ماجرا از نامه هاي متعدد چندين مركز و به ويژه تشكل هاي دانشجويي به ضرغامي شروع شد. آنها بحق از روند اين برنامه و نگاه يكسويه گردانندگان آن دلگير بودند. اين مسئله از آغاز توليد اين مجموعه،به نحوي آزاردهنده،نمود يافت. ماه ها گذشت تا مجريان و دستاندركاران رضايت دادند جز منتقد پا به جفت خود كه گويي سرقفلي نقد را در آن برنامه از آن خود كرده بود، اجازه دهند صداهاي حتي همسو اما با ادبياتي متفاوت نيز جلوي دوربين آنها بيايند.
ساختن، صاحب نسق كردن و طرفدار يافتن براي يك برنامه تمام فرهنگي كار آساني نيست. صدا و سيما تمام قد پاي اين برنامه ايستاد و مدد رساند تا انبوه بينندگان ثابت خود را بيابد. الحقوالانصاف گردانندگان نيز سختكوش و كم و بيش حرفهاي بودند، اما يكسويهنگريشان از ابتدا مشكلساز شد. كاملاً مشهود بود كه خشت بنا در حال كج نهاده شدن است.
خيلي ها هم گفتند و نوشتند ولي گوش كسي بدهكار نبود و ماحصل عاقبت آن شد كه ديديد. عجيب است كه مديران رسانه ملي، تجربياتي از اين دست كم در چنته ندارند و با اين حال آنقدر مماشات كردند كه هم به اصل برنامه و هم مخاطب عام آن خدشه وارد شد، حال آنكه اگر از ابتدا در كنترل برخي جزئيات،گام به گام پيش مي رفتند، كار پس از چندي به اين آشفتگي در كليات نمي رسيد.
باري مولا علي(ع) حديث معركهاي دارد و مي فرمايد: همه محبتت را نثار دوست كن! اما همه اعتمادت را به پايش مريز!به نظر مي رسد اغلب رسانه ملي در برخي برنامه هاي مجري محور كه به هر دليل مخاطب فراگير مييابد، ابتكار عمل را به مرور از دست داده و مرعوب ميشود. اين گرفتاري از گذشتههاي دور وجود داشته و حيرتا كه بعد از سه دهه، هنوز فكري به حال آن نشده است. آن از سرنوشت برنامه «ديروز و امروز و فردا» و بعد «پارك ملت» و صدها نمونه ديگر از آغاز انقلاب تا حال و اين هم از عاقبت «هفت».
گاه مجريان چنان ميداني مي يابند كه انتظار دارند همه مديران رسانه ملي به سبب اقبال مردي كه برنامهشان دارد مقابل آنان دست به سينه باشند و عامل بي چون و چراي اوامر آنان و گاه مديران چنان يك مجري موفق را در تنگنا ميگذارند كه طرف با تمام تعهد و دلسوزياش ميگذارد و ميگريزد. باري بايد از اين افراط و تفريط پرهيز كرد. بايد به گردانندگان چنين برنامههايي تفهيم شود كه آنها مجري برنامهاي در رسانه ملياند نه در تلويزيون خصوصي خود و از آنسو بايد مديران بياموزند كه مجريان موفق آسان به كف نميآيند كه بشود به آساني رهايشان كرد. در اين مورد خاص و برنامه «هفت» باري باز بايد همان ضربالمثل گذشته را تكرار كنم كه گويا: دموكراسي خوب است اما براي پسر همسايه. انشاءالله با تمام اين احوال راهي پيدا شود كه «هفت» با كاهش كژتابيهايش به خانههاي مردم باز گردد.