
مينا فرخنيا: چندي پيش با يكي از نقاشان جوان كشورمان گفتوگو ميكرديم، وي در مورد نگاه حرفهاي به هنر، معتقد بود اگر آثار هنري به درستي عرضه نشوند، هيچ گاه امكان رشد آنها به وجود نميآيد و هنرمندان نيز بعد از مدتي از هنر دست ميشويند و به كار ديگري مشغول ميشوند، در اين صورت هنرمند مجبور است توليدات خود را در انبار خانهاش نگه دارد و تا ابد روي آنها خاك بنشيند.
فروش آثار هنري از چند جهت داراي اهميت است، ابتدا از اين رو كه هنرمندان با كسب درآمد از طريق هنرشان، تمام تلاش و سعي خود را در بهبود هر چه بيشتر آثار و افزايش كيفيت آنها ميگذراند و بازار رقابتي ميان اهالي هنر ايجاد ميشود. از سوي ديگر مخاطبان و خريداران هنر به دليل پرداخت هزينه براي آن، در نگهداري آثار هنري دقت بيشتري به خرج ميدهند و اين به نوبه خود عامل مهمي در حفظ و پاسداري از هنر ميشود.
شيوههاي خريد و فروش كالا در طول تاريخ همواره در حال گسترش، دگرگوني و پيشرفت بوده است، كالاهاي هنري نيز از اين قاعده مستثني نيستند، اگر به سير تحول عرصه آثار هنري و خريد آنها نگاهي بيندازيم، متوجه اين سير تاريخي ميشويم.
فروش آثار هنري از گذشته كه هنرمند به سبك سنتي به سراغ خريدار اثر هنري ميرفت تا امروز كه بازارها، اكسپوها و حراجهاي بينالمللي رواج يافته، شيوههاي مختلفي داشته است. در گذشته هنرمنداني براي فروش اثرشان به دنبال خريدار ميرفتند تا اينكه به مرور مكاني خاص فروش آثار به نام گالري (نگارخانه) تأسيس شد تا خريد و فروش آثار هنري از طريق آنها انجام شود. بعدها و پس از سالها با فعاليت گالري ها، شكل ديگري يعني بازار فروش آثار هنري (Art Expo) ايجاد شد كه در اين بازار گالريها و مجموعهها آثار هنري را براي فروش عرضه ميكنند.
كشور ما هم كم و بيش شيوههاي فروش آثار را تجربه كرده است. با آنكه هنوز هم شيوههاي سنتي عرضه آثار هنري، همچنان مرسوم و متداول است، اما در سالهاي اخير با الگوگيري از شيوههاي عرضه و فروش كالاهاي هنري، توانسته ايم گامهاي مهمي را در آشناسازي ايرانيان با راههاي خريد و فروش آثار هنري برداريم.
امروز تعداد قابل توجهي گالري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز فعاليت دارند كه در مقايسه با بعضي كشورهاي پيشرو در هنر معاصر و مدرن تعدادشان بيشتر است. چند سالي هم است كه اكسپوها و بازارهاي فروش آثار توسط بخش خصوصي، انجمنها و دولت برگزار ميشود اما چرخ اقتصاد اين هنر چندان نميچرخد و دغدغه فروش آثار با مسئولان، هنرمندان و فعالان عرصه تجسمي همراه است.
گرچه آثار هنرمندان ايراني در حراجهاي منطقه چشم خريداران را خيره ميكند، اما از ميان طيف گسترده هنرمندان تجسمي، فقط معدودي امكان و اقبال دارند كه آثارشان در اين حراجها چكش بخورد و به فروش برسد. دولت و مجلس هم در اين سالها گاهي با طرحها و قوانيني درباره خريد آثار هنري خواستهاند زمينهاي را براي فروش آثار هنرمندان فراهم كنند. سال ۱۳۸۲ مجلس شوراي اسلامي تصويب كرد كه نهادها و دستگاهها ميتوانند نيم درصد از بودجه عمراني خود را صرف خريد آثار هنري كنند، اما اين ماده قانوني با استقبال سرد نهادها مواجه شد و اكسپويي كه به دنبال اين قانون برگزار شد، عايدي براي هنرمندان و هنرهاي تجسمي نداشت.
با پيگيري مسئولان هنري و همراهي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي سال گذشته در قانون بودجه سال ۱۳۹۰ مادهاي تصويب شد كه نهادها و دستگاههاي تابعه قواي سهگانه موظف هستند يك دهم درصد از اعتبار عمراني ساختماني خود را به خريد آثار هنري اختصاص دهند. تصويب اين قانون كه بر خلاف سال ۱۳۸۲، نهادها را مكلف به خريد آثار كرده است، موجب شد اهالي تجسمي به تحقق و اجرايي شدن آن دلگرم شوند.
گرچه هنوز مشخص نيست كه آيا نهادها اين ماده قانون را اجرا كردهاند يا نه اما غالب هنرمندان و فعالان هنرهاي تجسمي به اكسپوي ۹۱ چشم دوختهاند تا شايد با رايزني هايي كه انجام ميشود، نهادها وارد ميدان شوند و اثر هنري خريداري كنند تا هم حال و هواي در و ديوار و فضاي ساختمانهاي سازمانها و نهادها رنگ و بوي هنر بگيرد و هم جامعه تجسمي با دلگرمي بيشتر كار كنند.
اكسپوي ۹۱ فرصتي است كه نگارخانههاي تهران و استانها آثار هنرمندان كشور را براي فروش ارائه كنند و نهادها و دستگاهها هم بودجهاي دارند كه بايد اثر خريداري كنند، بنابراين عوامل و شرايط آماده است تا اين اكسپو لبخندي بر لب اهالي تجسمي بنشاند و تجربهاي شيرين را رقم بزند. با ادامه اين روند و استقبال هنرمندان و خريداران آثار هنري، اين امكان به وجود ميآيد كه آثار هنرمندان ايراني در سطح بينالمللي به نمايش گذاشته شود تا با معرفي بهتر و بيشتر هنر اصيل و مدرن ايراني، امكان گردش چرخ اقتصاد هنر را فراهم آوريم.