
محسن سليماني فاخر: «روزهاي زندگي» يادآور مقاومت و ايثار جانبركفاني است كه در هر قشر و جايگاه اجتماعي براي دفاع از ناموس و وطن قدم به وادي گذشت نهادهاند و تمام ناملايمات و سختيها را با عافيت و راحت طلبي تعويض كردهاند.
اين فيلم واگويهاي تلخ و جدي از بحرانيترين زمان در ايام جنگ تحميلي و تلاشي براي ارائه تصويري نو از رزمندگان و ايثار پزشكان در جنگ است. فيلم روايتي ساده، يوميه و روزمره آدمي است، روزي كه كنترل و هدايت آن تنها در انديشه و آرمان فرد است؛ روزهايي كه هر يك ميتوانند با تقدسات و اعتقادات باطني از روزهاي زندگي ديگران جدا و برتر باشند.
در «روزهاي زندگي» درام اثر نيز برپايه كوشش و زيباييهاي معنوي و دروني خلق شده و داستان و كنشها و واكنش كاراكترها با آدمهايي كه گاه در قامت يك ضد قهرمان وارد گود شدهاند بنا شده و اين شناخت باعث شده فيلم جذب و كشش دروني را تا پايان براي مخاطب فراهم كند.
يكي از زيركيهاي فيلمساز در «روزهاي زندگي» نشان دادن اخلاق درراه رسيدن به هدف در شخصيتهاست و كاراكتر قهرمان و همسويانش كه در قامت پزشك حضور دارند تا آخرين خط سوگندنامه خود ميايستند و جلوهاي ديگر از ايثارگران جنگ را به نمايش ميگذارند.
دوري از شعاري شدن و مأنوس با درونيات مخاطب از نقاط قوت «روزهاي زندگي» است اما در عين حال فيلم مملو از صحنههاي تكاندهنده و تلخ است كه گاه ديدن آنها غيرقابلتحمل ميشود و به نظر ميرسد احتياط گروه سني براي تماشاي اين فيلم ضروري است.
معنويت دروني و ايمان باطني در «روزهاي زندگي» از جلوههاي ديگر به نمايش درآمده است. احساس مسئوليت، نبرد وجدان و عشق، تبلور ترس و مرگ در تمام اين فيلم نمايان است و در كنار بحرانهاي اصلي جنگ و خونريزي، معركهاي واقعي براي محك زدن و گزينش راه و انتخابي سخت و دشوار است. سكانسهاي تأثيرگذار در قالب روايتي از ايثارگري پزشكان و زنان در جبهههاي جنگ آشكار است.
در قصهپردازي اين اثر چند شخصيت با مكاتب و ايدئولوژيهاي مختلف در فضايي سخت و در تنگنا در كنار يكديگر قرار گرفتهاند و چالش قهرمان با يكي از پزشكان اين بيمارستان صحرايي نمونهاي از اين شخصيتهاست.
شيخ طادي باتمهيدي رفتاري و ظاهري زوج پزشك قصه را با مجروحان درگير ميكند و تقلاي دائمي آنان را براي نجات زندگي و درمان آنان در پيش ميگيرد و به جزئيات و درونيات به اشارهاي آني اكتفا ميكند. فيلم عاري از شعار دادنها و قهرمانسازي است؛ فضايي واقعي از انسانهاي مخلص را نشان ميدهد كه كنار شجاعت و شهادتطلبي، ميتوانند احساس ترس و نااميدي داشته باشند.
شيخ طادي به غير از پرداخت شخصيتها و نشان دادن حال و هواي يك درمانگاه صحرايي بيشتر بر عنصر مقاومت و پايداري تأكيد دارد. وي براي تأكيد بر مقاومت دروني و جان بر كفانه قهرمانان داستان، پزشكي را كه افكارش مغاير با انديشهها و آرمانهاي دوران دفاع مقدس است وارد قصه ميكند تا با اعتراض به اوضاع و شرايط و برخورد غير انساني با مجروحان شدت عمل قهرمانان را واقعي نشان دهد.
شيخ طادي در نيمه داستان با اعلام پذيرش قطعنامه توسط ايران فرصت كوتاهي به مخاطب براي نفس كشيدن ميدهد، اما او پايه داستان را براي درام اصلي و گره افكني مهيا ميكند. كساني كه از حمله عراق زنده ميمانند به پناهگاهي كه در زيرزمين محوطه درمانگاه است ميروند و اينجاست كه شيخ طادي همچون حاتمي كيا در آژانس شيشهاي بر لوكيشني پلاتو مانند از تمامي المانها بهره ميگيرد و داستان را از افت ميرهاند.
ايثار و فداكاري را به اوج ميرساند و كنشها و واكنشهاي زن و شوهر فضايي روحاني را براي تماشاگر ايجاد ميكند. بازي قاضياني در اين فيلم ملموس و همذاتپندارانه است. حميد فرخ نژاد ميتوانست بهتر از آن باشد كه ديده ميشود شايد نحوه اداي ديالوگها همان باشد كه در ديگر نقشهاي خياباني رؤيت شده است. در برخي سكانسها عكس العمل فرخنژاد به صداها كه بينايي خود را از دست داده، باورپذير نيست. شايد بتوان ضعف اثر را در چند ديدگاه برشمرد؛ اينكه كارگردان تنها بر مقاومت تأكيد بيش از حد نشان داده و از خرده پيرنگهايي كه در حاشيه اين مقاومت و ايثار ميتوانست شكل بگيرد، مغفول مانده است.
اين فيلم هر چند از خلوتها و گذشتهاي شخصي و دروني رزمندگان ادعاي سخن دارد اما در عمل يك فيلم خشن و دلهرهآور است كه درام هم به ناچار از اين خشونتها بار گرفته است. در برخي صحنه بزرگنمايي هايي ديده ميشود كه در قامت اين كار نيست.
ايستادگي فرمانده گروهان به شدت مجروح شده نشان از عدم رعايت جزئيات دارد. شايد بهتر بود فيلم گرههاي بيشتري براي تماشاگر باقي ميگذاشت تا بر جذابيت آن افزوده ميشد. با اين حال «روزهاي زندگي» اثري قابل احترام در سينماي دفاع مقدس محسوب ميشود.