرشار از اخلاق و فضائلي است كه اهل بيت(ع) نيز به آن اشاره مي‌كنند، يعني چيزي جدا از آنها نيست، ولي متأسفانه ما اين بعدشان را نمي‌بينيم. ما در شاهنامه موضوعات عميق اخلاقي را مي‌بينيم كه بايد به آنها توجه كنيم. حالا كه آمده‌اند شاهنامه را برداشته و محو كرده‌اند، بايد ديد مي‌خواهند چه چيزي را جايگزين آن كنند؟!
 
ما دوبخش داريم؛ يكي موضوعات ملي و بخش ديگر موضوعات ديني و مذهبي، ايران جدا از اين دو موضوع نيست، اينها دو بالي هستند كه ايران امروز را ساخته‌اند. يك پرنده نمي‌تواند با يك بال پرواز كند. هنر اسلامي با تلفيق هنر ايراني توانست شهرت و جايگاه جهاني پيدا كند و از آن سو هنر ايراني با داشتن عرق ملي و ارزش‌هاي ملي است كه با رنگ و لعاب زيبايي بر پيكر اسلام آويخته شد. به نظر من كساني كه نقاشي ديواري مشهد را پاك كرده‌اند نه سواد فرهنگ ايراني را داشته‌اند، نه درك و سواد هنري دارندو به جز اينكه خون به دل كساني كه به مسائل نگاهي فراگير‌تر و عميق‌تر دارند، كنند، كار ديگري نكرده‌اند. متأسفانه اين آدم‌ها از ابتداي انقلاب تا به حال به جز ضربه زدن به فرهنگ كاري نكرده‌اند. 

اگر بخواهيم كاري كنيم كه ديگر شاهد تكرار حوادثي مانند آنچه در مشهد رخ داد نباشيم، بايد چه كار كنيم؟ 

ابتدا بايد كاركرد هنر و اينكه چه تأثيري مي‌تواند بر جامعه داشته باشد، جا بيفتد و آموزش داده شود. هنر تأثير بسزايي در تلطيف اخلاق و تلطيف روابط دارد. متأسفانه ما اين نكته را نمي‌بينيم كه خداوند جهاني را كه آفريده از طريق يك صورت به انسان معرفي مي‌كند و آن صورت، هنر است. همان طور كه رنگ يك گل سرخ، صورت و عطرش يا صداي يك پرنده و نواي يك جويبار بر روح ما تأثير مي‌گذارد و آن را تلطيف مي‌كند، هنرمندان نيز با تأثيرپذيري از اين كيفيتي كه در تصوير عالم وجود دارد، مي‌خواهند تا تأثير آن را تشديد كنند. به قول معروف روح انسان را لطيف كرده، چشم وي را به ديدن باز كنند، از طريق ديدن آن را به حقيقت برسانند، گوش انسان را به شنيدن باز كنند و از طريق شنيدن بهترين و زيبا‌ترين موسيقي ها، جامعه‌اي را بسازند كه زيبا رفتار كند. 

به اين نكته اشاره كرديد كه مليت و مذهب دوبال فرهنگ و هنر ايران هستند، به كساني كه مي‌خواهند وارد عرصه هنر شوند يا هنرمندان جوان، چه توصيه‌اي داريد كه در كارهايشان اين دو عامل را در كنار يكديگر ببينند؟ 

در ابتدا بايد داراي مطالعه عميق نسبت به اين دو موضوع باشند و به خوبي آنها را بشناسند. گذشته فرهنگي ايران را شناخته و با خرده‌فرهنگ‌هاي ايراني آشنا شوند، هنر اسلامي را بررسي كنند و آثار فاخر و شاخصه‌هاي آن را كشف كنند در ضمن بايد به ابزار امروز سلطه و تسلط داشته باشند و با تلفيق آنها يك فضاي سوم را به وجود آورند كه به آن ايران جديد مي‌گوييم. ايراني كه داراي اخلاق و سرشار از نوگرايي و خلاقيت است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار